از دیدگاه قرآن

پاداش پیامبر هدایت مردم در قرآن

قُلْ ما اَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ اَجْرٍ اِلاّ مَنْ شاءَ اَنْ یَتَّخِذَ اِلی رَبِّه سَبیلاً
بگو من در برابر ابلاغ این آیین هیچ گونه پاداشی از شما مطالبه نمی کنم، تنها پاداش من این است که کسانی بخواهند راهی به سوی پروردگارشان برگزینند .(۲)
۱- ۳ / شعراء .
۲- ۵۷ / فرقان .
(۱۸۶) پیامبر شناسی
تنها اجر و پاداش من هدایت شما است، آن هم از روی اراده و اختیار نه اکراه و اجبار واین تعبیر جالبی است که نهایت لطف و محبت پیامبر صلی الله علیه و آله را نسبت به پیروانش روشن می سازد ، چرا که اجر و مزد خود را سعادت و خوشبختی آنان می شمرد. بدیهی است هدایت امت اجر معنوی فوق العاده ای برای پیامبر صلی الله علیه و آله دارد چرا که « اَلدّالُّ عَلَی الْخَیْرِ کَفاعِلِه : هر کس راهنمای کار خیری باشد همچون رهرو آن راه است ». این جمله علاوه بر این که بهانه های مشرکان را قطع می کند، روشن می سازد که قبول این دعوت الهی بسیار سهل و ساده و آسان و برای همه کس بدون هیچ زحمت و هزینه ای امکان پذیر است .
پیامبر را تنها نگذارید
اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ امَنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اِذا کانُوا مَعَهُ عَلی اَمْرٍ جامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا حَتّی یَسْتَأْذِنُوهُ اِنَّ الَّذینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ اوُلئِکَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ فَاِذَا اسْتَأْذَنُوکَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْت َ مِنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللّهَ اِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ
مؤمنان واقعی کسانی هستند که ایمان به خدا و رسولش آورده اند و هنگامی که در کار مهمی با او باشند ، بدون اجازه او به جایی نمی روند ، کسانی که از تو اجازه می گیرند، آن ها به راستی ایمان به خدا و پیامبرش آورده اند، دراین صورت هرگاه از تو برای بعضی از کارهای مهم خود اجازه بخواهند ، هرکس از آن ها را می خواهی ( و صلاح
پاداش پیامبر، هدایت مردم است (۱۸۷)
می بینی ) اجازه ده و برای آن ها استغفار کن که خداوند غفور و رحیم است .(۱)
منظور از « اَمْرٍ جامِعٍ » هرکار مهمی است که اجتماع مردم در آن لازم است و تعاون و همکاریشان ضرورت دارد ، خواه مسأله مهم مشورتی باشد، خواه مطلبی پیرامون جهاد و مبارزه با دشمن و خواه نماز جمعه در شرایط فوق العاده و مانند آن. در حقیقت این یک دستور انضباطی است که هیچ جمعیت و گروه متشکل و منسجم نمی تواند نسبت به آن بی اعتنا باشد، چراکه در این گونه مواقع گاهی حتی غیبت یک فرد گران تمام می شود و به هدف نهایی آسیب می رساند ، مخصوصا اگر رییس جمعیت ، فرستاده پروردگار و پیامبر خدا و رهبر روحانی نافِذُ الاَْمْر باشد. توجه به این نکته نیز لازم است که منظور از اجازه گرفتن این نیست که هرکس کاری بگیرد ، یک اجازه صوری بگیرد و به دنبال کار خود برود ، بلکه به راستی اجازه گیرد ، یعنی اگر رهبر غیبت او را مضرّ تشخیص نداد ، به او اجازه می دهد و در غیراین صورت باید بماند و گاهی کار خصوصی خود را فدای هدف مهم تر کند ، لذا در دنبال این جمله اضافه می کند : « اِنَ الَّذینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ اوُلئِکَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ … ». روشن است که این گونه افراد باایمان باتوجه به این که برای امر مهمی اجتماع کرده اند ، هرگز برای یک کار جزئی اجازه نمی طلبند و منظور از « شَأْنِهِمْ » در آیه ، کارهای ضروری و
۱- ۶۲ / نور .
(۱۸۸) پیامبر شناسی
قابل اهمیت می باشد. و از سوی دیگر خواست پیامبر صلی الله علیه و آله مفهومش این نیست که بدون در نظر گرفتن جوانب امر و
اثرات حضور و غیاب افراد ، اجازه دهد ، بلکه این تعبیر برای آن است که دست رهبر باز باشد و در هر مورد ضرورت حضور افراد را احساس می کند، به آن ها اجازه رفتن را ندهد. شاهد این سخن این که در آیه ۴۳ سوره توبه ، پیامبر صلی الله علیه و آله را به خاطر اجازه دادن به بعضی از افراد مؤاخذه می کند و می گوید : « عَفَی اللّهُ عَنْکَ لِمَ اَذِنَتْ لَهُمْ حَتّی یَتَبَیَّنَ لَکَ الَّذینَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْکاذِبینَ : خداوند تو را عفو کرد ، چرا به آن ها اجازه دادی پیش از آن که راستگویان از دروغگویان برای تو شناخته شوند ». این آیه نشان می دهد که حتی پیامبر صلی الله علیه و آله در اجازه دادن افراد باید دقت کند و تمام جوانب کار را در نظر گیرد و در این امر مسؤولیت الهی دارد. و در پایان آیه می فرماید : هنگامی که به آن ها اجازه می دهی « برای آنان استغفار کن که خداوند غفور و رحیم است » ( وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللّهَ اِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ ). در این جا این سؤال پیش می آید که این استغفار برای چیست ؟ مگر آن ها با اجازه گرفتن از پیامبر صلی الله علیه و آله باز گنهکار هستند که نیاز به استغفار دارند؟ این سؤال را از دو راه می توان پاسخ داد ؛ نخست این که آن ها گرچه مأذون و مجاز هستند ، ولی بالاخره کار شخصی خود را بر کار جمعی مسلمین مقدم داشته اند و این خالی از یک نوع ترک اولی نیست (۱) و لذا نیاز به استغفار دارند ( همانند استغفار بر یک عمل مکروه ). ضمنا این تعبیر نشان می دهد که تا می توانند از گرفتن اجازه خودداری کنند و فداکاری و ایثار نمایند که حتی پس از اجازه ، باز عمل آن ها ترک اولی است ، مبادا حوادث جزئی را بهانه ترک گفتن این
۱- « تفسیر فخر رازی » ، « روح المعانی » ، ذیل آیه مورد بحث .
پیامبر را تنها نگذارید (۱۸۹)
برنامه های مهم قرار دهد. دیگر این که آن ها به خاطر رعایت ادب در برابر رهبرشان درخور لطف الهی هستند و پیامبر صلی الله علیه و آله به عنوان تشکر از این عمل برای آن ها استغفار می کند ، در عین حال این دو پاسخ باهم منافاتی ندارد و ممکن است هر دو منظور باشد .
برگرفته از کتاب پیامبر شناسی از دیدگاه قرآن کریم نوشته آقای محمد بیستونی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *