حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها, سیره عملی و رفتاری

سیره رسول الله ابن هشام – دیدارابو جهل و اسماء موقع هجرت رسول خدا(ص)

اسماء دختر ابو بکر گوید: همینکه رسول خدا (ص) و پدرم ابو بکر از خانه بیرون رفتند چند تن از قریشیان که در میان ایشان ابو جهل نیز بود بخانه ما ریختند، و بدر اطاق آمدند، من از اطاق بیرون آمدم ببینم چه خبر است! چشمشان که بمن افتاد گفتند: پدرت کجا است؟
گفتم: بخدا اطلاعی از جای او ندادم، ابو جهل که مرد پست و خبیثی بود دست خود را بالا برد و چنان سیلی محکمی بصورت من زد که گوشواره ام بزمین افتاد.
آنها بیش از این در خانه ما توقف نکرده و از آنجا بیرون رفتند، و من و خواهرم عایشه سه شبانه روز در خانه بودیم و هیچگونه اطلاعی از مسیر رسول خدا (ص) و پدرم نداشتیم تا هاتفی از جنیان در پائین شهر مکه اشعاری را زمزمه میکرد [(۱)] که مردم شهر مکه نیز صدای او را می شنیدند و بدنبال آن صدا تا بالای مکه هم آمدند ولی صاحب صدا را نمیدیدند، و در آن اشعار حرکت رسول خدا (ص) و ابو بکر را از غار و فرود آمدنشان را تا بخیمه ام معبد که دختر مردی بنام کعب و از قبیله خزاعه بود خبر میداد.
پس از اینکه این صدا بگوش ما خورد دانستیم که رسول خدا (ص) بسوی مدینه رهسپار گشته است.
برگرفته از کتاب زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام: ترجمه سیره النبویه نوشته: ابن هشام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *