اصحاب و شاگردان

طبقات – جمع آوران قرآن – زید بن ثابت

یحیی بن عیسی رملیّ از اعمش، از ثابت بن عبید اللّه، از زید بن ثابت نقل میکند که میگفته است پیامبر (ص) مرا فرمود: مرا نامههایی از برخی مردم میرسد که دوست ندارم کسی آن را بخواند، آیا میتوانی خط عبرانی یا سریانی را فرا بگیری؟ گفتم: آری. گوید: در هفده شب آن را آموختم.
محمد بن معاویه نیشابوری از عبد الرحمن بن ابی الزناد، از پدرش، از خارجه ابن زید، از زید بن ثابت نقل میکند که میگفته است چون پیامبر (ص) به مدینه آمد مرا فرمود: خط یهودیان را فراگیر که من در مورد نامههای خود از ایشان در امان نیستم. و من آن خط را در کمتر از نصف ماه آموختم.
اسماعیل بن ابان ورّاق از عنبسه بن عبد الرحمن قرشیّ، از محمد بن زاذان، از ام سعد،
______________________________
[۱]. زید بن ثابت بن ضحّاک انصاری، متولد سال یازده قبل از هجرت و در گذشته چهل و پنج هجری، از بزرگان اصحاب رسول خدا و مورد توجه خلفا بوده است. و ابن عباس هم به احترام علم به خانه او میآمده است. ر ک: ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۲، چاپ کتابفروشی اسلامیه، تهران، ص ۲۲۲، و زرکلی، الاعلام، ج ۳، چاپ بیروت، بدون تاریخ، ص ۸۵٫- م.
ترجمه الطبقات الکبری ،ج۲،ص:۳۴۳

(۱) از زید بن ثابت نقل میکند که میگفته است به حضور رسول خدا (ص) بودم و در مورد برخی از حوائج خود املاء میفرمود و فرمود: قلم را به هنگام فراغت روی گوش خود بگذار که برای املاء کننده یادآور مطالب است.
محمد بن عبد اللّه اسدیّ از سفیان، از خالد حذّاء، از ابو قلابه، از انس بن مالک نقل میکند که میگفته است پیامبر (ص) فرمود: داناترین امّت من در مسائل میراث زید [بن ثابت] است.
عفّان بن مسلم از وهیب، از خالد بن حذّاء، از ابو قلابه، از انس بن مالک، از پیامبر (ص) نقل میکند که فرمود داناترین امت من به مسائل ارث زید بن ثابت است.
محمد بن عمر [واقدی] از عبد الحمید بن عمران بن ابو انس، از پدرش، از سلیمان بن یسار نقل میکند که میگفته است عمر و عثمان در قضا و فتوی دادن و مسائل میراث و قرائت هیچ کس را بر زید بن ثابت مقدم نمیداشتند.
محمد بن عمر [واقدی] از موسی بن علیّ بن رباح، از پدرش نقل میکند که میگفته است عمر بن خطّاب در جابیه خطبه میکرد و گفت: هر کس میخواهد در مسائل میراث سوال کند به نزد زید بن ثابت برود.
عفّان بن مسلم از عبد الواحد بن زیاد، از حجّاج بن ارطاه، از نافع نقل میکند که میگفته است عمر بن خطّاب، زید بن ثابت را بر قضا گماشت و او را اجرتی معین کرد.
محمد بن عمر [واقدی] از جاریه بن ابو عمران، از عبد الرحمن بن قاسم، از پدرش نقل میکند که میگفته است عمر در همه سفرها- یا در هر سفری- زید بن ثابت را به نیابت خود در مدینه میداشت، و عمر عماره مردان نام آور را به شهرها و به کارهای مهم گسیل میداشت، زید بن ثابت را به او پیشنهاد کردند، پس گفت: مکان و منزلت زید بر من پوشیده نیست ولی مردم شهر به زید نیازمندند و او مردم را مطالبی نقل میکند که پیش کس دیگری نمییابند.
محمد بن عمر [واقدی] از محمد بن مسلم بن جمّاز، از عثمان بن حفص بن عمر بن خلده زرقی، از زهریّ، از قبیصه بن ذویب بن حلحله نقل میکند که میگفته است زید بن ثابت به مدینه در قضا و فتوی و قرائت و مسائل میراث از سران و سرشناسان بود و این حال در دوره خلافت عمر و عثمان و علیّ (ع) بر دوام بود و چون معاویه در سال چهلم به حکومت رسید همچنان بود تا زید در سال چهل و پنج هجری درگذشت.
ترجمه الطبقات الکبری ،ج۲،ص:۳۴۴
(۱) فضل بن دکین از رزین انار فروش (بیّاع الرّمّان)، از شعبیّ نقل میکند که میگفته است ابن عبّاس برای زید بن ثابت رکاب گرفت [تا سوار شود] و گفت: باید که با دانشمندان و بزرگان چنین رفتار کرد.
محمد بن عبد اللّه انصاریّ از محمد بن عمرو، از ابو سلمه، از ابن عبّاس نقل میکند که او رکاب زید بن ثابت را گرفت و زید گفت: ای پسر عموی رسول خدا، چنین مکن. و ابن عباس گفت: ما با دانشمندان و بزرگان خود چنین میکنیم.
عفّان بن مسلم و وهب بن جریر بن حازم و ابو الولید هشام بن عبد الملک طیالسیّ، جملگی از شعبه و فضل بن دکین و حسن بن موسی، از زهیر بن معاویه و جمله ایشان از ابو اسحاق، از مسروق نقل میکنند که میگفته است به مدینه آمدم و از اصحاب پیامبر (ص) پرسیدم و زید بن ثابت از راسخان در علم بود.
محمد بن عمر [واقدی] از ضحّاک بن عثمان، از بکیر بن عبد اللّه بن اشجّ نقل میکند که میگفته است سعید بن مسیّب در همه قضاوتها و فتواهای خود به آنچه زید بن ثابت فتوی داده بود رفتار میکرد و چه بسا اگر مسالهای پیچیده پیش میآمد که فتوای برخی از اصحاب پیامبر (ص) را که بیرون از مدینه بودند بدو میگفتند، میپرسید: نظر زید بن ثابت در این باب چیست؟ که زید بن ثابت داناترین مردم به قضاوت و بیناترین مردم به اموری است که در آنها مطلبی شنیده نشده است. آن گاه گفت: من فتوائی از زید بن ثابت نمیشناسم که همگان در شرق و غرب بر آن یک کلمه نباشند و مردمان بدان عمل نکنند ولی دیگران احادیث و فتواهایی دادهاند که هیچ تنی از مردمان بدان عمل نمیکند و توجهی نمینماید.
محمد بن عمر [واقدی] از ابو بکر بن عبد اللّه بن ابو سبره، از موسی بن میسره، از سالم بن عبد اللّه نقل میکند که میگفته است روز مرگ زید بن ثابت با ابن عمر بودم و گفتم:
امروز عالم مردم درگذشت. ابن عمر گفت: خدایش همین امروز رحمت کناد، زید بن ثابت در همه خلافت عمر گزیدهتر دانشمندان بود، عمر علما را به شهرها گسیل داشت و آنان را نهی کرد از اینکه به رای خویش فتوی دهند، ولی زید بن ثابت به مدینه بود و برای مردم مدینه و آنان که بدان شهر میآمدند فتوی میداد.
محمد بن عبد اللّه اسدیّ و خلّاد بن یحیی از قول سفیان، از اسماعیل، از شعبیّ نقل میکردند که مروان مردی را پشت پرده نشاند و آن گاه زید بن ثابت را خواست و پرسشهایی از او کرد و گروهی پاسخ او را مینوشتند. زید بن ثابت آنان را نگریست و گفت:
ترجمه الطبقات الکبری ،ج۲،ص:۳۴۵
(۱) ای مروان، معذورم، که من مگر رای خودم را اظهار نمیدارم (تابع نظر کسی نیستم).
هوذه بن خلیفه از قول عوف نقل میکرد که میگفته است مرا گفتهاند که چون زید بن ثابت را در گور کردند، ابن عبّاس با دست خود گور او را فرا نمود و گفت: علم این چنین از میان میرود، مردی که چیزی را نمیداند که دیگران نمیدانند چون بمیرد دانش خود را هم میبرد.
ابو الولید هشام طیالسیّ و ابو عوانه از قتاده نقل میکنند که میگفته است چون زید بن ثابت در گذشت و او را در گور کردند، ابن عبّاس گفت: آری، علم این چنین از میان میرود.
کثیر بن هشام و عفّان بن مسلم و یحیی بن عبّاد و موسی بن اسماعیل جملگی گفتند حمّاد بن سلمه از عمّار بن ابی عمّار نقل میکرد که میگفته است چون زید بن ثابت مرد با ابن عبّاس در سایه خانهیی نشستیم و او گفت: آری، علم این چنین از میان میرود، امروز دانش فراوانی در خاک شد.
عارم بن فضل از حمّاد بن زید، از یحیی بن سعید نقل میکند که میگفته است چون زید بن ثابت مرد، ابو هریره گفت: امروز دانشمندترین این امت در گذشت. شاید خداوند متعال با ابن عباس این فقدان را جبران فرماید.
برگرفته از کتاب طبقات الکبری نوشته: ابن سعد، محمد بن سعد ترجمه: محمود مهدوی دامغانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *