از دیدگاه قرآن

رسول و نبی در قرآن

در قرآن کریم، همچنانکه رسول یا مرسل، بر هر یک از پیغمبران اطلاق گردیده، مکرر به ملائکه نیز گفته شده است، مانند آیه وَ ما کانَ لِبَشَرٍ «۲» تا أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا که مقصود از رسول، فرشته حامل وحی است و قبلا آیه را با ترجمه اش آورده ایم و در آیه إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ «۳» و آیه فَقَبَضْتُ قَبْضَهً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ «۴» و آیه إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ* «۵» و همچنین آیه اللَّهُ یَصْطَفِی مِنَ الْمَلائِکَهِ رُسُلًا «۶» و آیه
______________________________
(۱). یعنی روشن کرده که نبی خبر دهنده است، نه کسی که به او خبر رسیده است، ولی متأسفانه برای بعضی از لغویین اشتباهی روی داده، مانند راغب که در مفردات، ص ۷۸۹، به استناد آیه نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ لفظ نبی را صفت مفعولی گرفته در صورتی که استعمال نبّأ و انباء برای تعدیه می تواند دلیل لازم بودن صیغ ثلاثی این ماده باشد و فعل لازم صفت مفعولی ندارد.
(۲). سوره شوری، آیه ۵۰٫
(۳). سوره مریم، آیه ۱۹٫
(۴). سوره طه، آیه ۹۶٫
(۵). سوره حاقه، آیه ۴۰ و سوره تکویر آیه ۱۹٫
(۶). سوره حج، آیه ۷۵٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۲۵
جاعِلِ الْمَلائِکَهِ رُسُلًا «۱» و تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا «۲» و آیات بسیار دیگر که رسول و رسل به صورت مفرد و جمع برای فرشتگان آمده است. و نیز بر مردم عادی، رسول و مرسل گفته شده است: آیه فَلَمَّا جاءَهُ الرَّسُولُ «۳» یعنی فرستاده پادشاه مصر نزد یوسف رفت و در آیه وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحابَ الْقَرْیَهِ إِذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُونَ «۴» بنا بر قولی که مراد از مرسلون، فرستادگان حضرت عیسی باشند و نیز در آیه یا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ «۵» راغب می گوید: «گفته اند: مقصود از رسل پیغمبر و اصحاب برگزیده اش می باشند.»
و باز در فَناظِرَهٌ بِمَ یَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ «۶» مرسلون بر فرستاده های ملکه یمن- بلقیس- نزد سلیمان اطلاق شده است که به ظن قوی، مردمی مشرک و خورشید پرست بوده اند. و خلاصه در آیات بسیاری از قرآن، رسول و مرسل به صورت مفرد و جمع، علاوه بر پیغمبران، بر ملائکه و افراد عادی، هر چند کافر و مشرک باشند گفته شده است.
ولی نبی و انبیا جز بر انسان ممتازی که سفیر و واسطه میان خدا و خلق است تا عقلا و مکلفان بشر را در معاش و معادشان راهنمایی نماید و آنچه سعادت دنیا و آخرتشان را تأمین کند به آنان بیاموزد، حمل نگردیده است. و در جمیع آیات، سخن از دادن کتاب و حکمت به انبیا و بشیر و نذیر بودن آنها است و نیز پیغمبران اولواالعزم و حتی سرور و خاتم آنها، نبی نامیده شده اند و در همه قرآن، و لو یک آیه، وجود ندارد که بر این مطلب هر چند به طور ضمنی و التزامی، یا به کنایه و اشاره، دلالت کند که بر یکی از انبیا وحی شود و مأمور تبلیغ نباشد، یا فقط او خواب ببیند و رسول از فرشته اخذ وحی نماید.
______________________________
(۱). سوره فاطر، آیه ۱٫
(۲). سوره انعام، آیه ۶۱٫
(۳). سوره یوسف، آیه ۵۰٫
(۴). سوره یس، آیه ۱۳٫
(۵). سوره مؤمنون، آیه ۵۱٫
(۶). سوره نمل، آیه ۳۶٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۲۶
آری در قرآن خوابهایی برای بعضی انبیا و از جمله برای پدر و خاتم آنها حضرت ابراهیم و پیامبر گرامی اسلام، نقل شده که ربطی به مطلب ندارد و اگر ترس از اطناب نبود، آیات چندی را این جا می آوردیم که می رساند: هر نبی ای با مردم سر و کار داشته و برایش دشمنانی از شیاطین انس و جن و از مجرمین بوده است که با مأمور تبلیغ نبودن سازگار نیست. از مجموع این گونه آیات، یقین و اطمینان حاصل می گردد که بر عکس آنچه شهرت یافته، هم مفهوم نبی اخص از رسول و هم مقامش برتر و بالاتر از وی است. «۱» و اگر با این همه دلائل روشن، باز هم کسانی باشند که عدول از آنچه مشهور شده و مقبولیت یافته- اعم بودن نبی از رسول- برایشان دشوار باشد، به آیات ذیل توجه کنند.
الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراهِ «۲»
فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ الَّذِی یُؤْمِنُ بِاللَّهِ. «۳»
وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ مُوسی إِنَّهُ کانَ مُخْلَصاً وَ کانَ رَسُولًا نَبِیًّا. «۴»
وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعِیلَ إِنَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ کانَ رَسُولًا نَبِیًّا. «۵»
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّی أَلْقَی الشَّیْطانُ فِی أُمْنِیَّتِهِ «۶»
______________________________
(۱). بعضی از محققان اروپا هم متوجه برتری مقام نبی از رسول بوده اند، چنانکه دکتر ویلسن می گوید: «هر گاه محمد را نبی ندانیم و نشناسیم، هرگز نخواهیم توانست منکر شویم که او مرسل از جانب خدا بود، زیرا جز او کسی نبود که مسیحیت نخستین را تفسیری صادق و عالی و پسندیده نماید.» (محمد و القرآن، خطیب کاظمینی، صفحه ۹۹).
(۲). سوره اعراف آیه ۱۵۷٫
(۳). سوره اعراف آیه ۱۵۹٫
(۴). سوره مریم آیه ۵۳٫
(۵). سوره مریم آیه ۵۶٫
(۶). سوره حج، آیه ۵۲٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۲۷
در این آیات، آمدن نبی بعد از رسول، به خوبی برتری و عظمت مقام شامخ نبوت را نسبت به رسالت می فهماند، به خصوص که چهار آیه اول در مقام ستایش از انبیای عظام است که آن بزرگواران علاوه بر رسول بودن، نبی هم می باشند و اگر هر رسولی نبی هم باشد، چنانکه گمان شده است، به کلی لفظ نبی- العیاذ باللّه- زاید، بلکه لغو خواهد بود. درست مثل اینکه بگوییم: فلانی با آنکه عالمی متبحر و مجتهدی جامع الشرایط است، انسان یا بشر نیز می باشد.
و در آیه پنجم خطاب به پیغمبر می فرماید: «و پیش از تو هیچ رسولی و نه نبی ای نفرستادیم مگر که شیطان از اقدام به افساد و القای شبهه، یا ایجاد مانع در کار او باز نایستاد» که دلالتش بر مطلب روشنتر از آیات پیش است. تصور می کنم به قدر کافی موضوع روشن و مبرهن گردید و معلوم شد که نبی، رسول اللّه و فرستاده خدا است- نه فرستاده پیغمبر یا انسانی دیگر، چنانکه رسول ممکن است چنین باشد- و شریعتی بر او وحی شده که مردم را به راه راست هدایت کند. بنابراین لفظ خاتم النبیین به مراتب روشنتر و کاملتر ختم نبوت و سفارت و نزول وحی و شریعت را از خاتم الرسل می رساند و می فهماند. دیگر به هیچ وجه پیروان بدعتهای استعماری نخواهند توانست القای شبهه و مغالطه کاری نموده، بگویند: دوره نبوت یعنی رؤیا و دیدن در خواب، پایان یافته، از این به بعد، دوره رسالت است که در نتیجه رشد بشر و تکامل رسالت، وحی در بیداری تلقی می شود. به عقیده ما بهترین پاسخ که به فرق ضالّه مضله می توان داد، همین است و از این جهت در این باره خود را به اطاله کلام مجاز، بلکه تا حدی اخلاقا ملزم دانستیم. شاید باز هم در باب خاتمیت سخن بگوییم فعلا بحث در این موضوع را خاتمه می دهیم.
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *