حوادث، وقایع، هجرت، غزوه ها

اسلام جماعت ترسایان از حبشه

بیست مرد از ترسایان حبشه به مکه آمدند، تا سید، علیه السلام، بینند و حقیقت احوال بدانند. سید، را در مسجد بدیدند و مسئله ای چند پرسیدند و جواب شنفتند «۵» و ایشان را
______________________________
(۱). در اصل: سید آواز زد به آن مرد و قیاسا اصلاح شد. در سیره، ص ۳۸۰: ابو جهل از اندرون خانه آواز داد که کیست …
(۲). این حکایت در سیره، ص ۳۷۹- ۳۸۲، آمده است.
(۳). عبد یزید بن هاشم بن عبد المطلب
(۴). این حکایت در سیره، ص ۳۸۲ و ۳۸۳، آمده است.
(۵). در اصل: شنفتن
خلاصه سیرت رسول الله(ص) ،متن،ص:۶۵
دعوت کرد و آیتی چند بخواند، بگریستند «۱» و مسلمان شدند.*
ابو جهل گفت: از شما احمق تر ندیدم! مردم حبشه فرستادند «۲» تا احوال معلوم کنید، و مسلمان شدیت. گفتند: هر کسی مصلحت خود به داند. حق تعالی در اسلام ایشان و تعییر «۳» ابو جهل، این آیت فرستاد:
الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ یُؤْمِنُونَ.- الی قوله- سَلامٌ عَلَیْکُمْ لا نَبْتَغِی الْجاهِلِینَ «۴».
برگرفته از کتاب خلاصه سیرت رسول الله(ص) نوشته آقای محمد بن عبدالله شرف الدین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *