حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها

دین زردشت نزد پادشاهان ایران

اوضاع ناگواری که در پرتو دین زردشت به وجود آمده بود، حتی طبقاتی را که از آن سود هم می بردند، منزجر و بیزار ساخته بود و در رأس آن طبقات، پادشاهانند که گاهی با گوش دل سرزنش شدید وجدانشان را می شنیدند و با خود می گفتند: آخر تا کی می توان دینی را که مردم دوست ندارند بر آنها تحمیل کرد و تا کی باید از این اختلاف طبقاتی، به حکم دین پشتیبانی نمود و مهملات و خرافات به خورد مردم داد و اکثریت جامعه را از هر چیز محروم داشت؟ تا چند باید به مردم دروغ گفت و از آنها دروغ شنید؟ مگر پادشاه مستبد ساسانی نمی دانست که وقتی جوانی را با تیر می زند و پدرش از مهارت شاه در تیراندازی تعریف می کند، دروغ می گوید و همچنین آن مردی که به امر شاه تازیانه می خورد و از شاه سپاسگزاری می کند که او را فراموش نکرده است؟!
سلاطین ساسانی از ترس همین مردم بدبختی که روز در برابرشان به خاک می افتادند و آنها را تا سر حد خدایی می ستودند و گفتارشان را با دعا آغاز می کردند؛ «۱» آری از ترس همین مردم، چهل بستر در نقاط مختلف تهیه می کردند؛ در عین حال بسا می شد که در هیچ یک از آنها نمی خوابیدند، بلکه در پناهگاه محقر دیگری به سر برده، دستها را زیر سر می نهادند «۲» و خلاصه اینکه بعضی از سلاطین هم به مذاهب دیگر متمایل یا مؤمن می شدند؛ مثل اینکه شاهپور شیفته مانی شد و ده سال کیش مانی داشت «۳» و نیز قباد به مزدک گروید و خسرو پرویز از مسیحیت پشتیبانی و ترویج می کرد و برخی گفته اند: عیسوی شد؛ «۴» ولی فشار مؤبدان و علاقه شدید به تاج و تخت آنها را ناگزیر ساخت از اینکه مجددا حامی و مدافع دین زردشت شوند.
______________________________
(۱). شما وجودهای الهی و اولین انسان، جاویدان باشید به کام برسید. (همان کتاب، ص ۴۲۴)
(۲). همان، ص ۴۲۸٫
(۳). همان، ص ۲۲۰٫
(۴). همان، ص ۵۱۰٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۸۱
اگر حمایت شدید و جانبداری قساوت آمیز پادشاهان ساسانی از دین زردشت نبود، این آیین نه تنها در برابر مسیحیت که دین حق بود، بلکه در مقابل دو بدعت مانی و مزدک نیز شکست می خورد؛ زیرا به شهادت تاریخ، مانی و مزدک به محض اظهار دعوت مردم، دسته دسته و گروه گروه به آنها گرویدند، به خصوص مانی که در بسیاری از ممالک دیگر نیز پیروان فراوان پیدا کرد، بر خلاف زردشتیگری که گویا هیچ گونه جاذبه و نفوذی نداشته، حتی به طوری که گذشت، در ده سال اول فقط یک نفر به این دین گروید و پس از آن هم فقط با زور شمشیر ترویج و نگهداری می شده است و با سقوط ساسانیان زردشتیگری هم سقوط کرد.
کریستنسن می گوید: «روحانیان زردشتی بسیار متعصب بودند … لیکن این تعصب بیشتر مبتنی بر علل سیاسی بود، دین زردشت دیانت تبلیغی نبود و رؤسای آن داعیه نجات و رستگاری ابنای بشر را نداشتند. «۱» امروز هم طرفداران زردشتیگری فقط از راه تحریک احساسات میهنی آن را تبلیغ می کنند، نه اینکه بتوانند مزایایی برایش قائل شوند.
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *