احادیث و سخنان

شواهد گفتاری در سخن نبوی

شواهد گفتاری را می توان در موارد زیر ترسیم نمود:
۱٫قاعده ی «جب» که در سخنان پیامبر (ص) به آن اشاره شده و به دو صور ت مطرح می شود؛
«انّ الاسلام یجّب ما قبله»۱ ؛ پذیرش اسلام موجب قطع همه آنچه که فرد پیش از آن آنجام داده می شود و «الهجره تجّب ما قبله»۲ ؛ هجرت، همه ی آنچه فرد مهاجر پیش از هجرت انجام داده، می برد و قطع می کند.
این قاعده به «قاعده ی جبّ» مشهور است و از نظر فقهی جایگاه ویژه ای دارد. بنابراین دو روایت و به عبارتی طبق «قاعده ی جبّ» نیازی به قضای اعمال پیشین فرد اسلام آورنده و هجرت کننده که از وی فوت شده نیست و گویا او تازه مکلف شده است.
۲٫تعبیر «بعث النبی (ص) خالداً داعیاً الی الاسلام لا مقاتلاً»۳ ؛ که مربوط به رفتار رسول خدا (ص) در جریان سریه ی بنو جذیمه است و به عنوان یک اصل کلی مطرح است به این معنا که نبردها برای دعوت به اسلام بوده و این نمایانگر رحمت پیامبر است.
۳٫پیامبر (ص) هنگام گسیل سپاه اسلام به موته جهت دعوت رومیان به اسلام و مبارزه با کارشکنان، فرمود:
«شما را به پرهیزگاری و نیکی به مسلمانان که همراه شما هستند، سفارش می کنم. به نام خدا در راه خدا به پیکار پردازید. با کسی نبرد کنید که به خدا کفر می ورزد. خیانت نکنید، مکر نورزید و زنان و کودکان شیرخوار و پیران فرتوت را نکشید. درختان را از جای نکنید و خانه ها را ویران نکنید. وقتی با دشمنان مشرک برخورد کردید آنان را به یکی از سه چیز فرا خوانید؛ پذیرش اسلام و اگر نپذیرفتند، پرداخته جزیه و اگر قبول نکردند از خاوند یاری جسته و با آنان به نبرد برخیزید.» ۴
معمولاً در سفارش های پیش از جنگ ها، رسول خدا به مسلمانان توصیه هایی اخلاقی در مورد عدم قطع درختان، عدم آزار و اذیت زنان، کودکان و سال خوردگان و… داشته است که این توصیه ها در نصوص تاریخی وجود دارد اما در نبرد بنی نضیر به علت اهمیت قضیه و تشخیص مصلتح عموم مسلمانان که به تسلیم واداشتن بنی نضیر و پاک کردن اطراف مدینه، این پاگاه حکومت اسلامی از یهودیان کارشکن و منافقان بود، حضرت با صدور حکم حکومتی، دستور قطع درختان را داد، گرچه ظاهر این حرکت با تصویر رحمت امیزی که از پیامبر در اذهان وجود دارد، ناسازگار است اما در عمق آن مصلحت بالاتری وجود داشت، به عبارتی اگر این برخود تند صورت نمی گرفت یهودیان بنی نضیر ریشه ی اسلام را کنده بودند. پس برای حفظ اسلام و نظام این عمل دقیقاً مطابق با مصلحت بود چنان که باغبان برای حفظ بوستان، علف های هرز و گیاه مزاحم را با خشونت تمام می کند و این رفتار به ظاهر خشونت آمیز را می توان رحمت آمیزترین رفتار برای یک باغبان تعریف نمود چرا که اصل، بر جای ماندن درختان پر ثمر و گل های زیباست. در «فقه السیره» آمده است که قطع درخت در بنی نضیر توسط قران تأیید شده است و علما گفته اند قصد پیامبر در قطع درخت و یا ترک آن، به تحقیق مصلحت و اقدام به آموزش و ارشاد است برای امامان پس از خویش. ۵
•در نبرد خیبر هنگامی که به منطقه ی رجیع رسیده و اردو زدند، پیامبر (ص) به همراهان خود فرمان صبر داد تا شبانه به طرف دشمن نروند. سپس در میانه ی سیاه خود ایستاده و دست ها را به آسمان برده، دعا کرد:
«بار پروردگارا؛ ای خدای آسمان و آنچه بر آن سایه می افکند! ای خدای زمین و… ما از درگاه تو خیر این قریه (روستا) و اهل آن را می خواهیم و خیر آنچه در آن است و به تو پناه می بریم از شر آن و اهلش و آنچه در آن است.» ۶
صبح روز نبرد، بار دیگر حضرت در بین لشکریان آمده و سفارش های مهرآمیز زیر را بیان می کند:
«هرگز آرزوی رویارویی با دشمن را نداشته باشید. آنان نمی دانند چه بر سرشان میآید. پس وقتی وارد میدان نبرد شدید، بگویید؛ بارالها! تو پرودگار ما و ایشان هستی و تقدیر ما و دشمن به دست تو است. تو آنان را به دست ما می کشی. ما آرزو نداریم آنان را بکشیم. از تو می خواهیم کار امروز به خیر بگذرد، آن گاه بر روی زمین می بنشینید و وقتی آن ها جنگ را آغاز کردند، برخیزید و بجنگید.» ۷
•آیه ی شریفه:
«و ان کان کبر علیک اعرضاهم فان استطعت ان تبتغی نفقاً فی الارض او سلماً فی السماء فتأتیهم بآیه…» ؛۸
«اگر اعراض کردن آنان (از قرآن) بر تو گران است، اگر می توانی نقبی در زمین یا نردبانی در آسمان بجویی تا معزجه ای (دیگر) برایشان بیاوری (پس چنین کن) و اگر خدای می خواست قطعاً آنان را بر هدایت گرد می آوردف پس زنهار از نادانان مباش».
در مورد این آیه مباحث فراوانی وجود دارد و اقوال مختلف که آیا خطاب به پیامبر است یا امت اسلام. آیات فراوان دیگری در قرآن کریم وجود دارد که به علت اختصار تنها به ذکر برخی آن ها بسنده می کنیم: (لعلک باخع نفسک)، (طه* ما انزلنا علیک القرآن لتشقی) ۹ و…
•پیامبر، هنگامی که معاذبن جبل را برای دعوت اهل یمن به صنعا فرستاد و به او فرمود:
«آسان بگیر، سخت گیری نکن. بشارت ده و نومید مگردان و بر تو باد به مدارا کردن. تو بر قومی از اهل کتاب وارد می شوی که می پرسند کلید بهشت چیست؟ بگو شهادت به یگانگی خدا». ۱۰
•پیامبر اکرم (ص) به هنگام فتح مکه تأکید خاصی بر فتح مکه بدون خونریزی داشت که به جز جریان خندفه در بقیه ی موارد مطابق به همین درخواست پیامبر (ص) عمل شد اما پیش از آن اعلام فرمود خون ده نفر از افراد مکه که جنایات زیادی انجام داده و نابخشودنی هستند، مباح است. این ده نفر متشکل از شش مرد و چهار زن بودند که خیانت ها و جنایات آنان به طور مبسوط در منابع تاریخی ذکر شده است. چهار زن مذکور عبارت بودند از:
۱٫هند، دختر عتبه و همسر ابوسفیان که در جنگ احد پیکر حضرت حمزه را مثله کرد و پیکر دیگر شهیدان مسلمان نیز به دستو او و همسرش مثله شد.
۲٫ساره، کنیز عمروبن هاشم که مغنیه و آوازه خوان در جنگ بدر بود و بعد به مدینه آمد و خیانت او در جریان رساندن نامه ی حاطب به ابی بلتعه قبل از فتح مکه نیز به نظر نابخشودنی می رسید و ما در سطور بعدی این نوشتار به شرح ماجرای او می پردازیم.
۳٫و ۴٫ قرینا و قریبه و به قولی فرتنا و أرنبه، کنیزان أبی خطل و دو آوازه خوان مکی که در جنگ ها شرکت کرده و به تشویق سپاه کفر و شرک می پرداختند و در اشعار مستهجن و زشت خود، پیامبر را به طرز فجیعی هجو می کردند. ۱۱
از بین این چهار نفر، بنا بر نقل های متفاوت دو نفر؛ قرینا و قریبه، که از مطرب ها و آوازه خوان های ابی خطل بودند؛ کشته شدند. اهل هند بنت عتبه و ساره، جان سالم به در برده و بعداً اسلام آوردند و بنا بر برخی نقل ها قریبنا و قریبه نجات یافتند و ساره کشته شد که البته این نقل ها متأخر و ضعیف هستند.
گویا رسول خدا (ص) منتظر بهانه ای بود تا همین مشرکان جانی و خیانت پیشه را نیز ببخشد و با اندکه بهانه ای به آن ها امان و پناه می داد. بدیهی است که دستور اولیه بر قتل آنان جهت انجام قوانین شریعت بود و مردم باید از بخورد با اعمال ننگین آنان عبرت می گرفتند و بخشش پس از آن نیز از اطاف و رحمت الهی و براساس مصلحت خاص بود که توسط رسول رحمت اجراء می شد.
•رسول خدا (ص) پس از فتح مکه، در بین مردم اعلام عفو عمومی نمود و خطبه ی دلنشین و مهرآفرین خود را خواند. آن حضرت رو به مردم کرده، فرمود، «خدای را سپاس که وعده اش صادق شد و بنده اش را یاری نمود و احزاب را به تنهایی شکست داد. چه می گویید (ای اهل مکه) و (در مورد من) چه گمان می کنید؟» مردم گفتند: جز خیر نمی گوییم و گمانی جز خیر و خوبی نداریم.
پس از اتمام سخن آنان، حضرت فرمود: من چیزی می گویم که برادرم یوسف به بردارانش گفت: (… لا تثریب علیکم الیوم یغفر الله لکم و هو أرحم الرّاحمین…) ۱۲
سپس به بیان احکام الهی پرداخت و فرمود که تمامی ربا در دروه ی جاهلیت و یا خون ها و اموال و… امروز در زیر قدم های من است (یعنی نادیده گرفته می شود) و از مقام ها به جز سقایه الحاج و کلیدداری بیت همه برداشته می شود و… . ۱۳ ۱ . البرقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ج ۱، ص ۱۲۶؛ شریف رضی، المجازات النبویه، ص ۵۴٫
۲ . احمد بن حنبل، المسند، ج ۴، ص ۱۹۹؛ النسابی، ج ۹، ص ۱۲۳٫
۳ . ابن حجر العسقلانی، احمد بن علی، فتح الباری، ج ۸، ص ۴۵٫
۴ . واقدی، محمد بن عرم المغازی، ج ۲، ص ۷۵۲؛ ابن سعد، محمد، الطبقات اکلری، ج ۴، ص ۲۳۹؛ الیعقوبی، ابن واضح، تاریخ الیعقوبی، ج ۳، ص ۶۵٫
۵ . البوطی، محمد سعید رمضان، فقه السیره، ص ۲۶۴٫
۶ . ابن هشام، سیره النبی، ج ۴، ص ۲۳۷٫
۷ . صالحی، شامی، سبل الهدی، ج ۵، ص ۱۸۷٫
۸ . الأنعام:۳۵٫
۹ . طه: ۱ و ۲٫
۱۰ . المتقی الهندی، علاء الدین، کنزالعمال، ج ۱۰، ص ۵۹۴؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج ۸، ص ۴۲۴٫
۱۱ . واقدی، ج ۲، ص ۸۲۵؛ ابن هشام، ج ۴۷، ص ۵۱؛ مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، ج ۱، ص ۳۹۳٫ (مردان عبارت بودند از: عکرمه بن ابی جهل، هباربن ابی جهل، هباربن اسود، عبدالله بن سعد بن ابی سرح، مقیس بن صبابه لیثی، حویرث بن نقیذ و عبدالله بن هلال بن خطل حضرمی.)
۱۲ . یوسف: ۹۲٫
۱۳ . واقدی، ج ۲، ص ۸۳۵٫
برگرفته از کتاب زن در چشم پیامبر(ص)نوشته خانم ناهید طیبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *