اصحاب و شاگردان

تحمل شداید مسلمانان در راه عقیده

چون مردم زمان ما اغلب باسوادند و از گذشته و حال اقوام و ملل اطلاع دارند می توانند بفهمند که به قول گوستاو لوبون عقیده و ایمان اجباربردار نیست. یهود بارها قتل عام شده، سوزانده شده، نهب و غارت شده، شداید بسیار دیده و یا نصارا مکرر تن به مرگ داده و از جمله یک جا بیست هزار در آتش رفته (اصحاب اخدود) ولی این دو طایفه دست از دین محرّفشان برنداشتند.
اما مسلمانها که به راستی سرگذشتی دلخراش و جانگذاز دارند، «۲» علاوه بر کشتارها و تضییقات و شکنجه های توان فرسا که گاه گاه واقع شده، مانند حادثه اندلس و قتل عامای چنگیز و تیمور و کشتار و آزار در روسیه قبلا به دست زمامداران مسیحی و بعد به وسیله کمونیستها و امثال این حوادث هول انگیز مدت دو قرن یا بیشتر است که استعمارگران بر ممالک و ملل اسلامی تسلط پیدا کرده اند. در تمام این مدت، در همه کشورها کارها کرده اند که یادش دل را می سوزاند و جان را می گدازد و موی بر تن
______________________________
(۱). نام مؤلف «کنت هانری دو کاستری» می باشد.
(۲). به ویژه شیعه که بیش از جمیع فرق اسلامی، صدمات و لطمات دیده، حتی از خود مسلمین نیز؛ به طور نمونه به کتاب الشیعه و الحاکمون از شیخ جواد مغنیه که به فارسی ترجمه شده است می توان نگریست.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۳۴
راست می کند، این دژخیمان سنگدل، با تمام قوا در نابودی مسلمین کوشیدند و از هیچ جنایتی خودداری نکردند، مظالم اینها در زمان و مکان مختلف، مختلف بود، ولی آنچه در رأس همه دشمنیها و مبارزات، در همه کشورها به آن اهتمام می ورزیدند، نابودی و محو اسلام بود. می توانیم الجزایر را به عنوان مثال نام ببریم که این سرزمین را ملک طلق خود و مردمش را بنده و برده ساخته بودند. عجیب است که زبان عربی را در کشور عربی زبان از رواج انداختند، به طوری که اغلب اهالی، زبان مادریشان را ندانسته، به فرانسه حرف می زدند.
هیاهویی که در سایر ممالک اسلام برای تجدید حیات زبان مادری راه انداختند، تعقیب همین مقصود بود، مانند فارسی سره در ایران، از زمان ناصر الدین شاه که امثال میرزا رضاخان بگشلو کتابهایی مانند پروز نگارش به فارسی سره نوشتند و زبان پشتو در افغانستان و سانسکریت در هند و ترکی در ترکیه، مرکز خلافت اسلامی، که نماز و اذان را هم ترکی کردند و اخیرا هم قرآن فارسی درست کرده اند؛ آیا توانستند مسلمانها را بعد از این همه کشتار و فشار و بیدادها، از دینشان «۱» باز گردانند. بالاخره الجزایر غاصبین را بیرون ریخت و زبان عربی و دین اسلام، از نو رسمیت یافت.
آه و ناله سر دادن افرادی که یا مأمورند یا تحت تأثیر مأموران و اربابان، برای حمله عرب، گامی در راه همان هدف است و گر نه این وطن پرستان چرا از حمله اسکندر و مغول و ترک و افغانی دم نمی زنند و از مظالم استعمار گفتگویی نمی کنند.
یک تشبیه جالب
مرحوم تقی زاده به طوری که به خاطر می رسد، در یکی از سخنرانیهایش گفته بود:
مثال این نوحه سرایان بر حمله عرب، مثال کسی است که دو درنده خطرناک از راست و چپ، دهن باز کرده، آماده دریدن و خوردنش شده اند، درنده سومی هم از فاصله بیشتر برای ربودن آن طعمه در کمین است، ولی آن شخص، پروای هیچ کدام را ندارد و عصایی برداشته بر سایه گربه «۲» مرده ای که بر دیوار افتاده حمله می کند؛ این تشبیه
______________________________
(۱). ولی فسق و فجور و لاابالیگری را متأسفانه شایع ساختند.
(۲). باید متوجه بود که در این تشبیه و تمثیل، فقط مقصود بیان تفاوت و اختلاف نیروها است و نباید اهانتی برای قشون اسلام تصور شود.
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۳۳۵
جالب، نیازی به شرح ندارد. امروز ما و برادران عرب مسلمانمان، باید برای این درنده ها که سومی هم نزدیک شده، چاره ای بیندیشیم و همگی دست اتحاد به یکدیگر بدهیم، نه اینکه از یک حادثه تاریخی وسیله ای برای ایجاد دشمنی بسازیم. باید توجه داشت که ما نمی خواهیم از عرب طرفداری کنیم. حسن بصری می گفت: اگر در قیامت، اقوام و ملل عالم، بدکاران و سفاکان خود را بیاورند و ما حجاج را بیاوریم، از همه گوی سبقت ربوده ایم. گفتگوی [درباره] اسلام و مسلمین و فتوحات اسلامی است، نه بیان امتیاز نژادی و برتری قومی.
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *