حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها

مغان سفید پوش قبل از بعثت

گفتیم صادق هدایت آرزوی بازگشت روزی را می کند که مغان سفیدپوش، جلو آتش زمزمه کنند و مغبچگان سرود بخوانند و جامهای باده، دست به دست بگردد. این است روحانیت و عبادتی که امثال صادق هدایت می پسندند. گویا این آتش پرستان که موظف بودند از خاموشی آتش آتشکده جلوگیری کنند، اهتمامی فوق العاده داشتند که دلهای ملت را هم همواره مشتعل سازند. توده مردم به قدری که نسبت به روحانیت حساسیت دارند، نسبت به سلاطین و امرا ندارند، اگر روحانیان زردشتی پرهیزگار و خیرخواه و دلسوز بودند، برای متدینین همه شداید قابل تحمل می شد، ولی افسوس.
اولا، اینها مانند پادشاهان ساسانی که نسب خود را به گشتاسب هخامشی حامی زردشت می رساندند، برای خود شجره نسب پر افتخاری درست کرده، مدعی بودند که نسبشان به منوچهر پادشاه افسانه ای پیشدادی می رسد؛ بنابراین احدی جز دارندگان این نسب عالی نمی تواند هیچ یک از مقامات و مناصب روحانی را بگیرد.
ثانیا، نه تنها امر تعلیم و قضا به عبارت بهتر، وزارت آموزش و پرورش و دادگستری و به علاوه ثبت آمار و احوال و ازدواج و اسناد و تطهیر و قربانی و غیره و غیره، خاص آنها بود، بلکه جزئیات و کلیات امور و شئون زندگی مردم به قول کریستنسن: من المهد الی اللحد تحت نظر و مراقبت آنها جریان می یافت.
ثالثا، به قدری از طرق بسیار متعدد درآمد داشتند که املاک و ضیاع و عقاد و ثروت هنگفت بهم زده بودند و می توان گفت: دولتی در دولت تشکیل داده بودند، حتی در زمان شاپور دوم سراسر کشور ماد، به ویژه استان آذربایجان را مملکت مغان می نامیدند، چون بهترین املاک و باغات و مستغلات و ییلاقات از آنها بود.
رابعا، با ثروت فوق العاده روحانیان، چون عده آنها هم بسیار زیاد بود، وجودشان برای ملت ایران مصیبتی عظیم شده بود، آنها سلسله مراتبی داشتند که در رأس، مؤبدان و بعد از آنها هیربدان و در آخر مغان قرار داشتند؛ مثلا خسرو پرویز آتشکده هایی ساخت و یک جا دوازده هزار هیربد برای «زمزمه» ادعیه و اغانی بر آنها گماشت. در اهمیت مقام آنها همین بس که در هنگام تسلط اعراب بر فارس، فرمانفرمای آن ایالت یک نفر هیربد بود و هیربد دیگر تنسر است که اردشیر با مساعدت او دین زردشتی را از نو تأسیس کرد؛ اقتدار مؤبدان، گاهی از اقتدار پادشاهان ساسانی زیادتر بود.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۷۲
خامسا، آنها فوق العاده بر مردم سختگیری می کردند و ما قبلا گفتیم از عیوب روحانیان زردشتی اهمیت بسیار دادن به مسائل بی ارزش و جزیی است و این کار نشانه انحطاط روحانیت در همه ادیان است. «۱»
باید دانست که بسیاری از کارهای کشیشان در قرون وسطی، از قبیل استماع اعترافات و گناه بخشی حتی تأسیس دستگاه تفتیش عقاید، همگی از زردشتیان گرفته شده است. مردم به طوری تحت فشار بودند که به اندک غفلتی گرفتار گناه و نجاست می شدند، در رؤیای «ارداویراف» «۲» که اساس تجدید حیات دین زردشتی شد، هنگام دیدن دوزخیان، مانند قاتل، زناکار، مرتکبین لواط، سرقت، کافر و جانی، در میان آنها کسانی بودند که با آب گرم شستشو کرده و آتش و آب را آلوده نموده و در اثنای غذا خوردن حرف زده یا بر مرده خود گریسته و یا بدون کفش راه رفته بودند. «۳»
اینها است نمونه آنچه آخوندهای زردشتی به دین بسته و آن را غیرقابل تحمل ساخته بودند؛ این آقایان که کوچکترین چیز، از قبیل برخورد آب با آتش، یا افتادن شعاع آفتاب بر آتش، یا زنگ زدن فلزات را- که مقدس بودند- گناه می شمردند، چرا به هیچ یک از جنایات پادشاهان اعتراض نمی کردند، اگر پادشاهی با پیروان مذاهب دیگر خشونت نمی کرد، یا عزلش می نمودند، یا وسیله قتلش را فراهم می آوردند، ولی به طوری که گفتیم: هر یک از سلاطین ساسانی که به سلطنت می رسید، همه برادران و جوانان خانواده اش را می کشت، یا کشتارهای عجیبی که از جمله آنها زنده پوست کندن یا تمام بندبند دستها و پاها و مفاصل محکوم را قطع کردن و پیش حیوانات درنده انداختن و امثال این وحشیگریها بود، چرا مورد اعتراض قرار نمی دادند.
بگذریم از ادعای خدایی که همگی داشتند؛ مثلا خسروپرویز خود را چنین می خواند: «انسانی جاوید در میان خدایان و خدایی بسیار توانا در میان آدمیان …
شهریاری که با خورشید طالع می شود، دیدگان شب عطا کرده اوست.» این ادعاها طوری نیست که قابل تأویل و یا استثنایی باشد، بلکه عموم سلاطین ساسانی در
______________________________
(۱). آنچه از «اولا» تا این جا گفته ایم، از ایران در زمان ساسانیان، ص ۱۳۷ به بعد می باشد.
(۲). بعضی دانشمندان احتمال داده اند که خواب «ارداریراف» تنویم مغناطیسی بوده که پیرایه ها به آن بسته اند.
(۳). ایران در زمان ساسانیان، ص ۱۴۳٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۷۳
کتیبه ها خود را شخص ربانی «۱» «بغ» و از نژاد خدایان «ایزدان» «۲» نامیده اند. و ما قبلا گفته ایم: پادشاهان با ترویج چنین عقایدی، اطاعت و بندگی رعایا را به طور دوام و استمرار تأمین و تحکیم می نموده اند.
شایستگی نداشت
ادیان حقیقی و بر حق هر کدام- به جز اسلام که دینی جاوید و همگانی و همه جایی است- برای زمان و مکانی خاص نازل شده است که با فرض سالم ماندن، در غیر زمان و مکان خود، نه تنها مفید نیست، بلکه بسیاری از احکامش چه بسا زیان آور هم باشد، وای به حال دینی که تحریف شده و افکار و امیال و هوسهای بشری نیز با آن درآمیخته باشد. دین زردشت که عقاید قدیم پارتها و زروانیان با آن آمیخته و در اواخر اندیشه های فیلسوفان یونانی نیز در آن تأثیر کرده و روحانیان زردشتی هم هر چه خواسته اند با آن کرده اند، دیگر در زمان خود ساسانیان صلاحیت هدایت و تأمین سعادت پیروانش را نداشت. آقای زرین کوب طبق روش معمول خود، محققانه درباره ناتوانی دین زردشت از هدایت، و اداره جامعه ساسانی و فساد زیاد مغان بحث و استدلال کرده اند. (دو قرن سکوت، ص ۳۰۵) ما فعلا در صدد شرح معایب و خرافات بسیار دین محرّف زردشتی نیستیم و الا چنانکه عیسویان ارمنی در نامه خود به شاهنشاه نوشته بودند، به راستی موجب استهزا و تمسخر است. «۳» ولی فقط چند نمونه ذکر می کنیم تا نوع خرافات نام برده را بتوان با قیاس بر آنها اجمالا شناخت.
همه کس تا حدی می داند که زردشتیان ثنوی هستند و به دو آفریننده معتقدند. اولا، مدت عمر دنیا را دوازده هزار سال می دانند که زردشت هنگامی ظهور کرده که فقط سه هزار سال باقی مانده و در آخر هر هزار سال، از ذرّیه زردشت که در دریاچه ای پنهان هستند یک نفر منجی به طور خارق العاده قدم به هستی می گذارد. ثانیا، اهورمزد بعد از خلقت جهان، نخستین گاو و انسان بزرگ را به نام «گیومرد» بیافرید؛ اهرمن بعد
______________________________
(۱). همان، ص ۲۸۴٫
(۲). همان.
(۳). همان، ص ۳۰۹٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۷۴
از پیکار شدید با اهورمزد گاو و گیومرد را بکشت، اما از تخمه گیومرد که چهل سال در دل خاک نهفته بود، اولین زوج آدمی بیرون آمد. «۱»
بهشت پارسیان: سرپرسی سایکس تحت همین عنوان می گوید: «به عقیده زردشتیان بهشت از اقصای مشرق در جبال البرز واقع بوده و این کوه مجهول الحال، از زمین بالا رفته، از ستارگان می گذرد و به قلمرو بی نهایت نور، یعنی بهشت اهورمزد «منزلگاه نغمات» می رسد و آن ام الجبال است و قله آن در شرافت ابدی شناور است؛ در آن جا شب و سرما و مرض وجود ندارد؛ «۲» مضحکتر از اینها این است که می گویند: اجرام سماوی از ازدواج اهورمزدا با خواهر یا مادرش تولد یافته اند. «۳»
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *