احادیث و سخنان

سخنان کوتاه امام علی در توحید

(۲) این خطبه کوتاه را در مسیر کربلا ایراد فرموده: این دنیا دگرگون و ناآشنا شده، نکوئیهایش پشت کرده، و جز مقدار ناچیزی، همانند ته مانده ظرف، و زندگی پستی چون چراگاهی، از آن باقی نمانده. مگر نمی بینید کسی به حق رفتار نمی کند و از باطل دست نمی کشد. تا مؤمن، به حق، مشتاق لقای خدا شود؟ من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی با ستمکاران را جز محنت نمی دانم. مردم بندگان دنیا هستند، دین لعابی است که تا زندگی روبراه است، به دور زبان می گردانند و چون دوران آزمایش رسد دینداران کمیاب شوند. به مردی که در حضورش غیبت می کرد فرمود: مرد، از غیبت خودداری کن که نانخورش سگهای دوزخ است.
(۳) مردی در محضر آن حضرت گفت: محبت و احسان به نااهل بهدر رود، حضرت فرمود: چنین نیست، نیکی همانند باران است که بر نیک و بد می بارد.
(۴) خدا طاقت هر کس را بگیرد طاعت از او نخواهد، و قدرت هر کس را بستاند بار تکلیف از دوشش بردارد «۱».
(۵) مردمی به طمع عبادت خدا کنند، این عبادت سوداگران است، جمعی از ترس، خدا را بپرستند، این عبادت بردگان است (که از ترس فرمان می برند)، و برخی به شکرانه نعمتها بندگی کنند، این عبادت آزاد مردان، و بهترین عبادت است.
(۶) مردی (با آن حضرت ملاقات کرد و) بی مقدمه عرض کرد: چطورید؟ خدایتان عافیت بخشد، فرمود: اول سلام بعد کلام، خدایت عافیت دهد، سپس فرمود: تا کسی سلام نکند اجازه ورود ندهید.
(۷) «استدراج» (غافلگیری تدریجی) خدا این است که بنده را نعمت فراوان بخشد و توفیق شکر از او بستاند، (تا سرگرم نعمت شده هرگز به یاد ولی نعمت نیفتد تا فرصت از دست برود).
(۸) آنگاه که عبد اللَّه زبیر، عبد اللَّه عباس را به یمن تبعید کرده بود، حضرت این نامه را برای ابن عباس نگاشت «۲». اما بعد، خبر یافتم پسر زبیر ترا به طائف تبعید کرده، خداوند بدین وسیله نام ترا بالا برده و گناهت را فرو نهاده، این شایستگانند که گرفتار می شوند، اگر پاداش (الهی) تنها برای (کارهای مطلوب) و باب طبع بود اجر، اندک می شد، خداوند برای ما و تو صبر در
______________________________
(۱) قسمت اول مربوط به عسرت و مشقت است، و قسمت دوم مربوط به عجز و ناتوانی که هر دو باعث سقوط تکلیف است.
(۲) عبد اللَّه زبیر سال ۶۵، پس از مرگ معاویه بن یزید، یعنی حدود پنج سال پس از حادثه کربلا، در مکه بخلافت رسید، از این رو امکان ندارد این نامه از امام حسین علیه السلام باشد، و شاید از حضرت سجاد (ع) بوده، و این گونه اشتباهات روشن و غیر قابل تأویل نشان می دهد که تا چه اندازه در نقل مطالب مسامحه و سهل انگاری می شده. و برخی از ناقلان و نویسندگان تاریخ و اخبار هیچ حاضر نبوده اند اندک دقتی در صحت متون بکار برند و تنها در فکر گردآوری منقولات، و تحویل آنها به دیگران بوده اند، و با این مقدمه وثوق و اطمینان از این گونه نقلها قهرا سلب می شود و جز با تأیید قرائن و شواهد جبران این وهن و ضعفها ممکن نیست.
دیگر اینکه تبعیدگاه ابن عباس چنان که در متن نامه است و تواریخ هم نقل کرده اند، طائف بوده و ربطی به یمن نداشته، و نمی دانم ذکر یمن به چه مناسبت به میان آمده است.
تحف العقول / ترجمه جنتی، متن، ص: ۳۹۱
مصیبت و شکر در نعمت را مقدر فرماید، و دشمن حسود را به ما شاد نفرماید و السلام.
(۱) سائلی از آن حضرت درخواستی کرد، حضرت فرمود: سؤال روا نیست جز در وامی سنگین، یا فقری ذلت بار، یا (دیه و) غرامتی گران، گفت: جز برای یکی از این سه حاجت نیامده ام، دستور فرمود صد دینار به او بپردازند.
(۲) به فرزندش علی بن الحسین (ع) فرمود: پسر جان، از ظلم به آن بی پناه که جز خدای عز و جل یاوری ندارد حذر کن.
(۳) مردی معنای این آیه را از آن حضرت پرسید «اما نعمت پروردگارت را، باز گوی.
(ضحی: ۱۱). فرمود: خدا به پیغمبر دستور داده نعمتهائی را که در امر دین به او عطا کرده بازگو کند و به زبان آورد.
(۴) مردی انصاری خدمت آن حضرت رسیده می خواست تقاضائی کند، فرمود: انصاری آبروی خود را مریز، خواهشت را بنویس، من به خواست خدا کاری می کنم که خرسند شوی. سائل نوشت: ابا عبد اللَّه (کنیه امام حسین (ع)) فلان، پانصد دینار از من طلبکار است و عرصه را بر من تنگ کرده، از او بخواهید مهلتم دهد تا گشایشی یابم. حضرت ورقه را خواند، وارد منزل شد و کیسه ای محتوی هزار دینار آورد و فرمود: پانصد دینار را برای وامت بپرداز، و پانصد دینار دیگر را صرف زندگی کن، و هیچ گاه جز به یکی از سه کس اظهار حاجت نکن: مردی دیندار، یا جوانمرد، یا پاک گوهر، چه آنکه پای بند دین است به حکم دین آبرویت را نگه می دارد، و جوانمرد از مردانگی خود شرم می کند که ناامیدت سازد، و پاک گوهر می داند که احتیاج ترا به عرضه کردن آبرو واداشته، و برای حفظ آبرویت ترا دست خالی باز نمی گرداند.
(۵) برادران چهار گونه اند: ۱- به نفع تو و خود ۲- به نفع تو ۳- به ضرر تو ۴- نه به نفع تو و نه به نفع خود، پرسیدند: مقصود چیست؟ فرمود: نخست برادری است که از پیوند برادری پایداری آن را خواهد نه مرگش را (به دوام دوستی علاقه مند است) این به سود هر دو است، زیرا اگر برادری، ادامه یابد زندگی هر دو شیرین شود، و اگر درهم ریزد یکسره باطل شود (و هر دو زیان بینند). دوم برادری است که طمع در طرح دوستی نداشته، بلکه شیفته و علاقه مند شخص رفیق است، و منظور دنیوی ندارد، این برادر تمام وجودش را به تو سپارد. سوم برادری که پیوسته چشم به راه گرفتاری و محنت توست، اسرار را فاش کند (کلمه «یغشی» ظاهرا «یفشی» بوده و همین طور ترجمه شد) در قبیله ها دروغ بر تو بندد
تحف العقول / ترجمه جنتی، متن، ص: ۳۹۳
و به رویت چون حسودان بنگرد، لعنت خدای یکتا بر این رفیق. چهارم برادری است که خدا سراپای وجودش را از حماقت انباشته، و (از رحمت خود) دورش ساخته، خود را بر تو مقدم دارد و از سر بخل چشم طمع به مال تو دوزد.
(۱) همنشینی خردمندان نشان پسندیده بودن است، ستیزه با غیر کافر علامت جهل است «۱».
نقادی از گفتار خود، و علم به حقایق اقسام نظر (و مسائل علمی) دلیل علم و دانش است.
(۲) مؤمن خدا را پناه خود گیرد، و گفتار او را آیینه خود سازد، گاه در صفاتی که از برای مؤمنان فرموده بنگرد و گاه در اوصاف متکبران، لطیفه ها از آن برگیرد، خود را درست بشناسد، با زیرکی به مقام یقین رسد، و بر تزکیه و تهذیب نفس توانا باشد.
(۳) از کاری که باید از آن پوزش خواست حذر کن که مؤمن نه بد کند و نه عذر خواهد، و منافق هر روز بد کند و معذرت طلبد.
(۴) سلام هفتاد حسنه (ثواب) دارد شصت و نه ثواب برای سلام کننده و یکی از آن جواب گوینده است.
(۵) بخیل کسی است که از سلام بخل کند.
(۶) هر که خواهد از راه گناه به مقصدی رسد دیرتر به آرزو رسد و زودتر بخطر افتد.
______________________________
(۱) روایات و منطق عقل مجادله و کشمکش را مطلقا منع می کند و اختصاص به غیر کافر در این حدیث یا اشتباه در نقل است یا محتاج به تأویل، و نسخه دیگر هم که «لغیر اهل الفکر» باشد مشکلی حل نمی کند.
تحف العقول / ترجمه جنتی، متن، ص: ۳۹۵
بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم (۱)
برگرفته از کتاب تحف العقول عن آل رسول صل الله علیه و آله نوشته آقای حسن بن علی ابن شعبه الحرانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *