از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر عید مبعث – مکه امشب غرق شوری دیگر است

مکه امشب غرق شوری دیگر است
آسمان روشن ز نوری دیگراست

شب بود آبستن رازی بزرگ
در حجاب مکه اعجازی بزرگ

سر به سوی کوه و صحرا می کشد
انتظار صبح فردا می کشد

پای تا سر شوق و سر تاپا نگاه
شاهد مردی که می آید ز راه

شاهد مردی که خود رهبر شده است
او امین بودست پیغمبر شده است

راد مردی کو بود خیرُ الورا
آفتابی که بتابد از حرا

ساحت غار حرا عرش نماز
گلشن بشکفتن گلهای راز

محفل اُنس خلیلی دیگر است
گو حبیب،او از خلیل اولی تر است

چون شود گرم مناجات و دعا
گم شود در جذبه عشق خدا

آیدش در جلوه نور کردگار
وز میان نور بانگی آشکار

کی محمد ای رسول ما بخوان
خیزو باسم رَبک الاعلی بخوان

تو رسول استی و قرآنت کتاب
انبیا چون انجم و تو آفتاب

کن سخن آغاز از ربِّ الفلق
آنکه انسات آفریده از علق

آن ندا وحی و منادی جبرئیل
پیک پیغام خلیلی بر خلیل

احمد اُمّی لقب لب باز کرد
با منادی هم ندا آواز کرد

روح عالم جان گرفت از جان وحی
شد دهانش چشمه جوشان وحی

صبح رویش مطلعُ الانوار شد
سینه او مخزن الاسرار شد

در حرا فرمان حرّیت گرفت
وز خدا تاج عبودیّت گرفت

بنده حق محرم در گاه شد
ابن عبدالله ، عبدالله شد

از عبادت با خدا همراز گشت
در میان انبیاء ممتاز گشت

بهترین وصفش کمال بندگی است
چون محمد ذات حق را بنده کیست

ای محمد ای بزرگ رهبران
عقل اوّل آخر پیغمبران

ای رخت در محفل توحید شمع
حسن و لطفت و عدل و رحمت در تو جمع

ناسخ هر دین و آئین دین توست
وحی منزل گفته و فرمان تو

ای وجودت رحمهاللعالمین
فیض عامت شامل مستضعفین

بخش عزّت امت اسلام را
سر فرازی بخش خاص و عام را

بر مؤید کن نظر ای فیض عام
تا نلغزد پایش از خط امام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *