حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها

فرمان عمر درباره میراث

سنن سعید بن منصور، بخش نخست، ش ۲۲۳٫
مردی از یمن به نام طارق بن المرقع، برای نذری (۱)، یکی از بردگان خود را آزاد کرد. سپس آن برده مرد و دارایی او را نزد طارق آوردند؛ ولی او آن را نپذیرفت. یعلی بن امیّه که در آن هنگام والی یمن بود، در این باره به عمر نامه نوشت.
متن نامه به دست نیامده است.
عمر در پاسخ او نوشت:
دارایی برده آزادشده طارق را به او بده. چنانچه پذیرفت که هیچ، وگرنه، با آن، بردگانی بخر و از سوی وی آزاد کن.
چون نامه عمر رسید، یعلی، او را فراخواند و دارایی برده آزادشده اش را به او عرضه کرد. ولی طارق نپذیرفت. پس یعلی، شانزده یا هفده تن برده خرید و آزاد ساخت.
نامه ها و پیمانهای حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ،ص:۵۸۳
۱٫ متن «سائبه»، ابن اثیر می گوید: برای آمدن مسافری از سفر یا بهبودی از بیماری …، به عنوان نذر می گفتند: «ناقتی سائبه» و از آن پس، آن شتر را آزاد رها می کردند. «کان الرّجل إذا اعتق عبدا فقال هو سائبه فلا عقل بینهما و لا میراث (در زمان جاهلیت هنگامی که مردی برده خود را آزاد می کرد و می گفت: او به عنوان نذر آزاد است (سائبه)، دیگر از نظر خونبها و میراث، پیوندی میان آن دو، باقی نمی ماند (النّهایه ۲/ ۴۳۱). در قرآن کریم نیز، «سائبه»، مردود به شمار آمده است (مائده/ ۱۰۳).- م.
(۱)
برگرفته از کتاب نامه ها و پیمانهای سیاسی حضرت محمد(ص)و اسناد صدر اسلام نوشته آقای محمد حمید الله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *