از دیدگاه قرآن

عصمت پیامبران از خطای علمی در قرآن

ما چون قبلا درباره تعالیم انبیا به تفصیل گفتگو کرده ایم، دیگر در این بحث، لازم نیست توضیح بدهیم که آنان در چه موضوعات علمی خطا نمی کنند. بدیهی است در همان موضوعاتی که آنان برای حکم به حق نمودن و رفع اختلاف کردن از بشر و وی را مطمئن ساختن در آنها می آیند؛ از فواید بسیار مهم بعثت پیغمبران، همین اطمینان دادن به انسان و وی را از بلاتکلیفی و تردید و نگرانی خلاص کردن است؛ یعنی از حالتی که باعث ناراحتی، بلکه بدبختی و تیره روزی بسیاری از دانشمندان و فلاسفه گردید که نمونه آنها «ابو العلاء معری» و «مترلینگ» و «خیام» را دیدیم. اگر بشر احتمال خطا در تعلیمات پیغمبران بدهد که با قاطعیت، حاضر برای فداکاری و جانبازی نیست و قبلا گفته ایم که برای ایمان به غیب و عبادات و سایر اموری که برای تهذیب نفس و برقراری عدالت در جامعه ضرور است، علوم قطعی یقینی قابل اطمینان لازم است. اما در آنچه به وظیفه خاص نبوت مربوط نیست و به عنوان وحی هم گفته نمی شود، حکم قطعی جزمی نمی توان داد. کتب تفسیر و حدیث اهل سنت، روایتی از پیغمبر نقل می کنند که فرمود: «شما در امر دنیاتان اعلم و من در امر دینتان اعلم از شما هستم.» اما شیعه، علامه جلیل شیعی ابن شهر آشوب ذیل آیه وَ عَلَّمَکَ ما لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ «۱» می گوید: «پیغمبر صلّی اللّه علیه و اله دید که جمعی تلقیح درخت خرما می کردند، فرمود: گمان نمی کنم این عمل نفعی داشته باشد، آنها کارشان را رها کردند و درختهاشان در آن سال خرما نداد، وقتی به آن حضرت خبر دادند، فرمود: بر هر صنعتی به اهلش استعانت کنید.» «۲»
______________________________
(۱). سوره نساء، آیه ۱۱۳٫
(۲). کتاب متشابهات القرآن، ج ۲، ص ۲۲؛ اهمیت این تألیف و عظمت مؤلفش را در تعلیقات سید هبه الدین شهرستانی بر این کتاب ببینید که از جمله می گوید: همین بس که میان عموم علمای شیعه، فقط این علامه جلیل، بعد از شیخ طوسی، به لقب «شیخ الطائفه» ملقب گردید.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۲۹۹
بعضی این داستان را به وجهی نقل کرده اند که بهتر قابل قبول است و آن این است که وقتی پیغمبر، چنان مطلبی فرمود، آنها مردّد شدند و میانشان اختلاف افتاد، همان ساعت به وی رجوع کردند، فرمود: من گمانی کردم، اگر شما تجربه دارید، کارتان را انجام دهید «۱» ابن شهر آشوب در همین بحث از کراجکی نقل می کند که او گفته است که علم به حال پیغمبر که همه علوم و زبانها و خطها را می داند، یا عقلی است، یا نقلی، اما به حکم عقل یا محال است یا واجب یا جائز محال که نیست اگر واجب هم باشد باید مثل عصمت یا معجزه با عدمش بطلان نبوت لازم آید و چنین نیست، پس جایز است، وقتی جایز شد، راهی جز روایت و نقل (سمع) نیست که خداوند همه علوم و صنایع را به پیغمبر یا به طور کلی یا وقت حاجت شناسانده و الهام کرده باشد و ما نمی دانیم که خدا چنین کاری کرده یا نکرده است، یعنی روایتی در این باره وارد نشده است.
و خلاصه مطلب این است که آنچه مورد اجماع و اتفاق علمای اسلام می باشد و احدی در آن حرفی و شکی ندارد، این است که تعلیمات انبیا در آنچه وظیفه نبوت آنها می باشد، نافذ و مؤثر و دائم و باقی و غیر قابل خطا است. هر چند به عقیده ما شخص خاتم انبیا در جمیع امور مصون از خطا و اشتباه می باشند.
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *