حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها

منزلت او مانند منزلت هارون نسبت به موسی است

هنگامیکه پیامبر (ص) ، علی را در مدینه به جای خود گماشت و راهی جنگ تبوک شد ، علی (علیه السلام) به آنحضرت گفت : آیا مرا در میان زنان و کودکان باقی می گذاری ؟
رسول خدا (ص) فرمود : آیا راضی نمی شوی که نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی باشی جز آنکه پس از من پیامبری نیست . (۱۳۲)
برخی از رسیدن امام علی (علیه السلام) به جانشینی پیامبر (ص) بسیار می ترسیدند زیرا این به معنای تسلّط بنی هاشم بر حکومت و محروم شدن قریش از آن بود . خلافت الهی علی (علیه السلام) زمانی بیشتر دانسته شد که پیامبر (ص) او را در مدینه منوّره جانشین خود قرار داد تا شهر را حفظ کند و او رابا تعبیر ( هارون نسبت به حضرت موسی ) توصیف کرد .
اگر کسی عملکرد منافقین را مورد بررسی بیشتری قرار دهد در می یابد که بعضی از آنان تحرّکات جدیدی را که با روشهای گذشته متفاوت بود آغاز کرده بودند ; یعنی ساختن یک مسجد تا پایگاهی علیه اسلام محمّدی باشد .
و برای اوّلین بار در تاریخ مسلمانان ، رسول خدا (ص) مسجدی را ویران کرد ; زیرا آن مسجد ، مسجد ضرار بود .
و تلاش بعضی دیگر برای کُشتن پیامبر (ص) قبل از آنکه حکومت را به علی (علیه السلام)انتقال دهد .
کسی که از تاریخ و سیره بخوبی آگاه باشد در می یابد که رقیب نیرومند بنی هاشم در مسئله حکومت ، قریش هستند نه انصار . به همین دلیل رسول خدا (ص)در مکّه علیه قریش نفرین کرد ولی برای انصار دعای خیر نمود . امیر مومنان علی (علیه السلام)نیز علیه قریش نفرین و برای انصار دعا فرموده است .
در اینجا نتیجه ای به دست می آید که حاصل آن چنین است : هوشمندان حیله گر قریش یک سلسله امور انجام داده اند که از چشم دانشمندان و محقّقین تا به امروز پنهان مانده و نشانگر حرص شدید آنان بر کسب قدرت و تحصیل حکومت است . از آن جمله : حدیث ( خلفای پس از من دوازده نفرند ، اوّلین ایشان علی است و آخرین ایشان صالح ) را تحریف کرده و حکومت را در قبایل قریش تا روز قیامت قرار دادند .
و انصار و غیر آنها را بدون هیچ سند الهی و عقلی از خلافت دور کردند .
و اقدام به ترور رسول خدا (ص) در بازگشت از تبوک کردند و به این حد اکتفا نکرده بلکه تبعات آنرا به گردن انصار انداختند . (۱۳۳)
و نیز تبعات دشمنی خود را با رسول خدا (ص) بر عهده عباس گذاردند . (۱۳۴)
و دیگران را به عملیات تروری که خودشان آنرا طراحی و اجرا می کردند متّهم کردند .
از نافع بن جبیر بن مطعم نقل شده که گفت : ( رسول خدا (ص) نام منافقینی که شب عقبه در تبوک به او حمله کردند را افشا نکرد و آنها دوازده نفر بودند ) .
سپس به این حدیث افزودند که ( هیچیک از آنان قریشی نبودند بلکه همه از انصار و هم پیمانان انصار بودند ) . (۱۳۵)
و در ماجرای سقیفه مردان قریش همان کار را انجام دادند . آنها مراسم تدفین پیامبر (ص) را ترک کرده و با ابوبکر در سقیفه بیعت کردند و به آن اکتفا نکرده بلکه سعی کردند تا رقیبان خود ( انصار ) را بکلّی از بین ببرند .
آنها انصار را متهم کردند که کوشیده اند تا با سعد بن عباده در سقیفه بیعت کنند و حکومت را از قریش غصب نمایند .
در حالیکه انصار برای بیعت با سعد جمع نشده و با او بیعت نکرده بودند و نقشه ای هم برای اینکار نداشتند . این اخبار دروغ تنها برای حمله به انصار و نابودی آنها(۱۳۶) و ایجاد بهانه لازم جهت سقیفه خودشان ساخته و پرداخته شده است .
پی نوشت ها
[۱۲۱] ـ مختصر تاریخ دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۷ ، ص ۳۵۶ .
[۱۲۲] ـ السیره الحلبیه ، ج ۲ ، ص ۱۹ ، والبدایه والنّهایه ، ابن کثیر ، ج ۴ ، ص ۲۰۰ و تفسیر ابن کثیر ، ج ۱ ، ص ۶۵۷ .
[۱۲۳] ـ همان مصدر .
[۱۲۴] ـ مختصر تاریخ دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۷ ، ص ۳۷۸ ، ۳۷۹ .
[۱۲۵] ـ ( من دو چیز گرانقدر نزد شما به امانت می گذارم یکی کتاب خدا و دیگری عترت یعنی اهل بیتم را ) . صحیح مسلم ، ج ۴ ، ص ۱۸۷۳ ، حدیث ۳۶ / ۲۴۰۸ چاپ دار احیاء التراث العربی ـ بیروت و مسند احمد ، ج ۵ ، ص ۴۹۲ ، حدیث ۱۸۷۸۰ و کنزالعمال ، ج ۱ ، ص ۱۷۸ .
[۱۲۶] ـ هر که من مولای اویم این علی مولای اوست . بار خدایا دوست بدار دوستدار او را و دشمن بدار دشمن او را و یاری کن هر که او را یاری کند و خوار کن هر که او را خوار کند . سنن ترمذی ، ج ۲ ، ص ۲۹۸ و سنن ابن ماجه ، ج ۱ ، ص ۲۶ ، حدیث ۹۴ ـ ۱۱۶ و مستدرک الصحیحین ، ج ۳ ، ص ۱۰۹ و ۵۳۳ .
[۱۲۷] ـ سوره مائده ، آیه ۶۷ . تفسیر در المنثور ، سیوطی ، ج ۲ ، ص ۲۵۲ ( ای پیامبر (ص) ابلاغ کن آنچه بر تو نازل شده است و اگر چنین نکنی رسالت خدا را ابلاغ نکرده ای ) .
[۱۲۸] ـ الدّر المنثور ، سیوطی ، ج ۲ ، ص ۳۵۲ .
[۱۲۹] ـ همان مصدر ، ج ۲ ، ص ۲۵۲ .
[۱۳۰] ـ سوره مائده ، آیه ۳ . ( امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و راضی شدم که اسلام دین شما باشد ) .
[۱۳۱] ـ الطّبقات ، ابن سعد ، ج ۲ ، ص ۱۹۰ .
[۱۳۲] ـ الکامل فی التاریخ ، ج ۲ ، ص ۲۷۸ .
[۱۳۳] ـ مختصر تاریخ دمشق ، ج ۶ ، ص ۲۵۳ .
[۱۳۴] ـ معجم ما استعجم ، عبدالله اندلسی ، ص ۱۴۳ .
[۱۳۵] ـ کتاب السقیفه ، عبدالفتاح و کتاب السقیفه به قلم مولّف .
[۱۳۶] ـ کتاب السقیفه ، عبدالفتاح و کتاب السقیفه به قلم مولّف .
ص (۷۸)
برگرفته از کتاب داستان زندگی پیامبر (صلی الله علیه وآله) نوشته: نجاح الطائی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *