احادیث و سخنان, حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها

نامه پیامبر برای مردم دومه الجندل

بع ش ۵۰۸؛ بس ج ۱/ ۲ ص ۳۶ (ش ۷۳)؛ بلا، ص ۶۱؛ الاموال، ابن زنجویه (خطّی ورق ۶۸/ ب؛ الخراج، قدامه ورق ۱۲۴ ب- ۱۲۵؛ السّهیلی ۲/ ۳۱۹- ۳۲۰؛ إمتاع الاسماع، مقریزی ۱/ ۴۶۶- ۴۶۷، و نسخه خطّی آن، ص ۱۰۳۰؛ بعر ۱/ ۱۳۸؛ قلقش ۶/ ۳۷۰؛ معجم البلدان، یاقوت، «دومه»؛ قیاس کنید: ج ۱/ ۲۹۸؛ عمخ ش ۱۲؛ المغازی، واقدی ص ۱۰۳۰؛ الحلبیّ (چاپ جدید) ۳/ ۲۳۳، نیز وی تصریح کرده است که: آن روز پیامبر با ناخن خود، نامه را مهر کرد.
(درباره مهر زدن با پشت ناخن، بنگرید: مایسنر ۲/ ۱۷۹؛ ادواردز، ص ۱؛ کروکمان، لوح ۲۸).
مقابله کنید: لسان «بور» ابو عبید، ش ۵۰۹؛ ابن طولون ش ۱۸؛ احمد حنبل ۳/ ۱۳۳؛ کنز العمّال ج ۵ ش ۵۶۶۱ (به نقل از ابن عساکر)؛ الاشتقاق، ص ۲۲۳؛ المبسوط، سرخسی ۳۰/ ۱۶۹؛ معجم ابن قانع (خطّی) ورق ۱۴۶/ ب ۱۴۷/ الف.
بنگرید: کایتانی، ۹/ ۴۵؛ اشپرنگر ۳/ ۴۱۸؛ اشپربر، ص ۵۷- ۵۸٫
ابو عبید گفت: من اصل این نامه را خوانده ام؛ آن را در قضیم پیر مردی نزد من آورد و من آن را حرف به حرف، نوشتم. در نامه چنین آمده بود:
به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر
از محمّد فرستاده خدا برای اکیدر، آنگاه که او به دست سیف اللّه (شمشیر خدا)، خالد بن ولید، اسلام پذیرفت و در دوماء الجندل و پیرامون آن، بتها و خدایان (۳) دروغین را رها ساخت:
خرمابنی که از آب باران سیراب می گردد، زمین نکشته، زمینهایی که مالک آنها شناخته نیست و نشان آبادانی در آنها به چشم نمی خورد؛ ابزار پیکار، چهارپایان و دژها، از آن ماست. خرمابنی که
نامه ها و پیمانهای حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ،ص:۳۵۲
درون باروی شهر است، آبی که بر روی زمین روان و بستر جریان خود را آباد ساخته است، از آن شماست. دامهای چرنده شما را از رفتن به چراگاه، باز نخواهند داشت. از دارایی شما که میان دو نصاب زکات قرار گیرد، زکات نمی ستانند. شما را از بهره وری از گیاه، باز نخواهند داشت. نماز را در هنگام خود به جای آورید؛ زکات را چنان که شایسته است بپردازید. شما در برابر خدا متعهدید که کارهای یاد شده را انجام دهید. در عوض، مسلمانان پیمان شما را همراه با راستی، به کار خواهند بست.
خداوند و مسلمانان حاضر، گواه گشتند.
۱٫ اکیدر: ملک بن عبد الملک بن عبد الحیّ … بن شکامه بن شبیب بود. پیامبر (ص) خالد بن ولید را از تبوک، به سوی وی فرستاد و به خالد گفت که او را در حال شکار خواهی یافت. شب هنگام، گاوی وحشی نزدیک دژ اکیدر آمد، وی برای کشتن گاو از دژ به زیر آمد. خالد بر وی هجوم برد و او را اسیر ساخت و برادرش حسّان بن عبد الملک را کشت. خالد در سال نهم هجری، دژ اکیدر را با پیکار گشود. سپس پیامبر خدا، درباره دومه با وی صلح کرد و به او پناه داد. پیامبر (ص) برای اکیدر و مردم دومه، سرگزیت تعیین کرد. اکیدر، پس از پیامبر (ص) پیمان صلح را نادیده گرفت و عمر او را با دیگر مخالفان اسلام، از جزیره العرب بیرون راند. البته یاقوت موضوع بیرون راندن اکیدر از عربستان را از نظر تاریخی، نادرست می داند.
(یاقوت ۲/ ۶۲۵- ۲۶).- م.
۲٫ دومه الجندل: به ضم و فتح اول، از روستاهای وادی القری است و از مدینه سیزده منزل و از کوفه و دمشق، هر یک ده منزل فاصله دارد. و دژ مارد که دژ اکیدر بوده، در درون آن قرار داشته است (ابن خرداد به ص ۱۲۹؛ یاقوت ۲/ ۶۲۵).- م.
۳٫ متن «الانداد». النّد: جمعه انداد، المثل و العدل. نیز گفته اند: النّد مثل الشی ء الذی یضادّه و ینادّه. ندّ به معنی همانند چیزی است که این همانند، با آن چیز، در ستیز باشد (تبیان، ۱/ ۱۰۱؛ لسان ۳/ ۴۲۰).- م.
(۱)
برگرفته از کتاب نامه ها و پیمانهای سیاسی حضرت محمد(ص)و اسناد صدر اسلام نوشته آقای محمد حمید الله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *