اخلاق و فضائل

کرامت نفس و سعادت زمان پیامبر

گفتیم کشورهای مترقی، همه چیز از لوازم و آثار و مظاهر تمدن دارند و هیچ از موجبات کرامت نفس و سعادت ندارند و مسلمانهای معاصر پیغمبر، هیچ چیز نداشتند و سعادتمند بودند. صادق رافعی تحت عنوان حقیقه المسلم در یکی از شماره های مجله الرّساله می گوید: «بدان سان که ماده ای با ماده ای می آمیزد و ماده ثالثی با اوصافی مخصوص به وجود می آید، محمد صلّی اللّه علیه و اله چنان با امت اسلام درامیخت که بشر دیگری به
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۴۴۶
وجود آمد که هر چند به پایه محمد صلّی اللّه علیه و اله نمی رسد، ولی از انسان پیش از اسلام به کلی ممتاز بود؛ پس محمد صلّی اللّه علیه و اله پدر انسان جدید است، انسانی که با اسلام ولادت تازه یافت و روح محمد صلّی اللّه علیه و اله در او ساری است و او را می پالاند و به طرف کمال می برد. با آدم وجود انسان آغاز شد و با محمد صلّی اللّه علیه و اله کمالش، آدم بشر را از فردوس برین به این دیر خراب آباد آورد و محمد صلّی اللّه علیه و اله راه بازگشت به بهشت را برای انسان گشود.»
چرا بهترین تعبیر را برای بیان این مقصود، از خود قرآن نگیریم وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً «۱» «و همچنانکه شما را به هدایت رساندیم، همچنین شما را امت میانه و بهترین امتها گردانیدیم تا شما حجتی بر مردم باشید و پیغمبر حجتی بر شما.» روزی که پیغمبر از دنیا رفت، در ظرف ده سال، از مردمی که به گفته مولی: بر بدترین دین و در بدترین سرزمین گرفتار فقر مادی و معنوی و محروم از خیر دنیا و آخرت بودند، امتی ساخته بود که به تعبیر قرآن، بهترین امتها بود و جامعه ای به وجود آورده بود، در عالیترین مدارج اخلاقی و کمال نفسی و نیروی ایمانی. همه اهتمام پیغمبر این بود که انسان بسازد؛ از این جهت به علوم انسانی و انسان ساز، بیش از هر دانش و هنر دیگر اهمیّت می داد که به قدر کافی در این باره گفتگو کرده ایم. آن بزرگوار چون خاتم انبیا بود، همه کمالات را داشت. خداوند او را «شاهد و مبشر و نذیر و دعوت کننده به سوی خداوند و چراغ نوربخش ساخته و فرستاده بود.» «۲» همه امت باید او را سرمشق خویش شناسند و از بشارت و انذارش به نیکی و نیکوکاری شائق و حریص و از بدی و تبهکاری بر حذر شوند و به دعوتش خداشناس گردند و از انوار علم و حکمت و هدایتش کسب نور کنند.
قبلا گفته ایم هر پیغمبری نماینده میزان تکامل بشری تا زمان خویش است و خاتم انبیا معرف آخرین درجه کمال انسانی و در حقیقت انسان کامل است و همه افراد بشر در جمیع شئون حیاتی و در همه مراحل زندگی می توانند از او سرمشق بگیرند و هر
______________________________
(۱). بقره، ۱۴۳٫
(۲). سوره اعراف، آیه ۱۵۷٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۴۴۷
عملی، شغلی و وظیفه ای، هر اندازه به عمل او ماننده تر باشد، به همان اندازه از صحت و کمال، بیشتر نصیب برده است؛ چون خداوند او را اسوه و مقتدا قرار داده و فرموده است: لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ.
فرید وجدی می گوید: «تاریخ حیات محمد صلّی اللّه علیه و اله را باید به قصد سرمشق گرفتن از آن شخصیت بی مانند خواند و هر کس باید در کار خودش، به وی اقتدا نماید، زیرا یک تن در خانواده اش و یک فرد در قوم و ملتش و شوهر با همسر و فرزندانش و تاجر، در تجارتش و مربی، با شاگردانش و مرشد، با مریدانش و واعظ، در برابر مستمعانش و نظامی، در سربازیش و افسر، در منصبش و قانونگذار، در وظیفه اش و قاضی، در داوریش و حکیم و فیلسوف، در نزد دانش طلبانش و پیشوا، در مقابل پیروان و جامعه اش و سیاستمدار، در حکومتش و پادشاه، در میان رعیتش و صلح طلب، با دوستانش و رزمنده و جنگ آور، جلو دشمنانش و عابد، در محرابش و زاهد، در دنیایش و همچنین هر کس در هر شغل و کار و وظیفه و منصبش می تواند از سیرت آن انسان کامل، نوری بیابد که راهش را به آن روشن کند و روحی که در انجام شغلش از آن نیرو بگیرد.» «۱»
مسلمین معاصر پیغمبر که در همه اوقات و حالات، پیغمبرشان را دیده و شیفته و مجذوب مکارم اخلاق و محاسن اعمال و عظمت شخصیت وی شده بودند، از آن نور و روح بهره گرفتند، تا راهشان را شناختند و در پیمودن آن به جد کوشیدند و با اوضاع و احوال و زمینه مساعدی که به وجود آمده بود، طولی نکشید که همه استعدادها به کار افتاد و رشد پیدا کرد و به کمال رسید و در هر یک از رشته های علمی، ادبی، هنری، صنعتی، سیاسی و نظامی و غیرها، افراد برجسته و ممتازی پیدا شدند که جامعه اسلامی را سرافراز و بشریت را مدیون خدمات خویش ساخته، نامشان را جاوید گردانیدند و چهارده قرن است که این روح در جنبش و حرکت است و این نور در تابندگی و درخشندگی، چون قرآن در وجود مبارکش تجسّم و یقین یافته بود «و کان خلقه القرآن» و قرآن روح و نور بود.
______________________________
(۱). الاسلام فی عصر العلم، ج ۱، ص ۱۹۲٫
وحی و نبوت در پرتو قرآن، ص: ۴۴۸
برگرفته از کتاب وحی و نبوت در پرتو قرآن نوشته آقای محمد تقی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *