از دیدگاه قرآن

بعثت پیامبران در قرآن

و نیز هر پیغمبری یک باره تغییر می کند، درست مانند جهشی در طبیعت، از ساعت بعثت مرد دیگری می شود که لایق رهبری و پیشوایی و هدایت خلق است، دیگر از آن ساعت، خطا و نقص در گفتار و کردار و پندارش نیست و به عبارت دیگر، پیغمبر باید در علم و عملش مصون از خطا و در همه عمر معصوم از گناه باشد؛ برای پیغمبر تجدید رأی و بیزاری از آنچه گفته و کرده یا دلسردی و انزجار پیدا نمی شود؛ پیغمبر ثبات و استقامت عجیب، عزمی متین و تصمیمی آهنین دارد. قرآن کریم پیغمبران بزرگ را به صفت «اولوالعزم» می ستاید؛ آنان ترس و تقیه ندارند إِنِّی لا یَخافُ لَدَیَّ الْمُرْسَلُونَ «۱» اهل مجامله و مداهنه نیستند فَلا تُطِعِ الْمُکَذِّبِینَ وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیُدْهِنُونَ. «۲»
هر چند به لحاظ آنکه اصلاح و تربیت تدریجی است و زمان، مدت و مهلت لازم دارد، در امر تعلیم و تشریع، رعایت حال عموم می شود؛ مثلا شراب متدرجا تحریم می گردد، رکعات نماز به تدریج زیاد می شود و خلاصه نزول آیات تدریجی بوده است. «۳» ولی در تبلیغ توحید و اعلام اصول عقاید، محافظه و ملاحظه کاری و رعایت افکار عمومی و پرهیز از خطر جانی در کار نیست. پیغمبر از پیروانش ایمان کامل به آنچه آورده و ابلاغ کرده و تسلیم محض و اطاعت مطلق طلب می کند، آنها بپسندند یا نپسندند، عقلشان برسد یا نرسد. خود پیغمبر نخستین مؤمن به دینی است که آورده است آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ «۴» و بیش از عموم امت مقید به انجام وظایف است. قبلا گفته ایم که پیغمبر از حلال دنیا می گذرد تا دیگران را از حرام باز دارد و خود زهد می ورزد تا سایرین را از عشق و محبت دنیا که اصل هر خطا می باشد، منع کند. با آنکه از مردم می خواهد به او اقتدا کنند، ولی متوقع نیست که مثل او رفتار نمایند، چون توانایی آن را
______________________________
(۱). (سوره نمل، آیه ۱۰٫) همانا که نزد من پیغمبران نمی ترسند. مولی در نهج البلاغه، ص ۵۱، خ ۴، می فرماید: «موسی بر جان خویش نترسید، بلکه از غلبه جهال و تسلط گمراهان وحشت کرد.»
(۲). سوره قلم، آیات ۸ و ۹، دوست دارند که تو چرب زبانی کنی، پس آنها هم چرب زبانی کنند.
(۳). چون با نزول تدریجی قرآن، عموم مطالب دین، تدریجی تعلیم می شود.
(۴). (سوره بقره، آیه ۲۸۵) پیغمبر به آنچه به سویش نازل شده، ایمان آورده و مؤمنان همگی به خدا و فرشتگانش و کتابهایش و پیغمبرانش ایمان آورده اند.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۲۷۲
ندارند. عموم کتب سیره نوشته اند که پیغمبر صلّی اللّه علیه و اله بسیاری از عباداتش و امساک از خوراکش را از مردم پنهان می داشت و نمی خواست که مردم مانند او بر خود سخت بگیرند و می فرمود: چنین قدرتی ندارند؛ چنانکه عثمان بن مظعون و عبد اللّه بن عمرو عاص را از روزه و نماز زیاد و مداوم نهی کرد.
تفوق کامل و دائم
ما اگر قبلا گفته ایم که اطاعت مردم از پیغمبر، مانند اطاعت شاگرد از استاد است، منظور کیفیت اطاعت بوده است، یعنی از روی میل و رغبت و به قصد آموختن و کسب کمال کردن، نه ترس و اجبار و اکراه. این جا می خواهیم تفاوت انبیا را با دیگر معلمان، نسبت به شاگردانشان یاد کنیم.
در دنیا هیچ شاگرد مستعد و باهوشی نیست که بعد از مدتی طولانی، هیچ انتقادی به جا بر استاد نداشته باشد؛ یا در پاره ای مباحث بر او تفوق نیابد. و اگر پذیرش این حقیقت بر بعضی دشوار باشد، مطلب را به این صورت بیان می کنیم که در هیچ حوزه درسی، ممکن نیست که فرد یا افرادی پیدا نشوند که در پاره ای مسائل مورد بحث و تعلیم، بر استاد فایق آیند و نیز محال عادی است که استادی در اخلاق و رفتار، نقطه ضعفی نداشته، در هیچ جهت مورد انتقاد و اعتراض شاگردان مخلص و مریدان صمیمی خود واقع نشود؛ یا هیچ شاگردی، هر چند پس از مرگ استاد، در همان رشته تخصّصی او ماهرتر و مسلطتر از وی نگردد؛ چون با تکامل تدریجی علوم و صنایع، شاگردان به حقایقی جدید و مطالبی تازه می رسند که استاد به آنها نرسیده بوده است.
اما سفرای الهی تفوق و برتری خود را مادام الحیاه و پس از مرگ نیز تا دین آنها با بعثت جدیدی نسخ نگشته، بر جمیع افراد امّت، هر چند ممتاز و نابغه باشند، محفوظ می دارند و گفتار و کردارشان، به نام سنّت، مورد استناد و میزان صحت و سقم اقوال و افعال سایرین می باشد و به طوری که تاریخ حیات پیغمبر اسلام شاهد است، شخصیتهای برجسته ای که هر یک در علم و ادب، زهد و تقوا و حکومت بر ممالک پهناور عالم، جهانی را به شگفت آوردند، در برابر عظمت آن بزرگوار، همچون کودکانی در مقابل معلم، پدر و مربّی خویش می نمودند. «۱»
______________________________
(۱). عقاد در کتاب ما یقال عن الاسلام، ص ۱۷۵، در برابر بعضی اروپاییان که خیال کرده اند بعضی از اصحاب در برخی جهات سیاسی بر رسول اکرم تفوق یافته اند، تحت عنوان «الذات المحمدیه» جواب داده و موضوع را نیک تشریح کرده است.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۲۷۳
هیچ یک از افراد امّتی که به پیغمبر گرویده است، در آنچه او می گوید و می کند، حق انتقاد و اعتراض برای خود قائل نیست. گفتار پیغمبر را در آنچه درک می کند و یا نمی کند و آنچه قبولش آسان و یا مشکل و از حدود عقل عادی برتر است، همگی را تصدیق کرده کُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ «۱» می گوید: و سرّ پیشرفت عجیب و سریع اسلام را در همین تسلیم و ایمان و قبول بی چون و چرا باید جستجو کرد. مفسران نوشته اند:
هنگامی که پیغمبر معراج شبانه اش را برای جمعی بیان کرد، بعضی افراد ضعیف الایمانی که به عقل ناقص خود نتوانستند آن را هضم کنند، مرتد شدند و برخی به عنوان شکایت و اعتراض، نزد ابو بکر رفتند و او در جواب گفت: اگر خود پیغمبر فرموده است، من می پذیرم و بالاتر از این را هم، به خدا قسم اگر ما از همه معجزات دیگر چشم بپوشیم و در همین یکی دقت نماییم، کافی است که نبوت را تصدیق کنیم.
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *