اخلاق و فضائل, سیره عملی و رفتاری

طبقات – جامه پشمین رسول خدا (ص)

یزید بن هارون و مسلم بن ابراهیم و سعید بن سلیمان، همگی از سلیمان بن مغیره، از حمید بن هلال، از ابو برده نقل میکردند که میگفته است پیش عایشه رفتیم ازاری خشن و درشت و ردایی همچنان که ساخت یمن بود بیرون آورد و سوگند خورد که رسول خدا (ص) در آن جامهها قبض روح شدهاند.
همین دو نفر و فضل دکین از همام بن یحیی، از قتاده، از مطرف، از عایشه نقل میکردند که میگفته است برای پیامبر (ص) بردی پشمی و سیاه دوخته شده و آن را پوشید، عایشه در این موقع صحبت از سپیدی پیامبر (ص) در قبال آن جامه سیاه کرد و گفت: همینکه پیامبر در آن برد سیاه عرق فرمود بوی پشم بلند شد که آن را خوش نمیداشت و همواره شیفته بوی خوش بود.
محمد بن حرب مکی از ابراهیم بن اسماعیل بن ابو حبیبه، از عبد الله بن عبد الرحمن بن فلان بن صامت نقل میکرد پیامبر (ص) در مسجد بنی عبد الاشهل در عبایی پشمی نماز گزارد و مخصوصا دستهای خود را روی آن مینهاد که از سرمای ریگها محفوظ باشد. این روایت از طریق عبد الله بن مسلمه بن قعنب، از قول پیر مردان قبیله بنی عبد الاشهل هم نقل شده است.
عبد الله بن مسلمه بن قعنب و سعید بن منصور و خالد بن خداش، همگی از عبد العزیز بن ابو حازم، از پدرش، از سهل بن سعد نقل میکنند بانویی برای پیامبر (ص) بردی پشمی که دارای حاشیه بود آورد. سهل از حضار پرسید: میدانید برد چیست؟ گفتند: آری لباس سراسری که به خود میپیچند. گفت: آری. گوید، آن زن گفت: ای رسول خدا این را به دست خود بافته و آوردهام بر تو بپوشانم. و پیامبر (ص) آن جامه را که سخت به آن محتاج بود گرفت و پوشید و آن را ازار خود قرار داده بود. فلان کس آن را برای فلانی تعریف کرد، و او به پیامبر (ص) گفت: ای رسول خدا این جامه چه خوب است آن را به من بدهید.
ترجمه الطبقات الکبری ،ج۱،ص:۴۳۰
(۱) فرمود: باشد. پیامبر (ص) مدتی در مجلس نشست و پس از آنکه مراجعت کرد و به خانه رفت آن را از تن در آورد و تا کرد و برای آن مرد فرستاد. مردم به او گفتند: کار خوبی نکردی، پیامبر (ص) خود نیاز به آن جامه داشت که آن را پوشیده بود و تو که میدانستی پیامبر (ص) خواهش کسی را رد نمیفرماید چرا آن را مطالبه کردی؟ گفت: به خدا سوگند آن را نخواستم که بپوشم بلکه خواستم به هنگام مرگ کفن من باشد. سهل گفته است روزی که مرد همان برد کفن او بود.
محمد بن عبید طنافسی و عبیده بن حمید و اسحاق بن یوسف ازرق، همگی گفتند عبد الملک بن ابو سلیمان، از عطاء بن ابو رباح، از عبد الله آزاد کرده اسماء نقل میکند که میگفته است اسماء جبهیی از نوع طیلسان (جامه گشاد) بیرون آورد که لبههای آن به اندازه یک وجب دیبادوزی شده بود از دیباهای خسروانی و گفت: این جبه رسول خداست که آن را میپوشیده است و پس از رحلت آن حضرت پیش عایشه بود و چون عایشه درگذشت آن را برداشتم و ما آن را میشوییم و آب را به بیماران دردمند خود میدهیم.
عمر بن حبیب عدوی و شعبه از حبیب بن ابی ثابت، از انس بن مالک نقل میکند پیامبر (ص) جامه پشمینه میپوشید.
اسحاق بن عیسی از جریر بن حازم، از حسن نقل میکرد پیامبر (ص) شب سردی برخاست و در مرط یکی از زنهای خود نماز گزارد و مرط روپوشی از پشم است که نه نرم و ملایم است و نه چندان درشت و خشن.
برگرفته از کتاب طبقات الکبری نوشته: ابن سعد، محمد بن سعد ترجمه: محمود مهدوی دامغانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *