گسترش و ترویج علوم

معجزه آموزش علوم بعد از بعثت

بانوی دانشمند محقق منصف دکتر «زیکریدهونکه» مستشرق آلمانی در کتاب نافع ممتع گرانبهایش خورشید عرب بر غرب می تابد یا اثر تمدن اسلام در تمدن اروپا جمله بالا را عنوان اولین فصل کتاب پنجمش- مجموع کتاب نامبرده هفت کتاب است- ساخته است به این عبارت المعجزه التی حققها العرب.
این معجزه چیست؟ معجزه علم، سرعت آموختن و فراگیری، سرعت پیشرفت، سرعت نشر و تعلیم به دیگران، کاری که به تصدیق همه دانشمندان با انصاف بیگانه در هیچ امت و ملتی نظیر و شبیهی ندارد. بانو «هونکه» مطلبش را چنین آغاز می کند:
«ما خود را در قرن دهم میلادی فرض می کنیم، یک کتابفروش به نام «ابن الندیم» در بغداد، کتابش الفهرست را در ده جلد منتشر کرده است، در این کتاب، نام جمیع کتبی را که تا آن وقت به زبان عربی در فلسفه، هیأت و فلک، ریاضیات، طبیعیات، شیمی و طب و غیره نشر یافته آورده است. در اندلس شهر قرطبه از همه نواحی شرق، بلکه غرب نیز دانشجویان را به سوی آموزشگاههای عالیه و دانشگاهها و کتابخانه عظیمش می کشاند، خلیفه «حکم دوم» که از مشهورترین علمای عصر خویش است، نیم میلیون از کتابهای گرانبها را به وسیله رجال دربارش جمع آوری نموده و شخصا بر بسیاری از کتب نامبرده حواشی و تعلیقات نوشته است و بیست و چهار سال به پایان قرن دهم مانده زندگی را بدرود گفته است. و در قاهره صدها کارگر فنی و غیر فنی و کارمند در دو کتابخانه خلیفه به نظم و ترتیب دو میلیون و دویست جلد کتاب اشتغال دارند و این تعداد، بیست برابر مقدار کتب کتابخانه اسکندریه در اوج عزت و اهمیتش می باشد.»
سپس گفتار پاپ را با لطف خاصی درباره کتابخانه قاهره چنین باز می گوید: «کاملا معلوم است که حتی یک نفر در روم وجود ندارد که از لحاظ معرفت شایستگی
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۴۳۰
دربانی آن کتابخانه را داشته باشد، از کجا می توانیم مردم را تعلیم دهیم، با اینکه ما خودمان نیاز به معلم داریم؛ فاقد چیزی نمی تواند معطی آن باشد.» این است آنچه با آه و افسوس و اندوه بسیار کسی که به طور کامل از حقیقت امر آگاه است می گوید، یعنی جناب «ژربرت فون اوریال» که در سال ۹۹۹ میلادی در روم بر کرسی پاپی، به نام پاپ سلوستر دوم جلوس کرد.»
بانو هونکه چنین ادامه می دهد: «در همین سال (۹۹۹) ابو القاسم، اصول و قواعد جراحیش را که قرنها در همه جهان جاری و شایع بود، منتشر ساخت و ارسطوی عرب «بیرونی» گردش زمین را بر گرد خورشید برای جهانیان تشریح نمود و «ابن هیثم» قوانین رویت را کشف کرده و تجاربی در مناظر و مرایا و عدسیهای مستدیر و استوانه ای مخروطی اجرا نمود و در حالی که جهان عرب در همین سال شتابانه به سوی قله عظمت و ترقی عصر طلاییش با گامهای بلند می شتافت، اروپا مبهوت و پریشان، بی صبرانه منتظر پایان یافتن جهان است و قیصر جوان بیست ساله «اتوی سوم» با سخنان پوک و میان تهی خود، مردم را بدین سان موعظه می کند: «عن قریب حضرت مسیح می آید و مردم را حاضر ساخته، همگی را به قصاص کارها و جنایاتشان خواهد رسانید.» در همین زمان ابن سینا در مشرق که او هم بیست سال بیشتر ندارد، دنیا را از پیروزیهای آشکار علمیش دارد پر می کند.»
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *