بعثت و رهبری، حاکمان زمان

طبقات – نمایندگان ربیعه: عبد القیس در حضور پیامبر

محمد بن عمر واقدی از قدامه بن موسی، از عبد العزیز بن رمّانه، از عروه بن زبیر، و عبد الحمید بن جعفر از قول پدرش برایم نقل کردند رسول خدا (ص) برای مردم بحرین نوشت که بیست مرد از ایشان به حضورش آیند. بیست مرد به سرپرستی عبد الله بن عوف اشج آمدند، جارود و منقذ بن حیان که خواهرزاده اشجّ بود نیز همراهشان بودند و ایشان در سال فتح مکه آمدند و چون به رسول خدا گفته شد که نمایندگان عبد القیس آمدهاند، فرمود:
خوش آمدند، آفرین بر ایشان، مردم عبد القیس بسیار مردم خوبی هستند. گوید، سپیدهدم روزی که شبانگاه آن روز ایشان رسیدند، پیامبر (ص) به افق نگریست و فرمود: گروهی از مشرکان خواهند آمد که برای پذیرش اسلام مجبور نشدهاند، شتران خود را در راه خسته و فرسوده و زاد و توشهشان را تمام کردهاند، سالارشان دارای علامت مشخصی است، خدایا قبیله عبد القیس را بیامرز که پیش من آمدهاند و چیزی نمیخواهند، ایشان بهترین مردم خاورانند.
گوید، آنان با جامههای مشخص خود هنگامی که رسول خدا در مسجد بود آمدند و سلام دادند. پیامبر (ص) فرمود: کدامیک از شما عبد الله اشج است؟ گفت: من. و او مردی
ترجمه الطبقات الکبری ،ج۱،ص:۳۰۲
(۱) کوچک اندام بود. رسول خدا (ص) به او نگاه کرد و فرمود: برای مردان رنگ پوست اهمیتی ندارد، مرد نیازمند به دو عضو کوچک خود یعنی قلب و زبان است، و رسول خدا به او گفت: در تو دو خصلت است که خداوند آن را دوست میدارد. عبد الله گفت: آن دو خصلت چیست؟ فرمود: خردمندی و بردباری. گفت: آیا این دو صفت اکتسابی است یا در من سرشته شده و فطری است؟ فرمود: فطری است.
جارود مسیحی بود پیامبر (ص) او را به اسلام دعوت فرمود، اسلام آورد و اسلامش نیکو و پسندیده بود. نمایندگان عبد القیس را در خانه رمله دختر حارث منزل دادند و از ایشان پذیرایی شده و ده روز ماندند و عبد الله اشجّ مسائلی از فقه و قرآن از رسول خدا (ص) میپرسید. پیامبر دستور فرمود به ایشان پاداش دهند و عبد الله اشجّ را بیشتر از دیگران و دوازده و نیم وقیه دادند و پیامبر (ص) به چهره منقذ بن حیّان دست کشیدند.
برگرفته از کتاب طبقات الکبری نوشته: ابن سعد، محمد بن سعد ترجمه: محمود مهدوی دامغانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *