نقش اجتماعی

نقش پیامبران در تمدن ها

امروزه دانشمندان با انصاف اعتراف دارند که تمدن های بشری مرهون زحمات خالصانه و رنج های ایثارگرانه پیامبران است و آنان جاده تمدن را هموار کرده و عقل راکد بشر را به تلاطم انداختند.رسولان الهی از دو جهت در ساختن و هموار نمودن تمدن ها سهیم بوده اند: یکی از نظر برداشتن موانع و دیگری، از نظر ایجاد مقتضا و شوق و انگیزه در خلق تمدن.یکی از مظاهر مهم تمدن بشری، ساختن معبدهای بزرگ است. از کلیساهای بزرگی چون کلیسای دنب در آلمان گرفته تا مساجد با شکوه اسپانیا که چهار هزار ستون در آن به کار رفته است. علاوه بر این، پیامبران از سایر تمدّن های بشری نیز موانع را برطرف ساخته اند، چرا که مردم را به توحید و پرستش خدای یکتا و بی همتا دعوت کرده و از پرستش مظاهر خلقت هم چون کوه، دریا، ستاره، ماه، حیوانات و انسان ها باز داشته و حتّی به مبارزه برخاسته اند. همان گونه که بشر گاوپرست اجازه نمی دهد برای رهایی از گرسنگی خلق، گاوها قربانی شوند؛ کوه پرستان هم اگر بودند، اجازه نمی دادند با دینامیت سینه کوه ها را بشکافند و معادن را استخراج کنند. هم چنین ماه پرستان نیز مانع می شدند لونا، آپولو و سایر سفینه های فضایی روی کره ماه بنشیند، حتّی با مصنوعات و مخترعات نیز در ستیز بودند. پیامبران آمدند با شرک و بت پرستی مبارزه کردند. خداوند در قرآن می فرماید:«وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ» [۱۰۰] ؛ پیامبر اکرم مبعوث شد تا مردم را از هر گونه فشار و سنگینی آزاد ساخته و غل و زنجیر اسارت و خرافات را از دست و پای اندیشه و افکار آنان بردارد.از دیگر خدماتی که انبیاء عظام برای تمدّن بشر داشتند، همگانی نمودن علم و دانش بود که آن را از محدوده درباریان، روحانیان و ثروت مندان خارج نمودند. هم چنین علم را از چنگال خرافات دینی رها نمودند، چرا که پیروان ادیان دیروز بر اثر برداشت ناروا از درخت منهیّه، که آدم به آن نزدیک شد، تضادی بین علم و دین ایجاد کرده بودند و ارباب کلیسا و کنیسه اجازه نمی دادند دانشمندان نظریات علمی خود را اعلام کنند و صدها دانشمند را با دستور محاکم تفتیش عقاید و انگزیسیون زیر شکنجه کشتند.«طنطاوی» به صورت مکرّر در تفسیر کبیرش، این حقیقت را بیان کرده که انحطاط مسلمین و ترقّی اروپا از یک نقطه آغاز شده و آن «اعراض از دین» است:ما از دینی که سعادت بخش بود رو گرداندیم، زبون و خوار شدیم و آن ها از اوهام و خرافاتی که به نام دین پذیرفته بودند، دست برداشتند و جلو رفتند [۱۰۱] .مرحوم اقبال رحمه الله می نویسد:اگرچه اروپا حقّی را که اسلام بر تمدّن جدید دارد، دیر شناخت، ولی بالأخره مجبور شد به آن اعتراف کند [۱۰۲] .اروپا، اندیشه آزادی و آزادی خواهی و راه پیشرفت در عرصه علم و صنعت را، از اسلام و مسلمین آموخت، ولی با همه صدماتی که از کلیسا بر آن رفته بود نتوانست یک سره خود را از نفوذ آن خارج ساخته و مذهب و اخلاق را نیز از اسلام بگیرد. تحریفاتی که در دین مسیح صورت گرفت هنوز هم عقاید ضد عقل و دین در آن فراوان است.اوّلین اصلی که یک مسیحی به آن باور دارد، «تثلیث در عین توحید» است که برای پذیرش این عقیده، نخست باید عقل خود را کنار بزند و داوری آن را نادیده بگیرد و یا مجبور شده عقل و علم را از دین جدا کند؛ ولی رسول اسلام صلی الله علیه وآله می فرماید:«العلم والدین توأمان اذ افترقا احترقا»؛ علم و دین به هم آمیخته اند، هرگاه از هم جدا شوند احتراق و خرابی به بار می آورند.هم چنین پیامبران در آغاز کار، حرفه و صنعت های ضروری را به بشر آموختند.برخی از دانشمندان بر این باورند که هر علم و حرفه ای که در میان بشر به وجود آمده، آغازگر آن انبیا بوده اند. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله فرمود:ما بعث نبیاً الاّ کان زارعاً الا ادریس فانه کان خیاطاً [۱۰۳] ؛ هیچ پیغمبری مبعوث نشد، مگر این که زارع و کشاورز بوده، جز ادریس پیامبر که خیاط بوده است.در حدیثی از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل شده که حضرت ادریس علیه السلام اوّلین کسی بود که با قلم نوشت. [۱۰۴] .کِشتی سازی را حضرت نوح علیه السلام به بشر آموخت و آهنگری از حضرت داودعلیه السلام و خیاطی از حضرت ادریس علیه السلام به بشر منتقل شده است.
برگرفته از کتاب محمد صلی الله علیه و آله راز آفرینش نوشته آقای سید جواد هاشمی نژاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *