بعثت و رهبری، حاکمان زمان, حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها

طبقات – خبر منبر رسول خدا (ص)

واقدی از محمد بن عبد الرحمن بن ابی زناد، از عبد المجید بن سهیل، از ابو سلمه، از ابو هریره و همچنین از دیگران نقل میکرد پیامبر (ص) روزهای جمعه کنار ستونی در مسجد ایستاده خطبه ایراد میکرد، پس از مدتی فرمود: ایستادن برای من دشوار است. تمیم داری گفت: آیا برای شما منبری به آن گونه که در شام دیدهام بسازم؟ پیامبر (ص) در این مورد با مسلمانان مشورت فرمود و آنان تصویب کردند. عباس بن عبد المطلب گفت: غلام من که نامش کلاب است از همگان بهتر میسازد. پیامبر (ص) فرمود: به او بگو بسازد. عباس او را به بیشهیی فرستاد و مقداری چوب جنگلی قطع کرد و آورد و با آنها منبری ساخت که دو پله داشت و جایگاهی برای نشستن، و آن را آورد و در همین جا که امروز منبر قرار دارد، قرار داد. پیامبر (ص) آمد و روی منبر ایستاد و فرمود: این منبر من در کنار جویباری از جویبارهای بهشت قرار دارد و پایههایش در بهشت استوار است، و هم فرمود: منبر من کنار
ترجمه الطبقات الکبری ،ج۱،ص:۲۳۶
(۱) حوض من قرار خواهد داشت، و هم فرمود: میان منبر و خانه من باغی از باغهای بهشت است. و پیامبر (ص) مراسم سوگند خوردن در موارد حقوقی را کنار منبر معمول ساخت و میفرمود: هر کس کنار منبرم سوگند دروغ گوید هر چند برای یک چوبه مسواک باشد جایگاه او در آتش خواهد بود.
معمولا هنگامی که پیامبر (ص) بر منبر میرفت، نخست سلام میداد و چون مینشست اذانگو اذان میگفت و دو خطبه ایراد میکرد و دو بار مینشست و با انگشت خود اشاره میکرد و مردم آمین میگفتند. هنگام ایراد خطبه به عصایی که از چوب شوحط بود تکیه میداد و به هنگام خطبه مردم روبروی آن حضرت مینشستند و سراپا گوش بودند و چشم به او میدوختند، و چون آفتاب به سوی مغرب میل میکرد نماز جمعه را میگزارد.
بردی یمنی به طول شش ذراع و عرض سه ذراع و یک وجب داشت که بر دوش میانداخت و لنگی از بافتههای عمان به طول چهار ذراع و یک وجب و در عرض دو ذراع و یک وجب داشت که بر کمر میبست و روزهای جمعه و عید فطر و قربان این جامه را میپوشید و سپس آن را جمع میکرد و کناری میگذاشت.
ابو بکر بن عبد الله بن ابو اویس مدنی خواهرزاده مالک بن انس از سلیمان بن بلال، از سعد بن سعید بن قیس، از عباس بن سهل بن سعد ساعدی، از قول پدرش نقل میکرد پیامبر (ص) روزهای جمعه کنار ستونی که دارای دو لبه بود میایستاد و خطبه میخواند، و خیال میکنم آن ستون از چوب درخت کنار بود و نزدیک محراب قرار داشت و رسول خدا به آن تکیه میکرد، اصحاب پیامبر گفتند: مردم زیاد شدهاند اگر مایل باشید چیزی فراهم آوریم که به هنگام ایراد خطبه بر آن بایستی تا مردم شما را ببینند. فرمود: هر طور میخواهید فراهم سازید. سهل میگوید: در مدینه فقط یک درودگر بود که من همراه او به بیشه رفتیم و به اندازه لازم چوب جنگلی فراهم آوردیم و منبر ساخته شد. گوید، چون پیامبر (ص) بر آن منبر رفت و ایستاد، آن ستون شروع به زاری کرد، پیامبر (ص) فرمود: آیا از زاری این ستون تعجب میکنید؟ مردم جمع شدند و از زاری آن ستون چندان رقت کردند که گریستند و چون گریه ایشان زیاد شد، پیامبر (ص) از منبر فرود آمد و به کنار ستون رسید و دست بر آن نهاد که آرام گرفت و دستور فرمود آن ستون را زیر منبر دفن کنند یا در
______________________________
[۱]. شوحط، نوعی از درختان کوهی که دارای چوب بسیار محکم است.- م.
ترجمه الطبقات الکبری ،ج۱،ص:۲۳۷
(۱) سقف مسجد به کار برند.
یحیی بن محمد جاری از عبد المهیمن بن عباس بن سهل بن سعد ساعدی، از قول پدرش، از جدش نقل میکرد که میگفته است از چوبهای بیشه به اندازه منبری که دارای سه پله باشد بریدند و سهل هم از کسانی بوده است که آن چوبها را حمل کرده و آورده و در جای منبر نهاده است.
یعقوب بن ابراهیم بن سعد زهری از پدرش، از صالح بن کیسان، از ابن شهاب نقل میکند که او میگفته است از قول جابر بن عبد الله برایش نقل کردهاند پیامبر (ص) کنار تنه تنه درخت خرمایی که در مسجد نصب بود میایستاد و ایراد خطبه میفرمود تا آنکه تصمیم گرفت که برای خود منبری تهیه فرماید. با خردمندان مسلمانان مشورت فرمود و چون صلاح دانستند منبر فراهم شد. چون روز جمعه فرا رسید، پیامبر (ص) آمد و بر منبر نشست، در این هنگام آن تنه درخت چنان زاری کرد که مردم ترسیدند و رسول (ص) بیامد و چون کنار آن رسید، ایستاد و بر آن دست کشید و آرام گرفت و پس از آن تا امروز بانگی از آن نشنیدهاند.
عبد الله بن جعفر رقّی از عبید الله بن عمرو، از ابن عقیل، از طفیل بن ابّی بن کعب، از پدرش نقل میکند که میگفته است در آن هنگامی که مسجد سقف نداشت، رسول خدا (ص) کنار تنه خرمایی نماز میگزارد و به هنگام ایراد خطبه به آن تکیه میداد. مردی از اصحاب گفت: اجازه میفرمایی تا برای تو منبری بسازم که روز جمعه بر آن بایستی تا مردم تو را ببینند و خطبه را بهتر بشنوند؟ فرمود: آری. او منبری ساخت که دارای سه پله بود و آن همان سه پلهیی است که اکنون بالای منبر قرار دارد. و چون منبر ساخته و در جای خود گذاشته شد و پیامبر برخاست و سوی آن حرکت فرمود، آن ستون چنان بانگی کرد که شکافته شد، پیامبر (ص) از منبر فرود آمد و به آن ستون دست کشید تا آرام گرفت و آن گاه به سوی منبر برگشت. و پیامبر (ص) چون نماز میگزارد کنار آن ستون میایستاد. چون مسجد را خراب کردند و وضع آن تغییر کرد، آن ستون را ابیّ بن کعب به خانه خود برد و آن جا موریانه آن را خورد و خاک شد.
کثیر بن هشام از حماد بن سلمه، از عمار بن ابو عمّار، از ابن عباس نقل میکرد
______________________________
[۱]. موضوع این ستون در دفتر اول مثنوی آمده است و نتیجهگیری مولوی از آن خواندنی و پند آموز است، رک: استاد فقید فروزانفر، شرح مثنوی شریف، ج ۲، انتشارات دانشگاه تهران، ص ۸۶۲٫- م.
ترجمه الطبقات الکبری ،ج۱،ص:۲۳۸
(۱) پیامبر (ص) کنار تنه درخت خرمایی خطبه ایراد میفرمود و چون برای خود منبر فراهم فرمود و به سوی آن حرکت کرد، آن ستون چندان زاری کرد که پیامبر بیامد و آن را در آغوش گرفت و فرمود: اگر آن را در آغوش نمیگرفتم تا روز قیامت ناله میکرد.
عبد الله بن مسلمه بن قعنب حارثی از عبد العزیز بن ابی حازم، از قول پدرش نقل میکرد که میگفته است شنیدم از سهل بن سعد در مورد منبر سوال میکردند که از چه چوبی ساخته شده است؟ و او میگفت: رسول خدا (ص) کسی را پیش فلان بانو فرستاد (سهل نام آن زن را میگفت و من یعنی ابو حازم فراموش کردهام) و فرمود: به غلام درودگر خود بگو برای من چوبهایی را متصل به یک دیگر بسازد تا بالای آن با مردم صحبت بدارم. و او این سه پله را از چوبهای جنگلی ساخت، و پیامبر (ص) دستور داد همین جا آن را نهادند.
سهل گوید: نخستین روزی که پیامبر (ص) بر آن منبر نشست حاضر بودم، نخست تکبیره الاحرام فرمود و مردم پشت سرش تکبیر گفتند، آن گاه همچنان بر فراز منبر رکوع کرد و سر برداشت و پایین آمد و کنار منبر سجده فرمود و دو مرتبه بالای منبر رفت و مثل رکعت اول عمل کرد و چون نماز تمام شد روی به مردم کرد و فرمود: این را ساختم که مرا درست در مقابل خود ببینید و چگونگی نمازگزاردن مرا فرا گیرید.
ابو بکر بن عبد الله بن ابو اویس از سلیمان بن بلال، از یحیی بن سعید، از حفص بن عبید الله بن انس بن مالک انصاری نقل میکرد که از جابر بن عبد الله شنیده است مسجد مدینه در زمان رسول خدا با تنههای درخت خرما پوشیده شده بود و چون پیامبر (ص) خطبه میخواند، به یکی از آن ستونها که پایه سقف بود، تکیه میکرد و چون منبر برای پیامبر ساختند و پیامبر به منبر رفت از آن ستون بانگی چون بانگ شتران شنیدم و پیامبر (ص) آمد و دست بر آن نهاد تا آرام گرفت.
همین ابو بکر بن عبد الله از سلیمان بن بلال، از محمد بن عمرو بن علقمه، از ابو سلمه، از ابو هریره نقل میکرد پیامبر میفرمود: این منبر من کنار دری از درهای بهشت قرار دارد.
عبد الله بن مسلمه بن قعنب از عبد العزیز بن ابی حازم، از پدرش، از سهل بن سعد نقل میکند ما میگفتیم منبر پیامبر (ص) کنار ترعهیی از ترعههای بهشت است. گوید، سهل به حاضران گفت: میدانید ترعه یعنی چه؟ گفتند: آری یعنی در. و سهل میگفت: صحیح است.
محمد بن عبید طنافسی از عبید الله بن عمر، از حبیب بن عبد الرحمن، از حفص بن
ترجمه الطبقات الکبری ،ج۱،ص:۲۳۹
(۱) عاصم، از ابو هریره نقل میکرد پیامبر (ص) میفرمود: میان خانه و منبر من باغی از باغهای بهشت است و منبر من کنار حوض من قرار خواهد داشت.
قبیصه بن عقبه از عمار دهنی، از ابو سلمه، از ام سلمه نقل میکند که میگفته است پیامبر (ص) فرمود: پایههای منبر من در بهشت استوار است.
انس بن عیاض لیثی از هاشم بن هاشم بن عتبه بن ابی وقاص زهری، از عبد الله بن نسطاس نقل میکرد که میگفت از جابر بن عبد الله شنیدم پیامبر فرموده است: هر کس کنار منبر من سوگند دروغ بگوید، اگر چه در مورد چوب مسواکی باشد، جایگاهش در آتش خواهد بود.
ضحاک بن مخلد از حسن بن یزید که پدر یونس ضمری معروف است، از ابو سلمه نقل میکند که میگفته است از ابو هریره شنیدم پیامبر (ص) میفرموده است: هیچ کس کنار این منبر یا کنار منبر من سوگند دروغ نمیخورد هر چند در مورد چوب مسواک باشد، مگر اینکه جهنم برای او واجب میشود.
معن بن عیسی از مالک بن انس، از عبد الله بن ابو بکر، از عباد بن تمیم، از عبد الله بن زید مازنی نقل میکند پیامبر (ص) فرموده است: میان خانه و منبر من باغی از باغهای بهشت است.
محمد بن اسماعیل بن ابو فدیک از ابن ابو ذئب، از حمزه بن ابو جعفر، از ابراهیم بن عبد الرحمن بن عبد القاری نقل میکند که میگفته است دیدم ابن عمر دست خود را بر آن جای منبر که رسول خدا مینشست گذارد و سپس آن را به چهره خود کشید.
عبد الله بن مسلمه بن قعنب حارثی و خالد بن مخلد بجلی هر دو از ابو مودود عبد العزیز وابسته هذیل، از یزید بن عبد الله بن قسیط نقل میکردند که میگفته است گروهی از اصحاب پیامبر (ص) را دیدم که چون مسجد خلوت میشد، دستگیره منبر را که به طرف مرقد مطهر قرار دارد در دست میگرفتند و دعا میکردند.
محمد بن سعد میگوید، عبد الله بن مسلمه گفته است دستگیره تراش داده شده ولی خالد گفته است دستگیره- بدون ذکر آن صفت.
______________________________
[۱]. این دستگیرهها به رمّانه (انار) به علاقه شباهت موسوم بوده است.- م.
ترجمه الطبقات الکبری ،ج۱،ص:۲۴۰
(۱)
برگرفته از کتاب طبقات الکبری نوشته: ابن سعد، محمد بن سعد ترجمه: محمود مهدوی دامغانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *