حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها

نهضتهای داخلی در ایران قبل از اسلام

مردم ایران می کوشیدند از زیربار آن همه ناملایمات و محرومیتها و فشار و اختناق و خلاصه از جهنمی که مؤبدان غلاظ و شداد با نیروی دین برایشان ساخته و افروخته بودند، بیرون آیند. به همین جهت در برابر دین زردشت که در حقیقت دین دولت و دربار و مذهب امرای جائر و علمای فاسد بود، دو دین دیگر پیدا شد:
۱٫ اول دین مانی بود که در ۲۲۸ میلادی پدید آمد و چون پیرایه های زردشتیگری را نداشت و رفاه و آسایش مادی و معنوی مردم بهتر در آن تأمین می شد، به سرعت فوق العاده و عجیبی پیشرفت کرد و انتشار بسیار یافت؛ سختگیریهای بی رحمانه سلاطین ساسانی و مؤبدان، و آزارها و کشتارهای مانویان مانع انتشار آن نشد.
______________________________
(۱). دو قرن سکوت، ص ۲۷۳٫
(۲). ایران در زمان ساسانیان، ص ۲۹۲٫
(۳). دو قرن سکوت، ص ۲۷۹٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۷۹
۲٫ تقریبا دو قرن و نیم بعد از مانی، یعنی در سال ۴۹۷ میلادی، مصلح اجتماعی دیگری مردانه قیام کرد، مزدک لغو امتیازات طبقاتی و مالکیت اختصاصی و اصلاحات ارضی و نسخ رسم چند همسری و تشکیل حرمسرا را در سر لوحه برنامه اصلاحات خود قرار داد، سیل طبقات محروم پروانه وار به گرد شمع وجود مزدک که به صورت یک منجی بزرگ به انتظار توده ها پاسخ می داد هجوم آوردند (سعید نفیسی و بسیاری از دانشمندان دیگر گفته اند: اشتراک در زن را مؤبدان و دشمنان به مزدک بسته اند.)
۳٫ جنبشهای دیگری هم در گوشه و کنار کشور پهناور ایران بوده که نگذاشته اند گسترش و دوام پیدا کند. سعید نفیسی می گوید: «تقریبا پنجاه سال پس از واقعه مانی «زرادشت» نام از مردم فسای فارس اصول دیگری اعلان کرد.» دکتر صاحب الزمانی بعد از نقل مطالب فوق می افزاید: «صدای این زرادشت مانند بسیاری دیگر از فغانهای رنج موقتا در دهلیز مرگ ساسانی خفه شد، لیکن در هر حال وی را پیشرو مزدک دانسته اند.» و پس از چند سطر باز از سعید نفیسی نقل می کند که «ناگفته نماند که در دوره ساسانی شماره طرق و فرق دینی که در ایران بوده اند، به مراتب بیش از آن چیزی است که در کتابهای رایج هست.»
به قول آقای صاحب الزمانی: اشراف به سرکوبی هر دینی که پشتیبان توده ها بود و به نابودی جهان بینی های ضد طبقاتی و بینشهای تساوی جو، با خون آشامترین شیوه های پی گیر کمر می بستند؛ با این حال پیکار محرومان با ستمگران ادامه می یافت «۱» و ما دیدیم که خسرو دادگر!! چگونه مزدک و پیروانش را با نیرنگ و فریب یک جا جمع کرد و با قساوتی شگفت، همگی را کشت. کریستنسن که تا حدی مفصل درباره مانی سخن گفته است، می گوید: مانی را به فرمان مؤبد مؤبدان به زندان افکندند و چندان عذاب دادند تا بدرود جهان گفت و بنا بر یک روایت شرقی، مانی مصلوب شد یا زنده زنده پوستش را کندند و پر از کاه کرده، به یکی از دروازه های جندیشاپور بیاویختند. «۲»
حال با توجه به تاریخ ساسانیان و اوضاع و احوال مردم در آن روزگار، باید انصاف داد که کدام دین با شمشیر ترویج و با شمشیر نگهداری شد و با برهان شمشیر و دلیل
______________________________
(۱). آنچه تا این جا راجع به نهضتهای داخلی گفته ایم، از کتاب دیباچه ای بر رهبری، ص ۲۴۱- ۲۴۳ می باشد.
(۲). ایران در زمان ساسانیان، ص ۲- ۲۲۱٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۸۰
زور و حجت قتل و اعدام دسته جمعی بر مخالفان و معارضان غالب گردید؛ آیا آن دین اسلام بود یا زردشتیگری؟
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *