اخلاق و فضائل

فضایل امامت علی و آل

اشاره
( مصدر روایت: امام علی علیه السّلام، سلمان، ابو ذر، مقداد راوی: ابان از سلیم.
زمان حادثه: سالهای مدینه و حیات رسول: ۱۱- ۱ ه.
مکان: مدینه، خانه فاطمه، مسجد پیامبر، کوچه های مدینه.
موضوع: فضایل امام حسن و امام حسین، مبانی امامت علی و آل.
فضایل و مبانی امامت علی و آل علیهم السّلام)
متن:
ابان گوید که سلیم گفت: علی بن ابی طالب (صلوات اللَّه علیه)، سلمان، ابو ذر و مقداد مرا حدیث کردند، و ابو حجاب داود بن ابی عوف نیز از ابو سعید خدری حدیث کرده است، گفت: رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم بر دخترش فاطمه علیها السّلام وارد شد؛ حضرتش در زیر دیگی آتش افروخته بود تا برای خانواده اش خوراکی بپزد. علی علیه السّلام در گوشه خانه خوابیده بود و حسن و حسین در کنارش خوابیده بودند. رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم در کنار دخترش نشست و با وی سخن می گفت و فاطمه زیر دیگش را آتش می کرد و خدمتکاری نداشت. در این هنگام حسن علیه السّلام از خواب بیدار شد و به سوی رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم آمد و گفت: پدر مرا آب بده! رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم او را در آغوش گرفت، سپس برخاست و ماده شتری شیری را با دست خویش دوشید و سپس ظرف شیر کف کرده را آورد تا حسن علیه السّلام بیاشامد. در این هنگام حسین علیه السّلام بیدار شد و گفت: پدر مرا آب بده! پیامبر فرمود: پسرم! برادرت که از تو بزرگتر است پیش از تو از من آب خواست. حسین گفت: مرا پیش از او آب بده! رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم او را بوسید و نوازش کرد و از او خواست تا بگذارد برادرش حسن پیش از او بیاشامد،
تاریخ سیاسی صدر اسلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: ۱۳۰
ولی حسین علیه السّلام نمی پذیرفت. فاطمه گفت: ای پدر! گویا حسن را بیشتر از حسین دوست داری؟ فرمود: او را بیشتر دوست ندارم هر دو نزد من یکسان هستند، ولی اول حسن از من آب خواست. من و تو و این دو و او که خوابیده همه در بهشت در سرای واحد و درجه ای واحد خواهیم بود.
گفت: و علی علیه السّلام خوابیده بود و از آنچه می گذشت چیزی نمی دانست.
گفت: رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم روزی بر حسن و حسین که داشتند بازی می کردند گذشت، حضرتش آن دو را در آغوش گرفت و بر پشت نهاد و هر کدام شان را بر یک شانه اش گذاشت. فردی در راه به حضرتش رسید و گفت: چه مرکب خوبی هستی! رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم فرمود: و چه دو سوارکار خوبی! این دو نوجوان گلهای خوش بوی من در دنیا هستند! گفت: وقتی رسول خدا با حسن و حسین به خانه فاطمه آمد، فرمود: کشتی بگیرید! حسن و حسین با یک دیگر کشتی گرفتند و رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم می فرمود: تند باش حسن! فاطمه گفت: ای رسول خدا! آیا به حسن که بزرگتر از حسین است می گویی زود باش؟ رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم فرمود: این جبریل است که می گوید: زود باش حسین! حسین علیه السّلام حسن را بر زمین زد.
گفت: روزی رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم به حسن و حسین نگریست که داشتند می آمدند، فرمود: به خدا سوگند! این دو سروران جوانان بهشت هستند و پدرشان از این دو بهتر است؛ همانا که بهترین مردم و دوست داشتنی ترین شان و گرامی ترین شان نزد من، پدرتان و سپس مادرتان است. برتر از من و برادرم، وزیرم، جانشینم در میان امّتم و ولیّ هر مؤمنی پس از من؛ علی بن ابی طالب، نزد خداوند کسی نیست.
بدانید که برادرم، دوستم، وزیرم، برگزیده ام، جانشینم پس از من و ولیّ هر مؤمنی پس از من علی بن ابی طالب است. و آنک که از دنیا رفت، فرزندم حسن پس از او، و آنک که حسن از دنیا رفت، فرزندم حسین پس از حسن، و سپس امامان نه گانه از
تاریخ سیاسی صدر اسلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: ۱۳۱
نسل حسین می باشند. آنان هدایتگران هدایت شده اند، آنان با حق هستند و حق با آنان است، تا روز قیامت از حق جدا نشوند و حق از آنها جدا نشود، آنان محور و مایه سکون زمین اند که زمین به خاطر وجود آنان آرام گیرد، آنان ریسمان استوار خداوند هستند، آنان عروه الوثقای خدایند که پارگی ندارد، آنان حجت های خداوند در زمینش و گواهان او بر خلقش و خزانه داران دانش و معادن حکمتش هستند، آنان چون کشتی نوح اند که هر کس سوار شود نجات یابد و هر کس رهایش کند غرق گردد، آنان همانند «باب حطّه» در میان بنی اسرائیل اند که هر کس در آن درآید مؤمن است و هر کس از آن بدر آید کافر است. خداوند در قرآن اطاعت از آنان را واجب فرموده و در قرآن امر به ولایت شان کرده؛ هر کس اطاعت شان کند خدای را اطاعت کرده و هر کس نافرمانی شان کند خدای را نافرمانی کرده است.
گفت: بارها رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم در سجده بود که حسین علیه السّلام می خزید و از صفها می گذشت تا که به پیامبر می رسید و بر پشت حضرتش سوار می شد، رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم در حالی که یک دستش را بر پشت حسین و دست دیگرش را بر زانوهای حسین نهاده بود برمی خاست و به همین وضع ادامه می داد تا که از نمازش فارغ می شد.
بارها رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم بر منبر بود و سخن می گفت که حسن علیه السّلام نزد حضرتش می آمد و از منبر بالا می رفت و بر گردن پیامبر سوار می شد و دو پایش را بر سینه رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم می آویخت به گونه ای که خلخال پایش برق می زد و رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم همچنان سخن می گفت و او را همان گونه نگه می داشت تا که سخنرانی اش تمام می شد.
این گزارش در منابع زیر نیز آمده است:
صدوق/ امالی ۳۶۱+ مفید/ ارشاد. ۲۸+ قرب الاسناد ۴۸+ ذخائر العقبی ۱۳۰، ۱۳۴،+ اعلام الوری ۲۱۷٫+ ابن شهر آشوب/ مناقب ۳/ ۱۶۲٫+ العمده ۲۰۶+ کنز العمال ۷/ ۱۰۷٫+ اسد الغابه ۲/ ۱۹٫+ ترمذی/ صحیح ۲/ ۳۰۶٫+ ابن عساکر/ تاریخ دمشق ۱۰۹، ۱۱۰، ۱۱۸٫+ بحار ۳۷/ ۷۲، ۸۶، ۴۳/ ۲۶۵٫
تاریخ سیاسی صدر اسلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: ۱۳۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *