حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها

حکام و زمامداران پیش از اسلام

پیش از اسلام حکام و زمامداران عموما در تجمل، از اندازه می گذشتند، نه تنها امپراطور روم و پادشاه ایران، بلکه امرای دست نشانده آنان نیز چنین بودند؛ کاخهای افسانه ای خورنق و سدیر در حیره و غمدان در یمن، بهت آور بود، دستگاه متجمل ملوک غسان کم از سلاطین ایران نبود. محتاج بیان نیست که هر اندازه حاکمان و امیران در این راه جلو بروند، ناگزیر باید ملت را عقب بیفکنند. کریستنسن پس از شرحی که از اصلاحات انوشیروان می دهد، می گوید: «این اصلاحات بی شبهه به نفع خزانه دولت بود، نه به نفع رعیت، طبقه عامه مثل قرون گذشته با نادانی و تحمل مصائب فراوان می زیست.» «۱» بعد داستان هفت تن فیلسوف رومی را نقل می کند که از امپراطور رنجیده، با شنیدن عدالت انوشیروان به ایران شتافتند، ولی به طوری از اختلاف طبقات و فقر شدید عامه و رواج ظلم منزجر شدند که به زودی به روم برگشتند.
می گویند: وقتی اسکندر فاتحانه به پایتخت ایران رسید، به آشپز دربار دستور داد:
غذایی چنانکه معمولا برای شاه ایران می پخته بپزد، به آشپز خودش هم گفت: تو هم خوراک معمول ما را آماده کن؛ موقع شام که شد، تفاوت این دو سفره بسیار عجیب بود، سفره امپراطور پیروز، آش ساده سربازی بود و سفره پادشاه مغلوب مقتول، گیج کننده و بهت انگیز. اسکندر گفت: همیشه کسانی که خوراکشان آن بوده بر کسانی که غذایشان این، پیروز شده اند. سرجان ملکم انگلیسی در تاریخ ایران داستانی پسران لیث صفار نقل می کند که خلاصه اش این است: یعقوب که مردی رشید بود، بر نواحی خراسان، طبرستان، گرگان، ری و فارس تسلط یافت و قصد تصرف بغداد داشت، معتمد- خلیفه عباسی- به قصد استمالت، قاصدی نزد او فرستاد، یعقوب که مبتلا به قولنج شده بود، دستور داد: قدری نان و پیاز و یک شمشیر در جلوش نهادند و قاصد را پذیرفت و در ضمن مذاکرات گفت: پیغام مرا به خلیفه برسان و بگوی که آنکه خوراکش این است، منت از کسی نمی پذیرد و فلک هم بر او پیروز نتواند شد.
______________________________
(۱). ایران در زمان ساسانیان، ص ۴۶۰٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۹۲
اما عمرو، روزی که از اسماعیل سامانی شکست خورد و در گوشه ای نشسته بود، ظرف دسته داری که خوراک عمرو در آن بود، روی اجاق قرار داشت، سگی آمد و پوزش را داخل ظرف کرد، پوز سگ سوخت و سرش را به سرعت بلند کرد که دسته آن به گردنش افتاد، حیوان به شدت سرش را تکان می داد و می دوید، عمرو در آن حال سختی به شدت خندید، علت را پرسیدند، گفت: صبح امروز رییس آشپزخانه من می گفت: سیصد شتر برای حمل اسباب و لوازم آشپزخانه کافی نیست، بر آن بیفزایید و اکنون همه دستگاه آشپزخانه مرا سگی به این کیفیت حمل می کند. سرجان ملکم می گوید: راز پیروزی یعقوب و شکست عمرو را در این تجمل و آن سادگی باید جستجو کرد.
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *