از دیدگاه قرآن

جنگ های پیامبر در قرآن

از صحنه های بسیار جالب و مهیج جلوه انسانیت، صحنه جنگ و پیکار مسلمین نخستین است. قبلا باید توجه داشت که اسلام دین صلح و سلم است. با یک مرور مختصر به آیات کریمه قرآن و اطلاع اجمالی از تاریخ حیات پیغمبر و امیر المؤمنین، این حقیقت روشن می شود. چقدر این کتاب کریم از ظلم و بغی و تعدی منع و نهی و به عدل و انصاف و عفو و احسان امر فرموده است، نیز اجتناب فوق العاده پیغمبر و امیر المؤمنین از جنگ و کشتار و تحمل شداید فراوان در این راه و گذشت و چشم پوشی از دشمنان و بدخواهان خود در زندگی پرافتخارشان شواهد بسیار دارد،
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۲۳
مگر مواقعی که مجبور می شده اند یا مصلحت اسلام و انسانیت اقتضای جنگ داشته و به تعبیر قرآن مقاتله فی سبیل اللّه بوده است.
آیا اگر مسلمین در مدینه هم مانند مکه دست به شمشیر نمی بردند، دیگر مشرکان قریش آنها را راحت می گذاشتند؟ یا سه قبیله نیرومند و توانگر یهود، تبانی و توطئه و فتنه جویی نمی نمودند، اینها که بازار این شهر را قبضه کرده، املاک مرغوب و باغات آباد آن را مالک شده، در صدد بودند عبد اللّه بن ابی را به سلطنت انتخاب کنند و پیش از هجرت، مقدمات ساختن تاج پادشاهی او را فراهم می کردند.
مگر جنگهای بدر و احد و خندق را جز قریش کسی به وجود آورد؟ مسلمانها که همه ثروت و داراییشان را در مکه غصب کرده بودند، خواستند مال التجاره آنها را در عوض به تصرف آورند؛ ابوسفیان هم که آن را در برد دیگر چرا آتش جنگ را مشتعل ساختند؛ با آنکه خیلی ساده ممکن بود که با پرداختن مبلغی از ثروت خود، مسلمین به آنها غائله را خوابانید و پیمان عدم تعرضی با آنها بست، ولی غرور قریش مانع این کار شد و جنگ را شروع کردند. پیغمبر مخصوصا دستور داد که مسلمانها صبر کنند تا آغاز جنگ از طرف مشرکین بشود و اینان به دفاع پردازند- علی هم در صفین به یارانش کتبا توصیه کرد که شما مبادرت به قتال نکنید، تا آنها آغاز نمایند- جنگ خندق و احد هم که معلوم است.
علاوه بر این لشکرکشیها، یک سره قبایل عرب را تحریک و تطمیع می کردند، تا به مدینه هجوم برند، یا مسلمانها را در خارج به قتل رسانند که نمونه این تحریکات و نیرنگها، واقعه «بئر معونه» می باشد که آمدند و از پیغمبر برای نجد مبلّغ خواستند و آن حضرت، پس از گرفتن تعهد لازم، هفتاد نفر «۱» از بهترین یارانش را که قاری قرآن و آشنای به احکام بودند فرستاد، چهار- پنج قبیله دور آنها را گرفتند و جز یک نفر همه را به بدترین وضع کشتند. پیغمبر به قدری از این پیش آمد اندوهناک و خشمگین شد که مانند نداشت. در همین اثنا خبر ناگوار دیگری «۲» به پیغمبر رسید؛ نمایندگان عضل و قاره از پیغمبر مبلغان و معلمانی خواستند، حضرت تقاضای آنها را پذیرفته و شش تن
______________________________
(۱). الطبقات الکبری، ج ۲، ص ۵۱٫
(۲). همان، ص ۵۵٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۲۴
به ریاست مرثد بن ابی مرثد غنوی با آنها فرستاد در سرآب «رجیع» آنان را در میان گرفته، سه نفر را کشتند و سه نفر دیگر را اسیر کرده، به مشرکان مکه فروختند، تا با وضع دلخراشی آنها را نیز به قتل رساندند و بسیاری از این جنایات و فتنه انگیزیهای یهود از القای شبهات، شایعه سازی، تضعیف روحیه مسلمین، تشکیل مجالس شراب و قمار پیش از حکم حرمت آنها با نزول آیات مربوطه و رقاصی و عشوه گری دختران زیبای یهودی در آن مجالس و مزاحمت برای زنهای مسلمان و تعرض به یک زن در بازار زرگران تا تصمیم به قتل پیغمبر و در آخر با سپاه کفر رابطه و سر و سرّ پیدا کردن به ضرر مسلمانان در جنگ خندق که منجر به بیرون راندن بنی قینقاع و بنی نضیر و کشتار بنی قریظه گردید؛ همه اینها اموری است که مسلمین را مجبور به نبرد و پیکار می نمود. بانوی دانشمند دکتر واگلیری «۱» می گوید: پیغمبر را ناچار کردند تا دست به شمشیر برد و نگذاشتند که تا زنده بود آن را به زمین گذارد.
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *