از دیدگاه سخنوران و محققان

طبقات – کسانی که در ایله بوده اند – ابو صخر ایلی

نامش یزید و پدرش ابو سمیه بوده است. حدیث ابو صخر پسندیده است.
محمد بن عمر واقدی ما را خبر داد که ابو صخر مردی عابد بوده است و همه شب تا بامداد نماز میگزارده و میگریسته است. در خانه او زنی یهودی هم ساکن بوده که بر او رحمت میآورده و به سبب گریه او میگریسته است. ابو صخر شبی ضمن دعاهای خود چنین گفته است، پروردگارا! این زن با آنکه یهودی است و آیین او مخالف آیین من است از رحمت بر من میگرید، بدیهی است که تو سزاوارتری که بر من رحمت آوری.
گوید ابو صخر ایلی همه ساله همراه محمد بن منکدر و صفوان بن سلیم و یزید بن خصیفه و سلیمان بن سحیم و ابو حازم به مکه میآمدند و به دیدار عمر بن ذر میرفتند او برای ایشان داستانهای عبرت آموز میگفت و کار آخرت را به آنان تذکر میداد و در همه روزها و شبهای موسم کارشان بدین گونه بود تا موسم سپری میشد، آن گروه پس از آن تا موسم بعد با یک دیگر دیدار نداشتند.
______________________________
(۱) نام بندری در شمال شرقی خلیج عقبه که از دیر باز تا قرون وسطی به لحاظ بازرگانی و نظامی بسیار ارزشمند بوده است.
برای آگهی بیشتر به مقاله مفصل بار تولد (dlohtrab .W( در دائره المعارف اسلام مراجعه فرمایید.
ترجمه الطبقات الکبری ،ج۷،ص:۵۲۹
(۱)
برگرفته از کتاب طبقات الکبری نوشته: ابن سعد، محمد بن سعد ترجمه: محمود مهدوی دامغانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *