اصحاب و شاگردان

طبقات – راویان از عمر بن خطاب – ابو غدیره ضبی

نامش عبد الرحمان و نام پدرش خصفه بوده است.
گوید ابو خیثمه زهیر بن حرب، از جریر، از مغیره ما را خبر داد که میگفته است ابو غدیره عبد الرحمان بن خصفه خود میگفت که همراه نمایندگان بنی ضبّه پیش عمر بن خطاب رفتیم و آنان خواستهها و نیازهای خود را برآوردند جز من که نتوانستم. قضا را عمر
______________________________
[۱]. هرم بن حیان، از پارسایان بسیار نامور نیمه اول سده اول هجری است که او را یکی از پارسایان هشتگانه تابعان شمردهاند، شرح حالش در جلد هفتم طبقات خواهد آمد.
[۲]. جای شگفتی است که چرا محمد بن سعد از شهادت جناب اویس سخنی نگفته است و حال آنکه به گفته نصر بن مزاحم منقری درگذشته به سال ۲۱۲ هجری در وقعه صفین، ص ۳۲۴ و نقل ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه، ج ۸، ص ۹ و زرکلی در الاعلام، ج ۱، ص ۳۷۵ اویس در جنگ صفین در التزام حضرت امیر المومنین علی (ع) شهید شده است.
[۳]. مگر روز عید فطر هم روزه میگرفته است؟!
ترجمه الطبقات الکبری ،ج۶،ص:۶۱۶
(۱) در حالی که سوار بر مرکب بود از کنار من گذشت من جست زدم و پشت سر عمر بر مرکب قرار گرفتم. عمر گفت: کیستی؟ گفتم: مردی ضبّیام. گفت: چه خشن. گفتم: ای امیر مومنان بر دشمن خشن هستم. گفت: و بر دوست، اینک خواسته خود را بگو. خواستهام را برآورد و گفت: از پشت مرکب ما پیاده شو.
برگرفته از کتاب طبقات الکبری نوشته: ابن سعد، محمد بن سعد ترجمه: محمود مهدوی دامغانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *