از دیدگاه قرآن

تزکیه قبل از تعلیم در قرآن

بشر مترقی و متمدن عصر حاضر، معمولا لفظ تربیت را با تعلیم ردیف می کند و تعلیم و تربیت یا آموزش و پرورش می گوید. معنی تربیت نمو دادن و بالاندن است، خواه در نبات یا حیوان و یا انسان باشد و دارای هیچ گونه تقدس و کرامتی نیست؛ ولی قرآن
______________________________
(۱). همان، ص ۱۱۹٫
(۲). در بعضی نسخه ها به جای استیفا، استبقا آمده است.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۱۰
لفظ تزکیه را- که هم به معنی نمو دادن و افزودن و بالاندن و هم به معنی پاک و پاکیزه کردن و اصلاح نمودن می باشد- مکرر با تعلیم آورده است.
مرحوم ابو الحسن خان فروغی می گفت: پیش از جنگ بین المللی اول، امید عموم مردم اروپا، به خصوص دانشمندان، به علم بسته بود، بلکه می توان گفت: همه اهل عالم، کمابیش، چنین امیدی داشتند، ولی وقوع جنگ جهانی اول، همه امیدها را به یأس مبدل ساخت، زیرا همگی دیدند که پیشرفت علم، نه تنها از تبهکاری و سفاکی و درندگی و جنایات انسانها، جلو نگرفت، بلکه وسائل جدیدی در اختیارشان گذاشت و راههای تازه ای به ایشان نشان داد، تا بهتر و آسانتر و سریعتر و بیشتر به نابودی همنوعشان کوشند و یکدیگر را معدوم و بی چاره و بی سامان و مصیبت دار سازند. در این نومیدی که هر دانشمندی به راهی رفت و کار بعضی از فلاسفه به جنون یا انتحار کشید؛ من به مطالعه کتب ادیان و به ویژه قرآن پرداختم، دیدم در این گرامی نامه آسمانی نیز همواره ستایش و تجلیل از علم است؛ ولی با تکرار نظر و دقت بیشتر، به نکته ای دقیق و عمیق برخوردم که از امتیازات این کتاب کریم می باشد و آن آوردن لفظ تزکیه پیش از تعلیم، در چند آیه است. قرآن با این بیان، به جامعه بشر می آموزد که اگر می خواهند از دانش سود ببرند، باید قبلا به تزکیه بپردازند؛ برای آنکه مطلب بهتر روشن و مبیّن شود، به آیات مربوطه اشاره نموده، یکی از آنها را توضیح داده، تفسیر می کنیم: هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ «۱» یعنی «او است آن خدایی که در میان مردمی بی سواد، پیغمبری از ایشان برانگیخت، تا آیاتش را بر آنان فرو خواند و پاکشان گرداند و به آنها کتاب و حکمت بیاموزد و هر چند پیش از آن، هر آینه در گمراهی ای آشکار بودند.»
و همین مضمون با تقدّم تزکیه بر تعلیم، در آیات دیگر، گاهی با عین عبارت، مثل آیه ۱۶۴ سوره آل عمران و گاهی با اندک تغییری- آوردن ضمیر خطاب به جای
______________________________
(۱). سوره جمعه، آیه ۲٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۱۱
ضمیر غایب- مانند آیه ۱۵۱ سوره بقره، تکرار شده است. تنها در یک آیه ۱۲۹ سوره بقره، تعلیم مقدّم بر تزکیه آمده است که می فهماند پس از تعلیم نیز بشر نیازمند تزکیه است، اما نوعی دیگر و عالیتر از تزکیه قبل از تعلیم. از کیفیت بیان این آیه دانسته می شود که تزکیه، عمل مستقلی است که پیغمبر انجام می دهد و تلاوت آیات، یکی از موجبات و وسائل آن است، نه آنکه وسیله منحصر به فرد باشد- چون لیزکیهم نفرموده است- رفتار و گفتار شخص پیغمبر که باید پیروی شود و مراقبت شدید آن بزرگوار نیز از عوامل مؤثر در تزکیه و تربیت امّت می باشد.
پیش از این گفتیم: تزکیه، هم به معنی تطهیر و اصلاح و هم به معنی نمو دادن و بالاندن است و از خصوصیات قرآن این است که الفاظی را که دارای معانی متعدد است، به کیفیتی به کار می برد که گاهی همه معانی لفظ، منظور و ملحوظ می شود «۱» و می توان گفت: در آیه مورد گفتگو و آیات مشابه آن نیز لفظ تزکیه در همه معانیش به کار رفته است.
اما معنی اول «تطهیر»: قرآن مجید می گوید: إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ «۲»: «همانا خداوند توبه کنندگان و پاکان و پاکی پذیران را دوست می دارد.»
غزالی در کیمیای سعادت، جلد اول، صفحه ۱۲۰، بعد از این آیه، حدیث «الطهور شطر الایمان»: «پاکی یک نیمه مسلمانی است» «۳» و حدیث «بنی الدین علی النظافه»: «بنای مسلمانی بر پاکی است» را با ترجمه آورده، سپس می گوید: پاکی بر چهار طبقه است:
طبقه اول: پاکی سرّ دل است، از هر چه جز خدا است و ما قبلا گفته ایم که نخستین و مهمترین وظیفه انبیا تزکیه قلب از غیر حق تعالی و بیدار کردن فطرت دینی می باشد. هنگامی که دل از هر آلودگی پاک شد و آدمی به حقیقت دانست که «خلوت دل نیست جای صحبت اغیار» به مقتضای فطرت دینی، به خدا متوجه می شود و او را دوست می دارد و می کوشد که محبوب خدا شود؛ چنین فردی است که به تمام
______________________________
(۱). در تفسیر نوین مفصل و مکرر در این موضوع گفتگو شده و شواهد بسیار از آیات آمده است.
(۲). سوره بقره، آیه ۲۲۲٫
(۳). ما مقاصد غزالی را بیان و تشریح کرده ایم، نه آنکه عین عبارت او را نقل کنیم، هر چند غالبا نقل کرده ایم.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۱۲
وظایف دینی عمل و از پیغمبر تبعیت می کند: «بگو (ای پیغمبر) که اگر خدا را دوست دارید، پس از من پیروی کنید، تا خداوند شما را دوست بدارد.» این گونه مردم مبدأ هر اصلاح و منشأ هر خیر توانند بود و نخستین سنگ بنای جمیع اصلاحات فردی و اجتماعی و تأمین سعادت دنیوی و اخروی که انبیا انجام داده اند، همین تزکیه است. و این است سرّ اهتمامی که جمیع ادیان درباره توحید داشته و شرک را بدترین گناه و غیر قابل آمرزش دانسته اند. قرآن کریم در آیه ۲۴ سوره توبه می فرماید: (ای پیغمبر به مردم) بگو: اگر پدران و فرزندانتان و برادران و همسران و خویشاوندانتان و اموالی که به دست آورده اید و تجارتی که از کسادش می ترسید و خانه ها و منزلهایی که آنها را می پسندید، از خدا و پیغمبرش و جهاد در راه خدا، پیش شما محبوبترند، پس منتظر باشید تا خداوند عذاب و عقابش را بیاورد و خداوند مردم تبهکار را هدایت نمی کند.»
و خلاصه پاکی از غیر خدا، یک نیمه «۱» از ایمان است و توحید بر آن بنا شده و لا اله الّا اللّه بیان آن است.
طبقه دوم؛ پاکی نفس از اخلاق رذیله است، مانند حسد و کبر و ریا و عداوت و بخل و سنگدلی و غیره، تا به اخلاق پاک و پسندیده آراسته گردد، مانند تواضع و قناعت و صبر و بخشندگی و خیرخواهی و شجاعت و عفت و امثال اینها و پاکی رذائل، یک نیمه از ایمان است که کسب فضائل بر آن مبتنی است.
طبقه سوم؛ پاکی اعضا و اندام است از معاصی و ناشایسته و ناروا، مانند پاکی چشم و گوش و زبان و شکم و فرج و دست و پا، از نگاه کردن به نامحرم و مطالعه کتب ضلال و شنیدن غیبت و تهمت و غنا و بدگویی و غیبت کردن و دروغ و افترا و خوردن مال حرام و غذای حرام و مشروبات الکلی نوشیدن و زنا و لواط و دزدی و قمار و ضرب و جرح و رفتن به سوی حرام «۲» و غیرها، تا به آداب دینی و اعمال و اقوال پسندیده آراسته گردند و هر یک از اعضا و جوارح که امانت خدا هستند، در راهی که او معیّن کرده و در وظیفه ای که به عهده آنها نهاده به کار برده شوند، پس این پاکی از ناروا نیز یک نیمه ایمان است.
______________________________
(۱). لفظ نیمه در همه موارد از خود غزالی است.
(۲). به لف و نشر مرتب اعضا و اعمال توجه شود.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۱۳
طبقه چهارم؛ پاکی بدن و جامه از نجاست و کثافت است، تا جمله تن آراسته گردد به رکوع و سجود و ارکان نماز و اعمال عبادی و این یک نیمه از ایمان است که انجام فرایض یومیه و غیرها بر آن مبتنی است. این بود بنای اسلام بر طهارت و نظافت در تمام مراحلش از اصول و فروع و آداب و اخلاق.
باید توجه داشت که پایینترین درجات طهارت و پاکی، همین آخری است. در عین حال یکی از معجزات علمی قرآن و اسلام، مجموعه دستوراتی است که راجع به این پاکی داده است و معلوم می دارد که صادر کننده آنها، از وجود جانوران ذره بینی در آب و خاک، اطلاع کامل داشته است «۱» و فواید و منافع بهداشتی و روانی و اجتماعی که بر این دستورات مترتب است، خود در خور بحث جداگانه است که فعلا از آن می گذریم. آنچه نباید ناگفته ماند این است که تنها اسلام بود که نظافت و تمیزی را در دنیا رایج و معمول ساخت. سقراط با آن عظمت، ابدا رعایت نظافت نمی کرد و شاگردانش هر دو ماه یک بار، او را به شستشو و استحمام وادار می کردند. قرنها پس از ظهور اسلام، هنگامی که مسلمین در اسپانیا شکست یافتند و تحت تعقیبهای شدید قرار گرفتند، رعایت نظافت و پاکیزگی و تقید به استحمام از موجبات اتهام به اسلامیت بود. وحی و نبوت در پرتو قرآن ۳۱۳ تزکیه قبل از تعلیم ….. ص : ۳۰۹
ری بی گمان هیچ دینی و مکتبی و مرامی مثل اسلام به پاکی و پاکیزگی اهتمام نورزیده است؛ اسلام برای پاکی نطفه، پاکی رحم، پاکی شیر، پاکی دامن تربیت کودک، پاکی خوراک و پوشاک، پاکی مسکن و اثاث، پاکی همسر، پاکی کسب و کار و پاکی در همه چیز، اوامر مؤکدی صادر فرموده است. در همه فرامین اسلام، چه در امور اعتقادی و چه عبادی، پاکی منظور و ملحوظ است؛ امیر المؤمنین در نهج البلاغه می فرماید: «خداوند ایمان را برای پاکی از شرک و نماز را برای پاکی از تکبّر و روزه را برای آزمایش پاکدلی خلق واجب فرمود.» و در خطبه ای که با «تعاهدوا أمر الصلوه» آغاز می شود، می فرماید: «پیغمبر نماز را به چشمه آب گرمی که [جلو] درب «۲» خانه
______________________________
(۱). برای اطلاع کافی از این موضوع، به کتاب مطهرات در اسلام، ص ۳۳- ۸۸، از آقای مهندس بازرگان و جلد اول، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ص ۴۰- ۹۴، از دکتر پاک نژاد بنگرید.
(۲). لفظ درب، عربی و به معنی دروازه است و باید در گفته می شد، ولی ممکن بود با حرف در اشتباه شود.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۱۴
کسی باشد، تشبیه فرمود که او شبانه روز، پنج بار در آن شستشو کند، آیا ممکن است چرکی بر او بماند؟ و بدین گونه است نماز.» روزه را هم که فرمود پاکی نیت و اخلاص و بی غل و غش بودن شخص به آن آزمایش می شود، زکات که از لفظش پیدا است، مال را از حقوقی که به آن تعلق می گیرد و نفس را از رذیلت بخل و امساک پاک می نماید، اما حجّ و عمره که در هر گامی تطهیری و در هر عملی تزکیه ای را متضمن است و مولی می فرماید: «فإنهما ینفیان الفقر و یرخصان الذنب»: «فقر را نابود می کنند و گناه را می شویند.» این بود اجمالی از آنچه درباره تزکیه به معنی تطهیر در این جا می توان گفت.
اما تزکیه به معنی تنمیه و اصلاح: پیغمبر با تلاوت آیات و تربیت مستمرّ، مسلمانها، آنان را بالاند و نیرومند ساخت و به صلاح آورد و بهترین بیان را در این باره خود قرآن در آیه ۲۹ سوره فتح دارد که می فرماید: «محمد پیغامبر خدا است و آنان که با اویند بر کافران سختند و با یکدیگر مهربان، آنها را راکعان و ساجدانی بینی که فضل و نیکی خدا و خشنودی او را می جویند، نشانی ایشان در روهایشان از اثر سجود است، آن است صفت ایشان در تورات، و صفت ایشان در انجیل، چون کشتی است که برگش را برآورد، پس نیرو دادش تا ستبر گشت، پس بر ساقه هایش راست ایستاد، تا کشاورزان را سخت خوش آید و به شگفت آورد …» چه تشبیه زیبایی! پیغمبر بذر ایمان و محبت را در دلهای مستعد افشاند. مؤمنان ابتدا پنهان می زیستند، سپس اندک اندک ظاهر شدند و سر برآوردند و به تدریج بر شماره و نیرویشان افزود، تا در قرارداد حدیبیه- که سوره فتح به آن مناسبت نازل شد- بر پا ایستادند و استقلال سیاسی یافتند، بدان سان که کشاورز اصلی را خوش آمد و کفار را به خشم آورد (لیغیظ بهم الکفار) این بود آثار پروراندن و نمو دادن و نتیجه اصلاحات پیغمبر، در جامعه نوبنیاد اسلام که بر اثر خواندن آیات قرآن و گفتار و رفتار آن حضرت پدید آمد.
از این جا می توان دانست که چون دین، فطری انسان است، پیش از آنکه مردم باسواد شده، خواندن و نوشتن آموزند، ممکن است آنها را با تلاوت آیات و تعلیمات شفاهی و عملی، به تمام معنی کلمه تزکیه نمود و چنین افرادی هنگامی که عالم شدند، علم خود را جز در راه خیر و صلاح جامعه کار نخواهند بست.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۱۵
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *