بعثت و رهبری، حاکمان زمان

سوابق عرب دیدگاه خسرو پرویز

سرجان ملکم انگلیسی در کتاب تاریخ ایران اش، گفتگوی یزدگرد را با سفیر دولت عرب (مغیره بن شعبه) نقل می کند که شنیدنی است: پادشاه ایران که از اولتیماتوم تازیان فوق العاده ناراحت شده است، شرحی از سوابق بدبختی و تیره روزی آنان و از بدی خوراک و پوشاکشان و سختی معاششان باز گفت و باز گفت: اگر گرسنگی و فشار زندگی، شما را به چنین گستاخی مجبور ساخته که دستور می دهیم از انبارهای سرشارمان مقداری غله و آذوقه به شما بدهند و الّا دستور می دهم همه شما را نابود کنند. سپس افزود: مردی باغی بسیار بزرگ و آباد داشت، اتّفاقا روباهی از مجرای آب به آن راه یافت و هر چه توانست خورد، بار دیگر چند روباه دیگر با خود آورد و چون منعی نمی دید، هر دفعه جمع بیشتری را خبر می نمود، تا کار به آن جا رسید که همه روباهان آن بیابان، به باغ هجوم بردند؛ صاحب باغ که هر مرتبه بزرگواری می کرد، هنگامی که چنین دید، دستور داد همه را کشتند، شما عربها نیز برخی برای گدایی و برخی دیگر برای داد و ستد به ایران آمدید و ایران را باغی پر نعمت یافتید؛ اکنون به بهانه دین در اندیشه هجوم به ایران افتاده اید و مطالب دیگر …
مغیره گفت: آنچه از سوابق ما بیان داشتید، اندکی بود از بسیار، خردلی از خروار، وضع ما از همه جهات فوق العاده بدتر و پست تر و کارهامان زشت تر بود، ولی خطای شما در این است که عرب بعد از اسلام را با عرب قبل از اسلام اشتباه می کنید و نمی دانید که پس از بعثت محمد صلّی اللّه علیه و سلّم و نزول قرآن، ما قومی دیگر شده ایم، با اوضاع و احوالی دیگر.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۳۶
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *