از دیدگاه قرآن

معجزه ایمان در قرآن

این غزوات و مردانگیها و دلاوریهای عجیب مسلمین، باز ما را به یاد آیه ۲۴ سوره توبه می اندازد و به وضوح می بینیم که نه پدر و فرزند و دیگر خویشان و نه مال و تجارت و مسکن و نه هیچ چیز و هیچ کس در نظر مسلمین صدر اسلام، محبوبتر از خدا و پیغمبرش و جهاد در راه خدا نیست. در جنگ بدر، علی در برابر برادرش عقیل، ابو بکر با پسرش عبد الرحمن، ابو حذیفه و عبد اللّه دو اشرافی زاده، در مقابل پدرانشان، عتبه و سهیل قرار گرفتند و همچنین بسیاری از این قبیل در غزوات دیگر. «۱»
عبد اللّه شنید که خواهرش سهله با شوهرش که تازه مسلمان شده بودند، قصد هجرت به حبشه دارند؛ او برای خداحافظی به منزل آنها رفت و با شنیدن آیاتی به اسلام گروید و به حبشه رفت. پس از چندی که بعضی مسلمانها با شنیدن خبرهای امید بخشی به مکه بازگشتند؛ عبد اللّه هم با آنها بود؛ پدرش سهیل، نخست او را با خوشرویی پذیرفت، ولی بعدا در سردابی زندانیش کرد و همه روز شلاقش می زد، وقتی خبر عمار و نزول آیه درباره او و جواز تقیه را شنید، او هم تظاهر به کفر کرد و با پدرش به طرف بدر آمد، هنگام شروع جنگ اسبش را سوار شده، به سوی مسلمین راند، پدرش و دیگران خوشحال از اینکه قصد حمله دارد، ولی او به صفوف مسلمانها پیوست و با آنها به جنگ با همراهان پدر پرداخت.
______________________________
(۱). امیر المؤمنین در نهج البلاغه، ص ۹۱، خ ۵۶ می گوید: «ما با پیغمبر بودیم و پدران و فرزندان و برادران و عموهایمان را می کشتیم و این قتلها جز اینکه ایمان و تسلیم ما را زیاد کند و در رفتن بر راه راست و شکیبایی بر سوزش آلام و کوشش در پیکار دشمن ثابت قدمتر و صبورترمان سازد، تأثیری نداشت.» تا اینکه می گوید: «پس چون خداوند صدق ما را در ادعای ایمان دید، دشمنان ما را خوار و مغلوب و ما را پیروز گردانید، تا اسلام پایدار شد و در سرزمینهایش برقرار ماند.»
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۲۷
هنوز بینندگان در بهت و حیرت بودند که واقعه دیگری بر تحیر و تعجبشان افزود.
ابو حذیفه کرّ و فرّی کرد و پدرش عتبه را به مبارزه طلبید، این دو جوانمرد با اینکه به سرعت مسلمان شدند، در همه شداید ثابت قدم ماندند و در همه غزوات شرکت کردند، تا در جنگ با مسیلمه به شهادت رسیدند؛ هنگامی که آثار ضعف و انکسار در سپاه اسلام احساس شد، چهار نفر روح تازه ای در آنها دمیدند. عمار با گوش بریده اش بر تخته سنگی ایستاده، قشون را تهییج می کرد، سالم همان غلام ایرانی ثبیته که بعد از اسلام، فرزند شوهر آن زن، یعنی ابو حذیفه شمرده می شد، فریاد می زد: قرآن را با اعمالتان زینت کنید. او با ابو حذیفه و عبد اللّه گودالهایی کندند و در آنها خود را میخکوب کردند و هر سه شهید شدند، ولی این جانبازی عجیب، چنان نیرو و حرارتی به مسلمین بخشید که بر مسیلمه کذاب و یارانش پیروز گردیدند.
من مخصوصا اجمالی از سرگذشت این دو جوان «۱» را باز گفتم تا معلوم شود که ایمان سریع و شیفتگی نسبت به اسلام و ثبات در آن، اختصاص به فقرا و بردگان نداشت، بلکه هر کس حلاوت ایمان را چشید، چنین بود و کیست بتواند در یک کتاب قطور، شاهکارهای عجیب این نخبگان بشری را جمع و وصف کند. زیرا هر کار بسیار عظیم و عجیبی که در اقوام دیگر ندرتا از نوابغ و نوادری به ظهور می رسد، در تربیت یافتگان مکتب محمد صلّی اللّه علیه و سلّم از اعمال معمول و متداول افراد عادی و معمولی ایشان است.
پیغمبر نشان داد که همچنانکه در رهبری دینی و اخلاقی و اجتماعی و غیرها مردی لایق است، در سر فرماندهی نظامی و نقشه های جنگی نیز نابغه است و پس از ورود به مدینه، به قول ویل دورانت، از فیروزی ای به فیروزی ای می رفت، تا مکه بدون هیچ گونه جنگی فتح و بتها شکسته شد و از این تاریخ به بعد، باید مسلمین پس از سرکوبی طغیانهای داخلی آماده فتح سایر کشورها شوند، تا ملتها را آزاد کنند و دین خدا را منتشر و عدالت را حاکم سازند.
______________________________
(۱). سرگذشت این دو جوان و به خصوص نزول آیه «مَنْ کَفَرَ بِاللَّهِ» و تقیه عمار و عبد اللّه را طه حسین که سنی است، در الوعد الحق، ص ۷۶ به بعد، ص ۱۱۲ به بعد، نقل می کند و چه مدرکی برای شیعه بهتر از این در جواز تقیه.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۲۸
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *