حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها, سیره عملی و رفتاری

سیره رسول الله ابن هشام – «ام عماره» زنی که از رسول خدا (ص) دفاع کرد

در میان انصار زنی بود بنام ام عماره که در جنگ احد حاضر شده بود، او برای ام سعد تعریف کرد که روز شنبه من بطرف احد رفتم تا ببینم مردم چه میکنند، در ابتداء پیروزی بهره مسلمانان شد ولی ناگهان وضع عوض شد و سپاه اسلام رو بهزیمت نهاد من در آن حال خود را برسول خدا (ص) رساندم و با گروهی از مسلمانان چون مصعب بن عمیر و دیگران شروع بدفاع از آن حضرت کردیم تا اینکه من مجروح شده روی زمین افتادم.
ام سعد گوید: در آن حال پیراهنش را پس زد و زخمی گران که گود شده بود روی شانه اش بود، پرسیدم: این زخم را که بر شانه ات زد؟ گفت: ابن قمئه، من هم ضربتهائی یا شمشیر باو زدم ولی چون دو زره بر تن داشت باو کارگر نشد [(۱)]
______________________________
[(۱)] فصول داستان جنگ احد در سیره ابن هشام در این جا خیلی نامرتب و گاهی مجمل و نارسا است و ما برای اینکه رشته مطلب قطع نشود و خوانندگان ناچار نشوند برای توضیح و اطلاع بیشتری بسایر کتابهای تاریخی مراجعه کنند بعضی قسمتها را در این فصل از سایر تواریخ چون تاریخ طبری و کامل ابن اثیر و خصائص العشره زمخشری و سیره حلبیه و سیره قاضی دحلان در پاورقی نقل کرده ایم که البته در پایان هر حدیث جای آنرا در کتب مذکور نشان میدهیم.
هنگامی که شایع شد: محمد کشته شده … لشگر اسلام به دسته منقسم شدند گروهی فرار را بر قرار ترجیح داده و بلا درنگ رو بهزیمت نهادند و تا سه روز هم معلوم نبود که بکجا فرار کرده اند مانند عثمان بن عفان و ولید بن عقبه و حارثه بن زید، و چون پس از سه روز بمدینه آمدند رسول خدا (ص) بدانها فرمود: خیلی راه رفتید (یا اینکه فرمود چه خبر بود که این قدر راه رفتید؟) تاریخ طبری ج ۲: ۲۰۳ سیره حلبیه ج ۲:
۲۴۰٫ کامل ج ۲: ۶۰ و در کامل گوید: آنها تا جائی بنام «اعوص»، و طبری گفته تا کوهی بنام «جعلب» رفتند، و سه روز در آنجا ماندند.
و گروهی مانند عمر بن خطاب و طلحه بن عبید اللّه به پشت جبهه رفتند و در آنجا منتظر بودند-
زندگانی محمد(ص) ،ج ۲،ص:۱۰۶
(۱)
برگرفته از کتاب زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام: ترجمه سیره النبویه نوشته: ابن هشام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *