حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها

کاخهای شاهانه پادشاهان ایران

داستان نقصان ایوان کسری را که به قول سفیر روم، بهتر از هر کمالی بود دانستیم. این جا می خواهم توجه بدهم که پادشاهان ساسانی، کاخهای فراوان داشتند و از آن جمله کاخهای مدائن است. مدائن لفظی عربی و جمع مدینه است که عربها بر هفت شهر متصل به یکدیگر اطلاق می کردند و مهمترین آنها تیسفون می باشد که یادگارهای تاریخی و بناهای عظیم و گنجینه ها و اموال بیشتر داشت. در کهندز آن، قصر ابیض واقع بود که اشکانیان ساخته بودند و در شهر تازه ایوان کسری قرار داشت که ساخته شاهپور اول بود. «۳» از این جا می توان دانست که انتساب آن به انوشیروان و افسانه خانه پیرزن و نقص ایوان به کلی بی اساس و مجعول است.
______________________________
(۱). عذر تقصیر …، ص ۱۲۸٫
(۲). النبوه و الانبیاء فی ضوء القرآن، از ابو الحسن ندوی، ص ۱۳۳؛ خوشبختانه این کتاب، اخیرا به دست این جانب رسیده در بعضی موضوعات، حتی نام آن با کتاب حاضر مشابه و نزدیک است.
(۳). دو قرن سکوت، ص ۶۷٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۴۹
برای اینکه بتوانیم به طور اجمال، بزرگی قصر مزبور را حدس بزنیم، همین قدر گفته سابقمان را تکرار می کنیم که طاق قصر یکصد و پنجاه روزنه به قطر ۱۲ تا ۱۵ سانتیمتر داشت که نور را سحرآسا منعکس می کردند؛ «۱» تخت شاه در آخر قصر قرار داشت. این تخت از عاج و نرده ها و دست اندازهایش از طلا و نقره بود، طولش ۱۸ و عرضش ۱۳ و ارتفاعش ۱۵ ذراع بود. «۲» درباره فرشهای کاخ، اختلافاتی میان مورّخان در اندازه فرش بهارستان هست که باید گفت: حتی فرشهای زربفت جواهر نشان نیز متعدد بوده است، چنانچه آقای ندوی در کتاب ماذا خسر العالم «۳» با لفظ جمع آورده و می گوید: «قالیهای بهاری ۳۰* ۳۰ متر بود.» آقای رهنما می نویسند: «فرش مرصّع و گوهرنشان کسری که بهارستان کسری نام داشت، شصت ذراع در شصت ذراع بود؛ «۴» ولی عموم اینها نوشته اند که فرشها را قطعه قطعه کردند و یک قطعه که به علی علیه السّلام رسید و یک سهم متعارفی بود، بیست هزار درهم می ارزید و مترجم ماذا خسر العالم در پاورقی ص ۶۶ می نویسد: «۲۰ هزار درهم در حدود چهل هزار تومان یا بیست هزار دینار معادل پانصد هزار تومان ارزش داشت.»
«کریستنسن» در کتاب ایران در زمان ساسانیان و سرپرسی سایکس در کتاب تاریخ ایران شرحی نسبتا مفصل راجع به کاخهای بسیار پادشاهان ساسانی و باغهای فوق العاده وسیعی که حتی در برخی از آنها جانوران وحشی نگاهداری شده و شکارگاه شاه بوده اند و آرایشها و حجاریهای شگفت انگیز و خلاصه مبالغ بی حسابی که از ملت بدبخت به مصرف آنها رسیده است، نگاشته اند و عجیبتر از همه، مساحتی است که کریستنسن برای تخت طاقدیس «۵» معیّن کرده است.
او می گوید: «بزرگترین نفایس خسرو پرویز تخت طاقدیس بود، یعنی تختی که به شکل طاق است که ثعالبی آن را چنین وصف کرده است: سریری بود از ساج و عاج
______________________________
(۱). کریستنسن در کتاب ایران در زمان ساسانیان می گوید: «وسعت زمین محصور در تیسفون ۵۸ هکتار است.» ص ۴۰۸ و مجموع متعلقات ایوان کسری ۴۰۰* ۳۰۰ (ص ۴۱۳٫)
(۲). زندگی امام حسین، ص ۱۴٫
(۳). ماذا خسر العالم، ترجمه فارسی، ص ۱۰۶٫
(۴). زندگی امام حسین، ص ۳۶٫
(۵). کلمه طاق به معنی ایوان است، همچنانکه به طاق کسری ایوان کسری می گویند و دیس و دیز ادات تشبیه و به معنی مانند است، مثل تندیس یعنی مجسمه و شبدیز یعنی سیاه.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۵۰
که صفایح و نرده هایش از سیم و زر بود، یکصد و هفتاد «۱» ذراع طول و صد و پنجاه ذراع عرض داشت، پله ها را آبنوس زرکوب مفروش کرده بود، آسمانه از طلا و لاجورد بود، صور فلکی، کواکب و بروج سماوی، هفت اقلیم و صور پادشاهان و هیأتهای آنان در مجالس بزم و میدانهای رزم و شکار در آن منقوش بود. ساعات شب و روز (و روزهای ماه و ماههای سال) را نشان می داد، چهار قالی از دیبای زربافت مرصّع به مروارید و یاقوت و دیگر جواهر که هر یک تناسب با یکی از فصول سال داشت «۲» آن را فرش کرده بود.» و به طوری که در صفحات بعد می گوید: تخت طاقدیس یک ساختمان بسیار مجلل و مسقفی بوده است که در سقف گنبدی متحرک آن، سیارات هفتگانه و دوازده برج و اشکال مختلف ماه، دیده می شده است و گاهی آواز رعد بلند شده باران مصنوعی می باریده است.
«سایکس» در وصف فرش بهارستان می گوید: «فرش نام برده که فردوس شاهی یا بهارستان کسری نامیده می شد، هفتاد ذراع طول و شصت ذراع عرض داشت که منظره باغی را نمایش می داد، خاکش از طلا، زمینش از نقره و چمنها از زمرد و جویبارش از لؤلؤ و مروارید بود و نیز اشجار و اوراق و اثمار و گلها و شکوفه ها و ریاحینش تماما از تکه های درخشان الماس و یاقوت و سایر جواهرات نفیس گرانبها ساخته شده بود، این فرش و تخت زرّین که پایه هایش از یاقوت بود، با تاجی که از سنگینی به سقف آویخته بودند، واقعا هر بیننده ای را مات و مبهوت می ساخت. «۳»
اما تاج را کریستنسن چنین وصف کرده است: «خسرو تاجی داشت که شصت من طلای خالص در آن به کار رفته، مرواریدهایش هر کدام به اندازه بیضه گنجشکی بود و یاقوتهای رمانیش شب تار چون چراغ روشنایی می داد و آن را در شب به جای چراغ مورد استفاده قرار می دادند، زمرّدهایش دیده افعی را کور می کرد، زنجیری از طلا به طول هفتاد ذراع، به قسمی تاج را به سقف می آویخت که محاذی سر پادشاه قرار می گرفت؛ بدون اینکه از وزنش زحمتی ایجاد شود و مردم می پنداشتند تاج بر سر شاه است. «۴»
______________________________
(۱). این عدد مسلم اشتباه است و صحیح همان هفده و پانزده می باشد و ظاهرا چون در کتاب ایران در زمان ساسانیان با عدد ضبط شده (۱۷* ۱۵) نه با حروف صفری اشتباها اضافه شده است.
(۲). ایران در زمان ساسانیان، ص ۴۸۸٫
(۳). تاریخ ایران، ج ۱، ص ۶۴۱٫
(۴). ایران در زمان ساسانیان، ص ۴۸۷٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۵۱
خسرو پرویز مردی حریص بود و ثروتی اندوخته بود که قابل شماره کردن با اعداد معمولی نبود. فردوسی و دیگران، هفت گنج برایش نام می برند که هر یک میلیونها تومان نقدینه داشت که باز همه اینها در برابر آنچه در راه هوسهایش خرج می کرد، اندک بود و قسمت عمده این پولهای اندوخته و مصرف شده، با کمال بی رحمی از رعایا به عناوین گوناگون گرفته می شد.
کریستنسن از طبری نقل می کند که خسرو در حرم خویش، سه هزار زن داشته است، غیر از دخترانی که خدمتکار یا مغنّی و مطرب او بوده اند و سه هزار خادم مرد و هشت هزار و پانصد مرکب و هفتصد و شصت فیل و دوازده هزار قاطر، برای حمل بنه داشته است و نیز از طبری نقل می کند که خسرو بیش از هر کس به جواهرات و ظروف و اوانی گرانبها و امثال آنها مایل بود. «۱»
فردوسی بعد از اوصاف گنجهای هفتگانه که یکی را نتوانستند بشمارند و دیگری در بر و بحر نظیر نداشت و سومی (که یک تیر پرتاب بالاش بود) و غیره، می گوید:
دوازده هزار کنیزک در کاخ زرین داشت که از زیبایی به کردار خرم بهار بودند و دو هزار و دویست پیل و دوازده هزار اسب جنگی و دوازده هزار اشتر بارکش و ششصد و شصت و شش عماری کش و غیره. تعجب در این است که خسرو با هزاران زن و دختری که در حرمسرا داشت، باز هم به فرمانروایان خود نامه نوشته و زن کامل عیار، مطابق میل شاهانه را وصف کرده بود، تا هر جا از دوشیزگان و بیوگان و زنان صاحب اولاد کسی را با آن اوصاف تعیین شده یافتند، به خدمت ببرند «۲» و چه بسا که بسیاری از این زندانیان بدبخت در همه عمر بیش از یک شب شوهر نمی دیدند. «۳»
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *