حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها

ایران زمان حمله مسلمانان

بنابر آنچه گذشت بسیار طبیعی بود که همه اقوام و ملل، عاشق پیروزی تازیان بودند، تا از جور حکام و اجحافات آنها نجات یافته، به آزادی برسند، اما به تدریج که پیروان سایر ادیان به معارف و تعالیم عالیه اسلام آشنا می شدند، دین خود را رها کرده، اسلام را می پذیرفتند، با آنکه خلفای اموی بدترین خلیفه ها در اسلام بوده اند. ویل دورانت می گوید: «با ذمیان مسیحی و یهودی و زردشتی و صابی، در ایام خلافت اموی، چنان به نیکی رفتار می شد که به روزگار ما نظیر آن را در قلمرو مسیحیان نمی توان دید، در انجام مراسم دین خود آزاد بودند، کنیسه ها و معابدشان به جا بود.»
بعد از آنکه راجع به محبت و ملایمت مسلمانها نسبت به همه فرقه های مختلف و پناه دادن یهود که به سختی کشته می شدند و نصارا که همدیگر را می کشتند و زردشتیان و برپا بودن معابد عموم فرق و همراهیهای فراوان مسلمانها، با همه این ملتها مفصل گفتگو می کند، چنین می گوید: «با وجود ملایمتی که مسلمانان دوران اول داشتند (و شاید هم به همین سبب) اکثر مسیحیان و همه زردشتیان و بت پرستان به جز عده ای ناچیز و بسیاری یهودان آسیا و مصر و شمال آفریقا مسلمان شدند.» و پس از بیان اینکه در بسیاری از مناطق، اسلام نفوذی کرد که از هیچ دین و فرهنگی و شمشیری ساخته نشد، می گوید: «و نیز در مناطقی وسیع از چین و اندونزی و هند تا ایران و شام و جزیره و مصر و مراکش و اندلس، دین اسلام در صدها قوم و نژاد نفوذ کرد و خاطرشان را گرفت و بر اخلاقشان مسلط شد و زندگیشان را به قالب دیگر ریخت و امیدهای تازه در دلشان پدید آورد که به کمک آن رنج و محنت زندگی را فراموش کردند و دارای شخصیت و عزت نفس شدند.» «۲»
______________________________
(۱). زندگانی امام حسین، ص ۲۶۵٫
(۲). تاریخ تمدن، ج ۴، ص ۲۸۱٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۹۴
کریستنسن مفصل و مشروح از آتشکده ها سخن می گوید و از جمله برپا بودن آنها را تا قرن دهم میلادی که طبق رسوم زردشتیان، از آتشکده بزرگ، آتش برای آتشکده های کوچک می برده اند «۱» تشریح می کند. و نیز آقای محمد محمدی در کتاب فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب و سرپرسی سایکس در کتاب تاریخ ایران، از آتشکده ها و بقاء آنها تا قرنها بعد از ظهور اسلام، مشروحا گفتگو کرده اند.
و همچنین آقای محمدی از کتابهای بسیار، حتی کتابخانه عظیمی که بعدها پیدا شد، گفتگو کرده است؛ پس مسلمین نه آتشکده ای را جلو گرفته و نه کتابی از کسی سوزانده اند؛ آنچه از میان رفته، ارزشی نداشته است. باقی بودن زردشتیان ایران و هندوستان از صدر اسلام تا کنون بر دین خود، بهترین دلیل عدم ممانعت است، آنچه تاریخ گواهی می دهد این است که در همان قرنهای اول، به طوری پیروان ادیان دیگر به اسلام هجوم می آورده اند که خلفای اموی مانع می شدند و اشکالتراشی می کردند تا از آنها همچنان جزیه بگیرند تا در خلافت عمر بن عبد العزیز وقتی استاندار مصر نوشت: مردم به سرعت و کثرت به اسلام می گروند و بیت المال زیان فاحش می کند؛ او در جواب نوشت خداوند محمد صلّی اللّه علیه و اله را برای هدایت فرستاد، نه برای جبایت (پول جمع کردن). کاش همه مردم مسلمان می شدند و من و تو با زحمتکشی امرار معاش می کردیم و خلاصه فرق است ما بین دینی که مردم را به زور شمشیر به قبولش وامی داشتند و نمی پذیرفتند تا دینی که مردم را با شمشیر از قبولش منع می کردند و می پذیرفتند.
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *