از دیدگاه قرآن

سنت خداوند در قرآن

یادآوری این نکته لازم است که نباید به اتّکای تأیید الهی، از فراهم ساختن اسباب، غفلت ورزید؛ سنت خداوند بر این جاری است که امور این عالم را معمولا به وسیله اسباب اجرا فرماید. قرآن کریم چنین دستور می دهد: «و آنچه می توانید برای آنان نیرو و اسبهای آماده به کار فراهم کنید، تا دشمنان خدا و دشمنان خودتان و کسان دیگری را (منافقان) که شما نمی شناسیدشان و خدا آنها را می شناسد بترسانید.» «۱» مگر در احد، سپاه اسلام به سرفرماندهی پیغمبر صلّی اللّه علیه و اله و پرچمداری علی علیه السّلام به واسطه غفلت از یک دستور، از بت پرستان و مشرکان شکست نخوردند؟ پس طبق تعلیم قرآن، نخست به قدر قوه و استطاعت، باید به فراهم ساختن نیروهای لازم پرداخت و مصلحت وقت را نیز تشخیص داد؛ آن گاه به مقتضای مصلحت، مبارزه منفی یا مثبت و جنگ سرد یا گرم را شروع کرد و با انجام وظایف، از فقر مالی و قلت عدد، بیم نداشت و به لطف خداوند متکی و به پیروزی نهایی مطمئن بود.
مقایسه ای روشنگر
شیخ محمد «۲» عبده در تفسیر المنار، مقایسه جالبی دارد که مطلب ما را در کیفیت اهتمام به اسباب و اعتماد به مسبب الاسباب روشن می کند، می گوید: هنگامی که پیغمبر با ابو بکر در غار بودند و کفّار در جستجوی آن دو، همه جا را گشتند تا به جلو غار رسیدند؛ ابو بکر فوق العاده مضطرب و متوحّش شد، ولی پیغمبر در نهایت سکینه و آرامش بود و رفیقش را دلداری می داد که غم مخور، یقینا خدا با ما است. برعکس، در جنگ بدر، پیغمبر سخت پریشان و اندوهناک بود و در زیر آسمان، دستها را چنان به دعا بلند کرده بود که عبا از یک دوشش افتاده بود، ولی ابو بکر، که تا حدی آرامش داشت، آمد و عبا را به دوش آن حضرت کشید و دستش را گرفته، به چادر آورد و دلداریش می داد.
______________________________
(۱). وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ. (سوره انفال، آیه ۶۰٫)
(۲). ما جای دیگر، این مقایسه را به طنطاوی نسبت داده ایم و اشتباه بوده است.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۲۶۹
این تفاوت ناشی از این بود که پیغمبر در غار، می دید که جمیع وظایفی که بر عهده داشته، با نهایت دقت انجام داده، ابوبکر هم که جز اطاعت چاره ای نداشته است. این جا بر خدا است که آنچه را به عهده گرفته انجام دهد و وعده ای که برای غلبه دین خود و پیغمبرش داده به وفا رساند؛ پس جای ترس و نگرانی نیست، دشمن هر که، و نیرو و توانش هر چه می خواهد باشد. لیکن در بدر، پیغمبر تنها نیست، این خطر در پیش است که مجاهدان در وظایف مربوطه کوتاهی کنند، به خصوص که برخی در آغاز امر «۱» تردید و سستی نشان می دادند و در این صورت، اگر خدای نخواسته آنچه بعد در احد پیش آمد، در بدر پیش می آمد، شجره اسلام به کلّی ریشه کن شده بود؛ امّا ابوبکر به عمق این حقایق نرسیده بود و بر حسب ظواهر امور قضاوت می نمود، او در غار می دید فقط دو نفرند و سپاه دشمن مانند مور و ملخ، جمیع نواحی مکه را فرا گرفته و چنان به غار نزدیک شده اند که گفتگوی آنها و آواز سم اسبشان را می شنود، قهرا پریشان می شود و در بدر مشاهده می کند که نیروی دشمن منتها سه برابر مسلمانها است، با خود می اندیشد که وقتی خداوند حبیب خود را از چنان ورطه هولناک و ورطه های خطرناک دیگر، معجزآسا نجات داد، قطعا در این غزوه نیز پیروز خواهد گردانید، از این جهت خاطر جمع و مطمئن است.
از این مقایسه، به خوبی استنتاج توان کرد که آنچه خداشناس باید وجهه همّت قرار داده و به آن اهمیّت بدهد، انجام وظیفه است و از جمله وظایف، فراهم کردن اسباب در حدّ قدرت می باشد، ولی تنها خدا است که اسباب را مؤثر یا بی اثر می کند و خدا است که اگر چیزی را بخواهد، اسبابش را هم فراهم می سازد، یا بدون اسباب معمول و معهود کاری را انجام می دهد. پس باید همواره متوجه مسبب الاسباب بود و این است مقتضای توحید که پایه اساسی تعلیمات انبیا و مبنای اصلی اصلاحات آنها می باشد. اینک به دیگر خصایص و بیّنات آنان می پردازیم.
______________________________
(۱). مقصود موقعی است که معلوم شد کاروان ابوسفیان رفته و حدود هزار نفر از مکه آمده اند و پیغمبر رأی اینها را برای جنگ با آنها خواست.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۲۷۰
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *