از دیدگاه اهل بیت

سخنان امام علی در عرب قبل از بعثت

امیر المؤمنین علیه السّلام در خطاب به ملت عرب می فرماید: «خداوند محمد صلّی اللّه علیه و اله را برانگیخت و شما تازیان بر بدترین دین و در بدترین سرزمین بودید، در میان سنگهای سخت و مار و افعیهای سمج منزل می کردید، آب ناگوار تیره می آشامیدید و خوراکهای پست نامطبوع می خوردید، خون یکدیگر می ریختید و پیوندهای خویشاوندی را می گسستید، بتها در میان شما برقرار و گناهها بر شما بربسته و استوار.» به قول عبده، مولی در وصف حال آنها، میان فساد معیشت و فساد عقیده جمع فرموده است.
قرآن کریم هم در آیه ۹۷ سوره توبه می فرماید: «اعراب در کفر و نفاق شدیدترین مردمند و هم سزاوارتر به ندانستن احکام نازله بر پیغمبر.» حتی بعد از بعثت نیز بدترین مردم امثال عبد الملک و حجاج از میان آنها برخاسته است.
حال اگر مشیت بالغه الهی اقتضا کرده که خاتم پیغمبران از میان همین مردم انتخاب شود و پرچم تبلیغ و نشر و بسط دین و فتوحات اسلامی را افرادی از همین نژاد برافرازند، [آیا] ما باید بگوییم چون اجداد سپاه اسلام، شیر شتر و سوسمار می خورده اند، ما زیر بار دین آنها نمی رویم؟ اولا، هر طایفه ای خوراکی دارد، الان در کشورهای چین و ژاپن، مار می خورند، حتی مارها را در شیشه کرده، در مغازه ها رسما می فروشند؛ یا به قول آقای دکتر صاحب الزمانی: «اروپاییان را هم که از مارماهی و خرچنگ و حلزون، تغذیه می کنند و آنها را از بهترین اغذیه خویش می شمارند، باید پست و وحشی شماریم؟» «۱» ثانیا، به گفته آقای دکتر: «خوش خوراکی خود را وسیله افتخار دانستن و بی غذایی و بدغذایی اضطراری بینوایان را وسیله دشنام دادن و اهانت به آنها قرار دادن، شاید غیر انسانی ترین، نابخردانه ترین و فرومایه ترین عنصر یک مرام و مسلک باشد.» «۲»
و همچنین است افتخار به کفش زرینه و کلاه و لباس اعیانی و دستگاه پر زرق و برق در مقابل سادگی و قناعت، افسوس که نه یزدگرد و نه رستم و دیگر همفکرانشان و نه این نوحه سرایان عصر ما، نفهمیدند و نمی فهمند که سخن بر سر عرب و عجم یا
______________________________
(۱). دیباچه ای بر رهبری، ص ۳۱۰٫
(۲). همان، ص ۳۰۷٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۳۷
عمر و یزدگرد نیست، دو رژیم است و دو مکتب و دو جهان بینی: یکی نو و نیرومند و مفید و متعالی و دیگری فرسوده و متزلزل و زیانبار و منحط و در یک کلمه حق و باطل. آقای زرین کوب در چاپ دوم کتاب دو قرن سکوت می نویسد: «این حادثه (سقوط نهاوند) فقط سقوط دولتی باعظمت نبود، سقوط دستگاهی فاسد و تباه بود.» و بعد توضیح می دهد که چگونه جور و استبداد خسروان، آسایش و امنیت مردم را به خطر انداخته بود و نیز فساد جاه طلبی و مال دوستی روحانیان زردشتی و تأثیر بودایی و مذهب مسیح را در زردشتیان که دنبال دین بهتری می گشتند و تشتت و پراکندگی مردم و هرج و مرج اوضاع را تشریح می کند. (ص ۷۰)
باز در صفحه ۷۳ می گوید: «این فتح در آن روزگار، پیروزی بزرگی بود؛ پیروزی ایمان و عدالت بر ظلم و فساد، پیروزی نهایی سادگی و فداکاری بر خودخواهی و تجمل پرستی بود.»
اما راجع به قیامهای برخی ایرانیان برای سقوط خلافت عرب، آقای زرین کوب ضمن گفتگوی از سنباد می گوید: «این واقعه نشان می دهد که احیای عظمت دیرین گذشته ایران، در واقع جز بهانه ای برای فریب و اغفال ستمدیدگان ایرانی نبوده است.
کسانی که با این سخنان فریبنده مردم را بر گرد خویش جمع می کردند، جز رسیدن به ثروت و قدرت، اندیشه دیگر نداشته اند.» (ص ۲۴۲)
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *