حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها

بیعت أنصار با پیغمبر بی شرط حرب

اشاره
محمّد بن اسحاق گوید، رحمه اللّه علیه، که:
سال دوم، این دوازده تن، که یاد کردیم از رؤسای أنصار، به مکّه رفتند و در عقبه [۶] الأولی سیّد، علیه السّلام، بدیدند و بیعت کردند و بعضی که اسلام نیاورده بودند اسلام بیاوردند. و این اوّل بیعتی بود که در اسلام رفت. و این بیعت شرط حرب درش نبود، زیرا که هنوز آیت قتال فرو نیامده بود* و شرائط آن بیعت که با پیغمبر، علیه السّلام، کرده بودند شش چیز بود:
اوّل، آنکه شرک با خدای نیاورند. دوم آنکه دزدی [۷] نکنند.
سؤم، آنکه زنا روا ندارند. چهارم، آنکه فرزندان را، چنانکه قاعده أهل
______________________________
[ (۱-)] در اصل: زید.
[ (۲-)] در اصل: عقبه بن عامر بن حدیده.
[ (۳-)] در اصل: الهبان.
[ (۴-)] در اصل و سایر نسخ فارسی: جمره العقبه.
[ (۵-)] در اصل: حکایت رؤسای انصار، و از ایا نقل شد.
[ (۶-)] در اصل و سایر نسخ فارسی: جمره.
[ (۷-)] در اصل: دزد.
سیرت رسول الله، قاضی ابرقوه ،ج ۱،ص:۴۳۱
جاهلیّت است، نکشند. و پنجم، آنکه دروغ و بهتان بر کس نبندند. و ششم، آنکه طاعت پیغمبر، علیه السّلام، برند و عصیان و مخالفت وی نکنند.
ایشان این شش شرایط در بیعت قبول کردند و التزام نمودند و سیّد، علیه السّلام، بهشت جاوید ایشان را فردای قیامت بر خود گرفت، مادام که بدین شرط و بیعت وفا کنند، و با ایشان شرط [۱] کرد که هر که از این شرطها یکی بجای نیاورد یا خیانتی بکند، سیّد، علیه السّلام، آنچه حدّ شرع باشد بر وی براند، آنچه بسمع وی رسد، و آنچه بسمع وی نرسد بخدای وی را باز گذارد [۲]، اگر خواهد بیامرزد و اگر خواهد قصاص باز خواهد. این جمله شرطها آن بود که عباده بن الصّامت خبر داد که وی از أهل بیعت بود و گفت:
بایعنا رسول اللّه صلّی اللّه علیه و سلّم لیله العقبه الأولی علی أن لا نشرک باللّه شیئا، و لا نسرق، و لا نزنی و لا نقتل أولادنا، و لا نأتی ببهتان نفتریه [۳] من بین أیدینا و أرجلنا.
و لا نعصیه [۴] فی معروف. فان وفّیتم فلکم الجنّه، و ان غشیتم [۵] من ذلک شیئا فأخذتم بحدّه فی [۶] الدّنیا، فهو کفّاره له، و ان سترتم علیه الی یوم القیامه فأمرکم الی اللّه عزّ و جلّ، ان شاء [۷] عذّب و ان شاء غفر.
پس ایشان چون آن بیعت کرده بودند و از حج فارغ شده بودند، سیّد علیه السّلام، ایشان را دستوری داد، تا باز مدینه روند و مصعب بن
______________________________
[ (۱-)] روا: تقریر.
[ (۲-)] روا و ط: و اگر بسمع وی نرسد و پنهان بماند امر آن باز خدای باشد.
[ (۳-)] در اصل: نفترینه بین.
[ (۴-)] در اصل: و لا نعصی.
[ (۵-)] در اصل: و ان عصیتم.
[ (۶-)] در اصل: من فی.
[ (۷-)] در اصل: الی اللّه ان شاء.
سیرت رسول الله، قاضی ابرقوه ،ج ۱،ص:۴۳۲
عمیر از أصحاب خود با ایشان بفرستاد، تا برود به مدینه و قرآن و شریعت [۱] ایشان را درآموزد و معالم دین اسلام ایشان را بیان کند، و از این جهت مصعب بن عمیر را مقری مدینه خواندند. پس چون به مدینه آمدند، مصعب بن عمیر در خانه أسعد بن زراره فرود آوردند، و وی با ایشان نماز می کرد و ایشان را قرآن و أحکام شریعت درمی آموخت و از معالم اسلام ایشان را خبر باز می داد، تا جماعتی دیگر به اسلام درآمدند و اسلام در هر قبیله ای از أهل مدینه آشکارا شد. تا بعد از ان* مسجدی بنا کردند، و بعد از ان باری تبارک و تعالی نماز جمعه فرض کرد و پیغمبر، علیه السّلام، پیغام به مدینه فرستاد به مصعب بن عمیر که نماز جمعه بکند، و وی نماز بکرد با ایشان، و ایشان دوازده تن بودند که نماز جمعه بکردند. و قولی دیگر هست که چهل تن بودند [۲]. و هر روز جمعه جماعتی که به اسلام درآمده بودند، در مسجد حاضر شدندی، و چون نماز جمعه کرده بودندی [۳]، مردم را به اسلام دعوت می کردندی. و قولی هست که اوّل بار که نماز جمعه در مدینه بکردند مردم بشمردند و چهل مرد بودند. و نخست أسعد بن زراره فرموده بود و در مدینه نماز جمعه کردند.
و حدیث صحیح است [۴] که: چون نماز جمعه فرض شد، پیغمبر، علیه السّلام، پیغام فرستاد به مصعب بن عمیر که نماز جمعه فرض شده است، می باید که روز جمعه [۵] بعوض نماز پیشین دو خطبه بکنی، و چون خطبه بکنی دو رکعت نماز بکنی. و چون خبر به مصعب بن عمیر آوردند، در خانه سعد بن
______________________________
[ (۱-)] روا: احکام شریعت.
[ (۲-)] در متن عربی ج ۲ ص ۷۷: راجع بدوازده تن بودن ایشان تصریح نشده و فقط قول دوم ذکر شده است.
[ (۳-)] روا: گزارده بودند.
[ (۴-)] در اصل: حدیث در صحیح است، و از ایا و پا متابعت شد.
[ (۵-)] ایا و پا: روز آدینه، و در اصل: نماز جمعه.
سیرت رسول الله، قاضی ابرقوه ،ج ۱،ص:۴۳۳
خیثمه نماز جمعه بکرد و بشمرد و دوازده تن بودند، پیغام به سیّد، علیه السّلام، فرستاد و پیغمبر، علیه السّلام، هیچ نگفت. و بمذهب بعضی از علما شاید، که [چون] دوازده مرد [۱] عاقل بالغ مقیم آزاد باشند، که نماز جمعه کنند [۲]، و مذهب ربیعه اینست. و ربیعه استاد شافعی بود، رضی اللّه عنه [۳].
برگرفته از کتاب سیرت رسول الله مشهور به سیرت النبی نوشته آقای ابن هشام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *