از دیدگاه قرآن

خانواده پیامبران در قرآن

خاندان پیغمبران باید پاک و منزه و خداشناس و آبرومند و به فضائل اخلاقی آراسته باشند «گوهر پاک بباید که شود قابل فیض.» این موضوع قابل بحث مفصلی است که این جا مجالش نیست؛ فقط به دو مطلب باید توجه داشت که با یکدیگر نیامیزد:
اول، دین مقدس اسلام امتیاز نژادی را لغو دانسته و گفته است: احدی نباید به نسب خود ببالد و خود را از دیگری برتر بشمارد، همه از آدمند و آدم از خاک، کرامت
______________________________
(۱). تعجب از دانشمندان معروفی است که در صدد فرق گذاشتن میان سحر و معجزه برآمده، بر این مدعا اقامه دلیل و برهان نموده و متأسفانه برخی از آنها موفق هم نمی شوند، در صورتی که اولا، سحر فن است و قابل تعلیم و تعلم، مانند همه علوم و فنون، بر خلاف معجزه که حتی خود پیغمبر هم بدون اذن و خواست خداوند از آوردن مانندش عاجز است. ثانیا، ساحر با ارائه سحر، کارش تمام است، در صورتی که معجزه برای پیغمبر مقدمه است و بعد از آن، نوبت به تعلیم و تزکیه و هدایت می رسد که کار اصلی او است؛ ساحر بعد از سحر چیزی ندارد تا به مردم بگوید؛ این است که در طول تاریخ، هیچ ساحری را نمی بینید که خودش ادعایی کرده یا پیروانی پیدا نموده باشد، در صورتی که معلمان و استادانی امثال بودا و جینا را می بینیم که خلق بسیاری به آنها گرویده، مانند انبیا از آنها پیروی کرده اند. وقتی چنین اشتباهی برای خود ساحران و یا مردم واقع نشده و نمی شود، چه جای بحث در این باره و زحمت استدلال و احتجاج است.
(۲). سوره ابراهیم، آیه ۴، وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ
(۳). و در این آیات از پیغمبر هر قومی، به لفظ «اخوهم» تعبیر فرموده که «یکی از آنها» معنی می دهد.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۲۵۵
به تقوا «۱» و رفعت مقام به ایمان و علم «۲» و فضل و برتری به مجاهده «۳» در راه خدا است؛ در عین حال به تأثیر خانواده در صلاح و فساد نسل توجه کامل داشته است.
دوم، همچنانکه فرزند اوصاف و خصایص جسمی والدین خود را وارث می شود، رنگ سیاه و سفید و زرد، قد کوتاه یا بلند، جثه کوچک یا بزرگ، چشم و موی سیاه یا فیروزه ای یا خرمایی و غیره، از اسلاف به اخلاف می رسد، همچنین صفات و خصال روحی نیز از پدران و مادران به فرزندان منتقل می گردد. و شواهد این مطلب از حد احصا بیرون است و خلاصه اینکه قانون توارث، امروز در ردیف قوانین مسلّم علمی است و مشاهدات و تجارب از قدیم و جدید نیز آن را تصدیق و تأیید می کند.
الکسیس کارل در کتاب راه و رسم زندگی مفصل در این باره سخن گفته، از جمله می گوید: «امروز می دانیم زناشویی بین الکلیها و سیفلیسیها و یا کسانی که عیوب روانی دارند، چه عواقب وخیمی دارد. تاریخچه خانواده «روک» را نباید فراموش کرد که در بین افراد این خانواده به موجب مطالعه مقامات رسمی نیویورک ۳۳۹ فاحشه و ۱۸۱ الکلی و ۱۷۰ فقیر بینوا و ۱۱۸ جنایتکار و ۸۶ مدیره فاحشه خانه وجود داشته است. و «گدار» مشاهده کرده است که در نسل خانواده ای که پدر و مادر به ضعف عقل مبتلا بوده اند، چهار صد و هفتاد کودک ضعیف العقل و فقط ۶ کودک طبیعی به وجود آمده است و فساد نسل از معاصی کبیره است «۴».»
مقایسه خانواده بنی هاشم «۵» و بنی امیه (پسر عموها) این حقیقت را خوب روشن می کند و پیدایش افراد استثنایی در هر دو خانواده صالح و فاسد، مانند معاویه بن یزید و عمر بن عبد العزیز در بنی امیه و جعفر کذاب در بنی هاشم، قانون را از اعتبار نمی اندازد. بنابراین محال است دینی واقع بین و حقیقت نگر، مانند اسلام به چنین قانون
______________________________
(۱). سوره حجرات، آیه ۱۳، إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ
(۲). سوره مجادله، آیه ۱۱، یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ
(۳). سوره نساء، آیه ۹۵، وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِینَ عَلَی الْقاعِدِینَ
(۴). راه و رسم زندگی، ص ۷۴٫
(۵). امیر المؤمنین در نهج البلاغه، ص ۳۸۵، ن ۲۸ در یکی از نامه هایش به معاویه در مقایسه میان دو خاندان می نویسد: «از ما است پیغمبر و از شما تکذیب کننده (ابو جهل) و از ما است شیر خدا (حمزه) و از شما شیر پیمانها (ابو سفیان) و از ما است دو سرور جوانان اهل بهشت و از شما کودکان آتش (اولاد مروان) و از ما است بهترین زنهای جهانیان و از شما حماله الحطب، در بسیاری از آنچه به سود ما و به زیان شما است.»
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۲۵۶
متقن و معتبری بی اعتنا باشد و آن را نادیده بگیرد. و قبلا گفته ایم که اسلام خود برای ایجاد نسلی شریف و مؤمن و با فضیلت و تقوا و نیرومند از مسلمین، همه دستورات لازم را از همه جهات داده است. باری چون انبیا باید جامع فضائل و منزه از رذائل باشند، لازم است که از اصلاب شامخه و ارحام مطهّره به وجود آیند.
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ ذُرِّیَّهً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ «۱» یعنی «خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران (پدر موسی یا پدر مریم یا هر دو) را بر جهانیان برگزید، نسلی را برگزید که پی در پی از یکدیگر پدید آمده اند و خداوند شنوای دانا است.» و در آیه ۲۶ سوره حدید می فرماید: «ما نوح و ابراهیم را فرستادیم و در نسل آن دو نبوت را قرار دادیم.» پس اگر یک پسر از نوح نااهل و ناصالح درآمده، دلیل بر این نمی شود که به قول سعدی خاندان نبوتش گم شود.
اما موضوع «۲» پدر ابراهیم، باید توجه داشت که لفظ «اب» که به معنی پدر است بر جد و عمو «۳» در خود قرآن و بر بزرگ و سرپرست خانواده و شوهر مادر و رییس مملکت و معلم و پدر زن و غیره اطلاق می شود و آزر که عمو یا شوهر مادر ابراهیم بوده، از او تعبیر به «أب» شده است، ولی باز به تصریح قرآن، وقتی گمراهیش و دشمن خدا بودنش بر ابراهیم روشن شد، از او بیزاری جست و از دعای درباره او ممنوع گردید. در عین حال می بینیم ابراهیم پس از بیزاری جستن از آزر و پس از نهی شدن از دعا درباره او، می گوید: رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَ لِوالِدَیَ «۴» و این دعا پس از ساختن کعبه و آباد شدن شهر مکه در اواخر عمر ابراهیم است. نکته لطیف این جا است که از پدر حقیقی ابراهیم به «والد» که منحصرا به معنی پدر است. تعبیر شده که برایش طلب آمرزش می کند، ولی آزر همه جا به عنوان «اب» که بر غیر پدر نیز گفته می شود آورده
______________________________
(۱). سوره آل عمران، آیات ۳۳ و ۳۴٫
(۲). اقتباس از تحقیقات آیت اللّه طباطبایی، ذیل آیه ۷۴ سوره انعام، تفسیر المیزان، ج ۷، ص ۱۶۲٫
(۳). سوره بقره، آیه ۱۳۳، در این آیه ابراهیم و اسماعیل، پدر «اب» یعقوب خوانده شده اند.
(۴). سوره ابراهیم، آیه ۴۱٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۲۵۷
شده است و به طوری که در روایات اسلامی آمده، نام پدر اصلی ابراهیم «تارخ» است و تورات نیز همین نام را برای او آورده است.
و خلاصه مطلب اینکه سلسله انبیا از یک نژاد پاک و شایسته و نخبه به وجود آمده اند، نه اینکه همه افراد این نژاد پاک و نخبه بوده اند و در حقیقت همان نسبتی را که انسان با دیگر حیوانات دارد، نسل انبیا نسبت به سایر نژادهای بشر دارا می باشد.
نخستین پیغمبری که نامش مکرر در قرآن آمده که مردم را به توحید می خوانده و از شرک و بت پرستی منع می نموده و متخلفان را بیم می داده، نوح است که آدم ثانی لقب گرفته است، پس از سالیان دراز که عده اندکی به او می گروند و می بیند فساد بقیه به حدی است که دیگر در نسل آنان هم امید صلاحی نیست، هلاک آنها را از خدا می خواهد، تا همین چند نفر مؤمن را هم به فساد نکشانند «نوح گفت: ای پروردگار من، از این کافران دیّاری بر روی زمین مگذار، همانا اگر آنان را بجا گذاری، بندگانت را گمراه کنند و جز بزهکار سخت کافر نزایند.» «۱» (۲۶ و ۲۷ نوح) و هر وقت فساد قومی به جایی رسید که امید صلاحی در نسل آنها هم باقی نماند، با نزول عذاب نابود گردیدند و این تصفیه و نخبه گیری و اصلاح نژاد، در طول تاریخ ادامه داشته و خواهد داشت از قوم نوح فقط کشتی نشینان نجات یافتند و خانواده و ذرّیه وی جز یک زن و یک پسرش در میان آنها بودند.
وَ نَجَّیْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْکَرْبِ الْعَظِیمِ (۷۶) وَ جَعَلْنا ذُرِّیَّتَهُ هُمُ الْباقِینَ «۲» «ما نوح و خاندانش را از آن بلای بزرگ نجات دادیم و نژاد و فرزندانش را ماندگار ساختیم.» اوصیای نوح و علمای شریعت وی، پی در پی آمدند، تا هود مبعوث شد «۳» و بعد از مدتی صالح و همچنین …
و هر چه زمان به ما نزدیکتر می شود، تاریخ انبیا برایمان روشنتر می گردد، تا به پدر انبیا و پرچمدار توحید، حضرت ابراهیم علیه السّلام می رسد. از این به بعد هر پیغمبری آمده،
______________________________
(۱). گفتار نوح از ادله روشن بر معتبر بودن قانون وراثت در نظر قرآن و عنایت این کتاب آسمانی به تأثیر صلاح و فساد افراد در ذریه و نسل آنها است.
(۲). سوره صافات، آیه ۷۶ و ۷۷٫
(۳). تفسیر الصافی، ج ۴، ص ۲۷۲٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۲۵۸
خواه از اولو العزم و صاحبان شرایع و خواه از غیر آنها، همگی از نسل ابراهیمند و قرآن کریم اهتمامی خاص به معرفی شجره انبیا و پیوستگی نژادی آنان دارد و به تکرار، این مطلب را بازگو می فرماید و از جمله، آیات ذیل از سوره انعام است که بعد از گفتگوی درباره ابراهیم علیه السّلام می فرماید: وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ کُلًّا هَدَیْنا وَ نُوحاً هَدَیْنا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسی وَ هارُونَ وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ وَ زَکَرِیَّا وَ یَحْیی وَ عِیسی وَ إِلْیاسَ کُلٌّ مِنَ الصَّالِحِینَ وَ إِسْماعِیلَ وَ الْیَسَعَ وَ یُونُسَ وَ لُوطاً وَ کلًّا فَضَّلْنا عَلَی الْعالَمِینَ وَ مِنْ آبائِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ وَ إِخْوانِهِمْ وَ اجْتَبَیْناهُمْ وَ هَدَیْناهُمْ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ ذلِکَ هُدَی اللَّهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ «۱»
از این آیات اولا، روشن می شود که انبیا همگی نسبت به یکدیگر، پدر فرزند و یا با هم برادر و خویشاوند و خلاصه از یک نسل و نژادند، ثانیا، فهمیده می شود که ابراهیم از نسل نوح است «۲» زیرا هم اولاد ابراهیم در ردیف لوط و الیاس، از ذریه نوح شمرده شده و هم لوط که برادرزاده ابراهیم است از همان ذریّه به حساب آمده است. روایات بسیاری هم در کتب تفسیر و حدیث و تاریخ، در این باره رسیده است و به نقل طبقات «۳» نوح، جد دهم حضرت ابراهیم است، در میان نیاکان نوح نیز پیغمبرانی یافت می شوند تا به آدم می رسد که در تواریخ نامشان آمده است. و در هر حال از آیات فوق، به ویژه «۴» آیه ۸۷، به خوبی دانسته می شود که قرآن برای نسل پاک انبیا اهمیتی قائل بوده، ارتباط نژادی آنان را مورد توجه قرار می دهد. امیر المؤمنین علیه السّلام در نهج البلاغه
______________________________
(۱). سوره انعام، آیات ۸۴- ۸۷٫
(۲). این معنی در صورتی است که ضمیر «و من ذریته» طبق قانون کلی، به نوح که نزدیکترین مرجع است باز گردد، ولی اگر مرجع ابراهیم باشد، آوردن لوط و الیاس در ردیف ذریه او، از باب تغلیب است.
(۳). الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۵۴٫
(۴). آوردن پدران و فرزندان و برادران انبیا، بدون آنکه اشاره ای به نبوتشان بکند، در ردیف پیغمبران و تصریح به برگزیدن و هدایت کردن آنها به هدایتی که خاص پیغمبران است، بهترین دلیل بر قدس و طهارت و عظمت معنوی آن خاندانها است.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۲۵۹
شریف، در چند مورد، ضمن بیان اوصاف و محامد پیغمبر، می گوید: او از شجره انبیا و از نژاد پاک پیغمبران است که برای نمونه ترجمه یکی از بیانات مولی را ذیلا می آوریم.
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *