حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها

تصمیم انتقام در جنگ احد

ما فرمان قتل حبشیها را به گناه کشتن دست نشانده انوشیروان دیدیم؛ اینک نظیر آن را در اسلام ملاحظه کنید: مشرکان در جنگ احد، شهدای مسلمین را مثله کرده اند و زنهایی که برای تشجیع جنگجویان آمده اند، از گوش و بینی و دیگر اعضای شهدا، خلخال و دستبند ساخته اند؛ پیغمبر وقتی به بالین بدن قطعه قطعه عموی رشیدش حمزه می رسد، می بیند علاوه بر دیگر اعضا، جگر او را هم درآورده اند و به این بدن بی جان سردار نامور اسلام، از بی شرمی و دژخویی و کینه توزی و سنگدلی، هر چه توانسته اند کرده اند، بی اختیار می گرید و می گوید: هیچ منظره ای مانند این، مرا متأثر و خشمگین نساخته است، اگر خداوند مرا بر قریش پیروز گرداند، هفتاد نفر آنها را مثله می کنم. «۱»
مسلمین نیز می گویند: اگر نوبت به ما برسد، افراد برگزیده آنها را مثله می کنیم؛ در این باره آیه ۱۲۶ و ۱۲۷ سوره نحل نازل می شود: «اگر می خواهید انتقام بکشید و آنها را عقاب کنید مانند آنچه از آنها به شما رسیده است، شما هم مجازاتشان کنید و اگر صبر کنید، برای صبر کنندگان صبر از انتقام بهتر است و شکیبا باش و شکیبایی تو جز به توفیق خدا نیست و از نیرنگهای مشرکین دلتنگ مباش.» پیغمبر فرمود: صبر می کنم و از انتقام چشم پوشید، حتی روز فتح مکه که یک اشاره او می توانست همه قریش را نابود کند، از همگی آنها و از همه جنایاتشان درگذشت، بلکه عموم آن جنایتکاران را که متجاوز از بیست سال در نابودی پیغمبر و مسلمین و هدم اساس اسلام با تمام قوا
______________________________
(۱). تفسیر الصافی، ج ۳، ص ۱۶۴، در بیان شأن نزول آیاتی که در سطور بعد ترجمه آنها آمده است.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۴۱
کوشیده بودند و از جمله ابوسفیان، سرفرمانده قشون کفر در احد و دیگر جنگهای بر علیه اسلام و زن پتیاره و پلیدش، هند را که به تحریک و تشویق او حمزه کشته شد و بدن آن سالار شهیدان را همو مثله کرد و خواست جگرش را بخورد. با همه این جنایتها آنها را مورد لطف و محبت قرار داد و با فرمانی که اساس آزادی بشر را پی افکند، آنان را آزاد ساخت «اذهبوا فأنتم الطّلقاء» و به قدری اغنام و احشام به آنها بخشید که سر و صدای انصار بلند شد.
از این داستان و قضایای مشابه به خوبی دانسته می شود که آنچه محمد صلّی اللّه علیه و اله و اصحاب صدیق و صمیمی او و بالاخص افراد خاندانش، از امامان بر حق، انجام داده اند با مراقبت خداوند بوده است و مربی و معلم و مؤدب و مکمل آنان پروردگار است. بنابراین برای ورود آدمی در طریق تکامل و تأمین سعادت حقیقی و دو جهانی، آیا می توان راهی جز راه اسلام و مقتدایی جز تربیت یافتگان مکتب قرآن یافت؟
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *