حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها

سقیفه و تجزیه امت اسلامی

اشاره
( مصدر روایت: امام علی علیه السّلام.
راوی: ابان از سلیم.
زمان: سالهای سکوت.
مکان: مدینه.
موضوع: تحلیل تاریخ اسلام و آموزشهای عقیدتی.
تحلیل سرنوشت عقیدتی نهضت و امت اسلام پس از کودتای سقیفه و ادامه آن در تاریخ.
تجزیه و تلاشی امت موحّد و متحد اسلام به فرقه های گوناگون.
رهنمود و شناسائی جریان حق و حقیقت در امامت علی و آل علی علیهم السّلام آموزشهای عقیدتی؛ فرق اسلام و ایمان، شناخت و تعریف کلامی آن.)
متن:
ابان گوید: سلیم گفت: شنیدم که علی بن ابی طالب علیه السّلام می فرمود:
به زودی امت اسلام به هفتاد و سه گروه پراکنده شوند که هفتاد و دو گروه آن در آتشند و تنها یک گروه در بهشت جای گیرند. از این هفتاد و سه گروه، سیزده گروه تظاهر به دوستی ما اهل بیت کنند که دوازده گروه آن در آتشند و تنها یک گروه به بهشت رسند.
اما آن گروه رستگار و راه یافته و امیدوار و مسلمان و مؤمن و همگام و رشد یافته، کسانی هستند که به من اعتماد کنند و تسلیم فرمان و مطیع من باشند، از دشمنانم بیزاری جویند، دوستدار من باشند و با دشمنم دشمنی ورزند. آن گروهی رستگار است که حق مرا بشناسد و امامت مرا گردن نهد و وجوب اطاعتم را از قرآن و سنت دریابد، این گروه مرتد نشود و شک نورزد چرا که خداوند قلبش را از شناخت حقیقت ما نورانی کرده و فضیلت شناخت ارزانی داشته و حق را به آن گروه رستگار الهام فرموده و آن را در صف پیروان ما در آورده تا آنجا که قلبهاشان اطمینان یافته و به یقین رسیده اند یقینی که آن را شکی نیالاید.
تاریخ سیاسی صدر اسلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: ۱۰۹
همانا که من و اوصیایم پس از من تا روز رستاخیز، راهنمایان راه یافته ایم؛ کسانی که خداوند آنان را در آیه های بسیاری از کتابش به خویش و پیامبرش نزدیک گردانیده و پاک مان داشته و مصون مان نموده و شاهدان بر خلقش و حجت خویش در زمین مان قرار داده، ما را از خزانه داران دانش خویش و معادن حکمت خود و سخنگویان وحی خویش نموده، ما را با قرآن و قرآن را با ما قرار داده که از قرآن جدا نشویم و قرآن از ما جدا نشود تا که در رستاخیز در کنار حوض کوثر بر رسول خدا در آئیم. و تنها این فرقه از هفتاد و سه فرقه، فرقه رسته از آتش و رها شده از همه آشوبها و گمراهیها و شبهه ها است.
به راستی که اینان از بهشتیانند، آنان هفتاد هزارند که بی حساب به بهشت در آیند. و همه آن هفتاد و دو فرقه، دیندارانی به دور از حق و حقیقتند، یاران دین شیطانند، دین خویش را از شیطان و یارانش می گیرند، آنان دشمنان خدایند و رسول خدا و مؤمنان که بی حساب به دوزخ در آیند، بیزاران از خدا و رسولش که خدا و رسولش را فراموش کردند و به خداوند شرک و کفر ورزیدند و جاهلانه جز خدای را پرستیدند و می پندارند که کار درستی می کنند و بر همین پندار در رستاخیز می گویند: «به خدا، پروردگارمان سوگند که ما از مشرکان نبودیم» «۱»، «برای خدا سوگند یاد می کنند آن گونه که برای شما سوگند یاد می کنند و می پندارند که دستشان به چیزی بند است، بدانید که آنان دروغگویانند». «۲» سلیم گوید: گفتم: ای امیر مؤمنان! اگر کسی در عقیده توقف کرد و به شما روی نیاورد و دشمنی هم نورزید و دوستدار شما هم نبود و از دشمنان شما هم بیزاری نجست و گفت: نمی دانم حق کدام جریان است، و در گفته اش هم راستگو بود، چگونه است؟
______________________________
(۱)- قرآن ۶/ ۲۳٫
(۲)- قرآن ۵۸/ ۱۸٫
تاریخ سیاسی صدر اسلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: ۱۱۰
فرمود: این افراد از آن هفتاد و سه فرقه نیستند، منظور رسول خدا از هفتاد و سه فرقه، دشمنان ستمگر است کسانی که خودشان را در چشم خلق مشهور کردند و به کیش خویش فرا خواندند.
پس از این هفتاد و سه فرقه، تنها یک فرقه است که به دین خدا متدیّن است و هفتاد و دو فرقه دیگر به دین شیطان متدیّنند و دوستدار پیروان آن دین و بیزار از مخالفان آن می باشند.
اما کسی که خدای یکتا را بپرستد و به رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم ایمان آورد ولی ولایت و هدایت ما و گمراهی دشمنان ما را نشناخت و با ما دشمنی نورزید و حلالی را حرام و حرامی را حلال نکرد و بدون توجه به اختلاف آراء در اصول و فروع احکام، فقط به آنچه خداوند امر و نهی فرموده عمل کرد، این کس نجات یافته است، این گروه میان مؤمنان و مشرکان قرار دارند و بیشتر مردم را تشکیل می دهند. اینان را در روز رستاخیز حساب و کتاب و رسیدگی رفتار و کردار است، و دوزخیان کسانی هستند که پیامبران و فرشتگان و مؤمنان آنان را از دوزخ بدر آورند و بر آنان نام دوزخیان نهند.
اما مؤمنان، رستگارانند که بی حساب به بهشت در آیند. مشرکان نیز بی حساب به دوزخ روند. حسابرسی تنها از همان گروهی است که میان مؤمنان و مشرکان قرار دارد. مؤلفان قلوب و گناهکاران و کسانی که عمل صالح را با بدی در آمیختند و مستضعفان آنان که توانائی روی آوردن به نیرنگ کفر و شرک را ندارند و دوست ندارند که دشمنی ورزند و راه به جایی نمی برند تا مؤمن و آگاه باشند، اینان اصحاب اعرافند؛ سرنوشت اینان تابع اراده و مشیّت خداوند می باشد؛ هر یک از اینان را که خداوند به دوزخ اندازد به خاطر گناهشان خواهد بود و از هر کدامشان که درگذرد از روی رحمت الهی خواهد بود.
سلیم گوید؛ گفتم: آیا فرد مؤمن آگاه مسئول به دوزخ درآید؟ فرمود: نه.
گفتم: آیا آن کس که امامش را شناسد به بهشت در آید؟ فرمود: نه، مگر که خدا
تاریخ سیاسی صدر اسلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: ۱۱۱
خواهد. گفتم: آیا کافر یا مشرک به بهشت در آید؟ فرمود: تنها کافر به دوزخ در آید، مگر که خدا نخواهد. گفتم: هر کس که خدای را ملاقات کند و امامش را بشناسد و به وی ایمان داشته و مطیع او باشد، آیا از بهشتیان است؟ فرمود: آری! هر گاه خداوند را ملاقات کند و مؤمن باشد؛ از کسانی که خداوند فرمود: «کسانی که ایمان آوردند و کار شایسته کردند» «۱» و «کسانی که ایمان آوردند و پرهیزکار بودند» «۲»، «کسانی که ایمان آوردند و ایمان شان را به ستمی نیالودند». «۳» گفتم: کسی که گناه کبیره کند و خدای را ملاقات نماید چگونه است؟ فرمود: این به اراده الهی بستگی دارد؛ اگر عذابش کند به خاطر گناهش خواهد بود و اگر از او درگذرد از روی رحمتش خواهد بود.
گفتم: کسی که مؤمن باشد به دوزخ در آید؟ فرمود: آری! به خاطر گناهش، زیرا وی از آن مؤمنانی نیست که منظور خداوند است؛ «خدا ولی مؤمنان است» زیرا کسانی منظور خداوند می باشند که: «خدا ولی شان باشد» و «آنان را نه ترسی است و نه اندوهگین می شوند». «۴» و اینان مؤمنان هستند؛ «کسانی که پرهیزکار خدایند و کسانی که کردار شایسته دارند و کسانی که ایمان شان را به ستمی نمی آلایند». «۵» گفتم: ای امیر مؤمنان! ایمان چیست و اسلام کدام است؟
فرمود: ایمان یعنی اقرار به شناخت خداوند و اسلام یعنی تسلیم به آنچه اقرار کردی و اطاعت امامان معصوم.
گفتم: ایمان یعنی اقرار به خداوند پس از شناخت خدا؟
فرمود: کسی که خداوند او را به شناخت خویش و پیامبر و امامش نائل گرداند و
______________________________
(۱)- قرآن ۲/ ۸۲٫
(۲)- قرآن ۱۰/ ۶۳٫
(۳)- قرآن ۶/ ۸۲٫
(۴)- قرآن ۳/ ۶۸٫
(۵)- قرآن ۶/ ۸۲٫
تاریخ سیاسی صدر اسلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: ۱۱۲
سپس به اطاعت از آن شناخت اقرار کند، او مؤمن است.
گفتم: شناخت از جانب خداوند است و اقرار از جانب بنده؟
فرمود: شناخت از جانب خداوند یعنی خواستن از خدا و داشتن راهنما و دریافت احسان و نعمت خدا، و اقرار نزد پروردگار یعنی که بنده بپذیرد خداوند بر هر کس که خواهد احسان کند.
بنا بر این؛ شناخت یعنی کاری که خدای در قلب کند و اقرار یعنی کاری که قلب در رابطه با خدا نماید و مشمول پاکی و رحمتش شود.
پس هر کس را که خدای آگاه نگرداند، مسئولیتی متوجه او نیست؛ بر او است که توقف کند و از آنچه نمی داند دست نگهدارد که خداوند او را بر نادانیش عذاب نکند؛ او به کردارش که فرمانبری خدا باشد ستوده شود و به رفتارش که نافرمانی خدا باشد عذاب گردد. بنا بر این او می تواند هم فرمانبری کند و هم نافرمانی نماید، اما چگونه است که نتواند حق را بشناسد ولی بتواند نادان بماند؟! و این محال است. تحقق چنین امری ممکن نیست مگر به قضا و قدر و علم خداوند و آن هم عاری از هر گونه جبری، چرا که اگر بندگان مجبور باشند، معذورند و ناستودنی.
آن کس که در امر دین بر او مشکلی رسد و نداند، او راست که آن مشکل را به ما واگذارد، و آن کس که خدای را به پاس نعمت سپاس گوید و به خاطر گناه از او آمرزش خواهد و بندگان فرمانبردار خدا را دوست بدارد و به پاس فرمانبری سپاسشان گوید و نافرمانان را دشمنی ورزد و نکوهد، و در چنین صورتی دانستن آنچه را نداند به ما واگذارد، او را بس است.
این متن در منابع زیر آمده است:
مجلسی/ بحار ۲۸/ ۱۳، ۱۴، ۶۸/ ۲۸۷، ۲۳/ ۳۴۳، ۲۶/ ۲۵۰٫+ بحرانی/ الدرر ۸۴+ صفار/ بصائر ۸۳+ صدوق/ اکمال ۱/ ۲۴۰+ کلینی/ کافی ۱/ ۱۹۱+ بحرانی/ لوامع ۲۳۷٫
تاریخ سیاسی صدر اسلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: ۱۱۳
برگرفته از کتاب تاریخ سیاسی صدر اسلام نوشته آقای ابو صادق سلیم بن قیس الهلالی العاوی الکوفی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *