حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها

برخورد اسلام با ملل و اقوام

همچنانکه فتوحات نظامی مسلمین، اعجاب انگیز و تحیرآور است، به حدی که مانند ناپلئون، مرد عجیبی را به شگفت آورده که می گوید: «تنها مسلمانها بودند که در نصف قرن دنیا را تسخیر و تصرف کردند.» «۱» و ویل دورانت که همه گونه فتوح و محاربات را در تاریخ تمدن اش ثبت نموده، در این مورد می گوید: «اسلام مسلمین را به توسعه و پیشرفتی برانگیخت که از عجایب تاریخ بود.» و باز می گوید: «فتوح عرب از فتوح روم سریعتر انجام گرفت و از فتوح مغول پایدارتر بود و از همه کارهایی که در تاریخ پیکارهای جهان انجام گرفته، حیرت انگیزتر است.» «۲» همچنین فتوحات علمی و هنری و صنعتی آنها نیز تعجب آور است.
اینها در برخورد با ملل، خردمندانه ترین روش را پیش گرفتند، نه خود را باختند و نه غرور و تعصب جاهلانه به خرج دادند. امروز می بینیم جوانهای ما، حتی بسیاری از مردان کامل و مسن ما، به محض رفتن به یکی از ممالک متمدن، به طوری خود را باخته و به اصطلاح غرب زده می شوند که به همه چیز خود و کشور و ملتشان با دیده حقارت نگریسته و از همه اعراض می کنند؛ بر عکس، به همه چیز غرب با شیفتگی و احترام می نگرند و میمون وار مقلد صرف آنها می شوند. برعکس برخی از قدمای ما، به
______________________________
(۱). عالم نو اسلام، ج ۱، ص ۱۳۱٫
(۲). تاریخ تمدن، ج ۴، ص ۲۴۳٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۴۲۸
هر چیز مفید و حتی لازم برای زندگی امروز، چون از غرب آمده، به دیده بغض و نفرت نگاه می کنند و تا چند سال پیش بودند افراد متعصبی که از برق و ماشین و تلفن و بلندگو و امثال اینها استفاده نمی کردند. اما عربی که کافور را نمی شناسد و آن را نمک می پندارد و مشتی طلا را در دامن ریخته، فریاد می زند که هر کس بخواهد من ده سکه زرد در برابر یک پول سفید می دهم بیاید عوض کند؛ چنین مردمی ابدا در مقابل شکوه و عظمت کاخها و تجمل خیره کننده دستگاه ساسانیان خود را گم نمی کنند، ارزش معارف عالیه و تعلیمات فائقه دین خود را می دانند، معایب متمدنین را تشخیص داده، انتقاد صحیح می کنند. سفرای دولت اسلام به محض ورود به دربار یزدگرد یا چادر رستم، به انتقاد پرداختند؛ مغیره بن شعبه با کمال شهامت به درباریان گفت: «شما مردمی کم خرد هستید که بعضی از شما برده برخی می باشید.»
در عین حال از آموختن هر گونه دانش و هنر و صنعت سرباز نمی زنند، تکبر ندارند، به دانشمندان و هنروران و صنعتگران به دیده احترام می نگرند، رابطه علمی سید رضی با مقام علمی و روحانی ممتازش با ابو اسحاق صابی «۱» و سرودن مرثیه در مرگش و در هنگام عبور از کنار گورش به احترام او از اسب پیاده شدن؛ می تواند بهترین نمونه احترام مسلمانها نسبت به دانشمندان باشد. وقتی رفتار علمای برجسته بر اثر تربیت اسلامی و قرآنی چنین باشد، توده مردم و دیگر طبقات نیز به آنها اقتدا می کنند. این است که همواره جمعی از عالمان یهود و نصارا و غیرها در دربار خلفای عباسی، مشاغل مهمه ای داشته اند.
و خلاصه مسلمین به سرعتی در رشته های گوناگون علمی پیشرفت کردند که در عهد هارون و پسرش مأمون (۸۱۳ تا ۸۳۲ میلادی) سیادت علمی بر شرق و غرب را بر تسلط نظامی برّ و بحر افزودند و این همه افتخارات و ترقیات در سایه قرآن به وجود آمد. قرآن ملت عرب را عوض کرد و قدرت تحرک و تسلط بر جهان بخشید و نیز قرآن آنان را عاشق علم ساخت؛ چه علومی که از قرآن ناشی شد و چه دانشهایی که به وسیله آنها قرآن را بهتر می توان فهمید و چه آنها که به منظور اجرای اوامر قرآن
______________________________
(۱). صابی که به صورت جمع «صابئین» در قرآن آمده، طبق تحقیقات اروپاییان، کسی است که پیرو دین یحیی بن زکریا باشد، نه ستاره پرست، چنانکه برخی پنداشته اند، زیرا قرآن کریم صابئین را در ردیف اهل کتاب از یهود و نصارا ذکر می کند.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۴۲۹
تحصیل می شد. آری قادر متعال چنین کتاب عجیبی که دنیا را به نور علم روشن ساخت، به وسیله مردی به عرصه وجود و ظهور رسانید که نمی دانست کتاب و نوشته چیست و خود با خط و سواد آشنایی نداشت و کلمه ای با دستش ننوشته بود؛ به راستی عظمت خاص خدایی است که بر همه کاریش توانایی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *