حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها

حوادث دوران جوانی پیامبر فجار

در جوانی رسول خدا جنگ «فجار» میان قریش و «بنی کنانه» و «بنی أسد بن خزیمه» از طرفی، و «بنی قیس بن [۲] عیلان» از طرف دیگر روی داد، چه «نعمان ابن منذر» پادشاه حیره کاروانی با بار پارچه و مشک به بازار «عکاظ» فرستاد و «عروه رحّال» از «بنی هوازن» حفاظت آن را به عهده گرفت و همراه کاروان رهسپار شد. «برّاض بن قیس» از «بنی کنانه» نیز به منظور کشتن وی رهسپار گردید و هنگام فرصت بر او تاخت و او را کشت و به خیبر گریخت و پنهان شد، و چون این قتل در ماه حرام بود «فجار» نامیده شد [۳]، «قریش» که در بازار «عکاظ»
______________________________
[۱]- ر. ک: مروج الذهب، ج ۳، ص ۲۷۴- ۲۸۰٫
[۲]- در گذشته اشاره شد که در منابعی، قیس موصوف به ابن نیست (ر. ک. به: ص ۱) بلکه با عیلان ترکیب شده است (قیس عیلان)، ولی در تاریخ یعقوبی قیس بن عیلان آمده است (ج ۱، ص ۲۲۷ چاپ بیروت ۱۳۷۹ ه.) م.
[۳]- سیره النبی، ج ۱، ص ۱۹۹٫ ایام فجار که همه در میان قریش و همراهانشان از «بنی کنانه» و «قیس عیلان» روی داده چهار فجار است:
۱- «فجار الرجل» یا «فجار بدر بن معشر غفاری». ۲- «فجار قرد».
۳- «فجار مرئه». ۴- «فجار براض» ر ک: مروج الذهب، ج ۲، ص ۲۷۷- ۲۷۸٫ التنبیه و الاشراف ص ۱۷۹). ایام فجار چهارم که جنگ هائی در آن روی داد عبارت است از: «یوم نخله»، «یوم شمطه»، «یوم عبلاء»، «یوم عکاظ»، «یوم الحریره» (ر.
ک: ایام العرب فی الجاهلیه، ص ۳۲۲- ۳۴۱).
(ضبط لغات و اعلام) براض: به فتح اول و تشدید راء. نخله: به فتح اول و سکون دوم، جائی است نزدیک-
تاریخ پیامبر اسلام، آیتی ،متن،ص:۶۴
فراهم شده بودند با رسیدن این خبر پیش از آنکه «بنی قیس» از این پیشامد با خبر شوند بی درنگ راه مکّه را در پیش گرفتند، امّا چون قبیله «هوازن» خبر یافتند، در پی قریش شتافتند و پیش از آنکه وارد حرم شوند، بر آنان تاختند و جنگ سختی میان ایشان در گرفت تا شب رسید و قریش وارد حرم شدند و «هوازن» دست از جنگ کشیدند، سپس چند دفعه بی آنکه همه زیر فرمان یک رئیس باشند، میان آنان نبرد روی داد، و هر قبیله ای از قریش و کنانه، رئیسی از خودشان و نیز هر قبیله ای از «قیس» رئیسی از خودشان داشتند.
یعقوبی می گوید: در ماه رجب که نزد آنان ماه حرام بود و در آن خونریزی
______________________________
– مکه. شمطه: به فتح اول و سکون دوم، جائی است نزدیک عکاظ. عکاظ: به ضم اول نام جائی است که یکی از بازارهای مهم عرب در آنجا تشکیل می یافته است. عبلاء به فتح اول و سکون باء، نام سنگ سفیدی است در پهلوی عکاظ. حریره: به ضم اول و فتح راء، جائی است میان أبواء و مکه نزدیک نخله.
سبب فجار اول، بدرین معشر غفاری شد که در بازار عکاظ فتنه ای برپا کرد. سبب فجار دوم مردی از «بنی جشم بن بکر بن هوازن» بود که نیز در بازار عکاظ روباه (ظاهرا اشتباه است و صحیح میمون است. ر. ک. به: ایام العرب فی الجاهلیه ص ۳۲۵٫
ضمنا در کتاب مزبور این داستان سبب جنگ روز سوم از فجار اول محسوب شده است نه سبب فجار دوم. م.) وی کشته شد و زد و خورد میان کنانه و هوازن در گرفت و آن را «فجار قرد» و نیز «فجار رباح» گفتند. (قرد به کسر قاف و رباح به ضم راء و تخفیف یا تشدید باء، یعنی میمون) سبب فجار سوم زنی زیبا از بنی عامر بود که در بازار عکاظ، جوانان قریش و کنانه با وی سر به سر گذاشتند و جنگ میان دو قبیله در گرفت (در کتاب ایام العرب، این داستان سبب جنگ روز دوم از فجار اول محسوب شده است ص ۳۲۴ نه سبب فجار سوم. م) در «فجار قرد» عبد اللّه بن جدعان تیمی و در «فجار مرئه» حرب بن أمیّه به میانجیگری برخاستند و کار به صلح انجامید.
تاریخ پیامبر اسلام، آیتی ،متن،ص:۶۵
نمی کردند، جنگیدند و بدین جهت «فجار» نامیده شد، چه در ماه حرام، فجوری (گناهی بزرگ) مرتکب شدند [۱].
و نیز می گوید: به قولی: «أبو طالب» در روزهای «فجار» حاضر می شد و رسول خدا را همراه می داشت و هرگاه رسول خدا می بود «کنانه»، «قیس» را شکست می داد، و برکت را از حضور او می دانستند، پس گفتند: ای فرزند خوراک دهنده پرندگان و آب دهنده حاجیان ما را تنها مگذار که با بودنت غلبه و پیروزی با ما است.
گفت: دست از ستم و بیداد و حق ناشناسی و بهتان زدن بردارید تا من هم از شما جدا نباشم، گفتند: آنچه را بفرمائی انجام می دهیم، پس پیوسته حاضر می شد تا خدا آنها را پیروز کرد [۲].
از رسول خدا روایت شده است که درباره «فجار» گفت: قد حضرته مع عمومتی و رمیت فیه بأسهم و ما أحبّ أنّی لم أکن فعلت: «همراه عموهای خویش در آن حاضر شدم و چند تیر هم انداختم، و دوست هم ندارم که نکرده باشم».
رسول خدا بیست ساله بود که در «فجار» شرکت کرد [۳] و جز «یوم نخله» در باقی روزها حاضر بود [۴] و جنگ «فجار» در ماه «شوال» به پایان رسید [۵].
______________________________
[۱]- ترجمه تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۳۷۰٫
[۲]- ترجمه تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۳۷۱٫
[۳]- الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۱۲۸٫ التنبیه و الاشراف، ص ۱۷۸٫
[۴]- امتاع الاسماع، ص ۹٫ اما ابن اثیر می گوید که: همراه عموهای خویش در «حرب- الفجار» در «یوم نخله» که از بزرگترین جنگ های فجار بود، حضور یافت و به آنها تیر می داد و اثاثشان را نگه می داشت و به قولی: در «یوم شمطه» نیز حاضر شد. (أسد الغابه، ج ۱، ص ۱۶)
[۵]- مروج الذهب، ج ۲، ص ۲۷۶٫
تاریخ پیامبر اسلام، آیتی ،متن،ص:۶۶
برگرفته از کتاب تاریخ پیامبر اسلام نوشته آقای محمد ابراهیم آیتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *