احادیث و سخنان

سخنان کوتاه امام حسین (ع) در حکمت و غیره

۱- امام حسین علیه السلام هنگامی که رهسپار کربلا بودند فرمود: به راستی، دنیا تغییر چهره داده و ناشناخته گشته و نیکی آن در حال نابودی است و از آن جز رطوبتی که در ته ظرفی مانده و جز زندگی وبال آور، همچون چرا گاهی که جز گیاه بیماریزا و بیمصرف چیزی در آن نمیروید، باقی نمانده است.
آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل دست برنمیدارند؟! به طوری که مومن حق دارد که به مرگ و دیدار خدا مشتاق باشد. به راستی، من چنین مرگی را جز سعادت ندانم و زندگی در کنار ظالمان را جز هلاکت نخوانم! همانا مردم دنیاپرستند و دین از سر زبان آنها فراتر نرود و دین را تا آنجا که زندگیشان را رو به راه سازد بچرخانند و چون در بوته آزمایش گرفتار شوند دینداران اندک گردند.
۲- امام حسین علیه السلام به مردی که در حضور ایشان از دیگری غیبت میکرد، فرمود:
ای فلان! از غیبت کردن دست بردار که غیبت خورش سگهای جهنم است.
۳- مردی در حضور امام حسین علیه السلام، گفت: احسان به نااهل کردن تباهی است. امام در پاسخ او، فرمود: چنین نیست، احسان مانند باریدن باران است که نیکوکار و بدکار را در بر میگیرد.
۴- خداوند توان و طاقت کسی را نستاند مگر آن که بار طاعتی را از دوش او بردارد و قدرت را از او نگیرد مگر آن که تکلیفی را از او برگیرد.
۵- به راستی، گروهی خدا را برای چشم داشت پرستش نمایند که آن پرستش بازرگانان است و گروهی او را بیمناکانه پرستش کنند که آن پرستش بردگان است و گروهی وی را سپاسمندانه مندانه پرستند که آن پرستش آزادگان است که این بهترین پرستش است.
تحف العقول / ترجمه حسن زاده، ص: ۴۲۹
۶- مردی در آغاز سخن به امام حسین علیه السلام، گفت: حال شریف چطور؛ خدایت عافیت دهد. امام حسین علیه السلام فرمود: نخست سلام کنید سپس سخن آغاز نمایید خدا تو را عافیت دهد! و در ادامه فرمود: به کسی اجازه ورود ندهید تا اینکه سلام نماید.
۷- دام پنهان خداوند برای بندهاش آن است از نعمت فراوان برخوردارش نماید و توفیق شکرگزاری را از او سلب نماید.
۸- چون عبد اللَه بن زبیر، عبد اللَه بن عباس را به یمن تبعید کرد، امام علیه السلام به ابن عباس چنین نوشت: اما بعد؛ به من گزارش رسیده که ابن زبیر تو را به طائف تبعید نموده است. خداوند به همین خاطر نام تو را پرآوازه سازد و موجب ریزش گناهت گرداند. همانا نیکان روزگار گرفتار شوند و اگر چنین بود که فقط در امور مورد دلخواه پاداش دریافت میکردی، پاداش تو اندک میشد [چرا که خیلی از امور در این دنیا دلخواه انسان نیست]. خداوند ما و تو را مصمم به شکیبائی در هنگام گرفتاری نماید و سپاسگزاری هنگام نعمت داری و ما و تو را هرگز گرفتار شماتت دشمن حسود نگرداند. و السلام. [شایان ذکر است که چون تبعید ابن عباس بعد از قیام مختار بوده این نامه نمیتواند از حسین بن علی علیهما السلام باشد و به احتمال قوی از علی بن حسین علیهما السلام است و به جای یمن، طائف درست است ولی در متن اصلی «یمن» آمده، ما نیز همان طور ثبت کردیم].
۹- مردی به حضور امام حسین علیه السلام شرفیاب شد و درخواست کمک کرد، حضرت فرمود: همانا درخواست کمک مالی خوب نیست مگر برای پرداخت جریمه سنگین یا فقری ذلت بار یا تعهد مالی مهم. آن مرد عرض کرد: من هم برای یکی از این موارد آمدهام. امام حسین علیه السلام دستور داد صد سکه طلا [دینار] به او بدهند.
۱۰- امام حسین علیه السلام به فرزند خود سجاد علیه السلام، فرمود: پسر جانم! مبادا کسی که در برابر تو جز خدای عز و جل یاوری نمییابد مورد ستم تو قرار گیرد.
۱۱- مردی از امام حسین علیه السلام در باره معنی این فرمایش الهی پرسید که: «و از نعمت پروردگار خویش با مردم سخن گوی» [سوره ضحی (۹۳)، آیه ۱۱]، امام علیه السلام فرمود:
خداوند به پیامبر امر فرمود تا آنچه در دین به او نعمت ارزانی کرده بازگو نماید.
۱۲- مردی از انصار نزد امام حسین علیه السلام آمد و میخواست حضرت مشکل مالی او را حل نماید. حضرت فرمود: ای برادر انصاری! آبرویت را با درخواست حضوری [از تباه شدن] نگهدار و درخواست خود را به صورت کتبی عرضه کن و من نیز طوری عمل خواهم کرد که تو را شاد سازد ان شاء اللَه. آن مرد به حضرت چنین نوشت: ای ابا عبد الله! فلانی از من پانصد سکه طلا طلبکار است و برای دریافت آن پافشاری مینماید، لطفا با او گفتگو فرمایید تا فراهم شدن پرداخت آن به من مهلت بدهد. چون امام حسین علیه السلام این نامه ملاحظه فرمود، به منزل خود تشریف برد و کیسهای که در آن هزار سکه طلا بود آورد و به او داد
تحف العقول / ترجمه حسن زاده، ص: ۴۳۱
و سپس فرمود: پانصد سکه آن را به قرضت بده و پانصد سکه دیگر را کمک خرج زندگی خود ساز. و حاجت خود را فقط با این کس در میان بگذار و کمک طلب:
دیندار، جوانمرد و ریشهدار.
اما دیندار برای حفظ دین خود حاجت تو را برآورده میسازد و جوانمرد از مردانگی خود شرم میکند و ریشهدار میداند که تو با این رو انداختن به او از آبرویت مایه گذاشتی، لذا با برآوردن نیازت آبروی تو را حفظ میکند.
۱۳- برادران چهار گونهاند: برادری که سودش نصیب تو و خودش میگردد، برادری که سودش فقط نصیب تو میشود، برادری که فقط زیانش به تو میرسد و برادری که سودش نه نصیب تو گردد و نه نصیب خودش. از امام حسین علیه السلام در این خصوص توضیح خواستند، فرمود: آن برادری که سودش نصیب تو و خودش میگردد، برادری است که هدفش از رفاقت، تداوم برادری است نه نابودی آن؛ پس این برادری به سود هر دوی شماست، زیرا هنگامی که برادری کامل شد زندگی برای هر دو دلپذیر و دوست داشتنی شود و اگر این برادری به ناسازگاری کشد، زندگی هر دو تباه گردد. برادری که فقط سودش نصیب تو میگردد، برادری است که طمع را از خود دور کرده و شیفته تو گشته؛ و چون شیفته برادری است به دنیا طمعی ندارد؛ پس چنین برادری همیشه برای تو مشکلگشا و سودمند است. برادری که فقط زیانش عاید تو گردد، برادر نماست که همیشه منتظر گرفتار شدن توست و با تو یک دل و یک رنگ نیست و بین آشنایان بر تو دروغ میبندد و حسودانه بر تو مینگرد، پس لعنت خدای واحد بر چنین برادری باد! و اما برادری که نه سودش نصیب تو گردد و نه نصیب خودش، آن برادری است که خدا او را پر از حماقت ساخته و او را به کلی از رحمت خود دور کرده است، پس او را مشاهده کنی که خود را بر تو ترجیح دهد و از آن چه نزد توست با تنگ چشمی دنبال آن است.
۱۴- از نشانههای دلیل مقبولیت و نیکنامی، همنشینی با خردمندان است و از نشانههای اسباب نادانی، کشمکش با غیر اهل فکر است و از نشانههای دانا، نقادی از سخن خویش و آگاهی از حقایق فنون رای و نظر است.
تحف العقول / ترجمه حسن زاده، ص: ۴۳۳
۱۵- به راستی، مومن خدا را نگهدار خود گرفته و گفتارش را آئینه خود قرار داده است. گاهی صفت مومنان مد نظر قرار دهد و گاهی وصف ستمگران را از نظر بگذراند؛ پس او از این لحاظ در لطایف و نکتههای دلنشین [قرآن] به سر میبرد و در خودشناسی موفق است و در پرتو خوش فکری به یقین دست یافته و در سایه پاکی، احساس قدرت [و اعتماد به نفس] پیدا کرده است.
۱۶- از هر چه پوزشخواهی را به دنبال دارد دوری کن؛ زیرا مومن نه بد کند و نه پوزش طلبد و منافق هر روز بد کند و به پوزشخواهی پردازد.
۱۷- سلام، هفتاد حسنه دارد، شصت و نه حسنه آن برای سلامکننده است و یک حسنه از آن پاسخ دهنده سلام.
۱۸- بخیل کسی است که از سلام دادن خودداری نماید.
۱۹- هر که با گناه کردن چیزی را به دست آورد، به آنچه امید بسته به سرعت از دست برود و از آنچه گریزان است در چنگ او گرفتار آید.
بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ
از امام سید العابدین علی بن حسین علیهما السلام
اشاره
در تفصیل این معانی روایت شده است
برگرفته از کتاب تحف العقول عن آل رسول (ص) نوشته آقای حسن بن علی ابن شعبه الحرانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *