احادیث و سخنان

توصیف امام کاظم از امامت و امام

عبد العزیز بن مسلم گوید: در شهر مرو همراه حضرت رضا (ع) بودیم، روزی به مسجد جامع رفتم، دیدم مردم در باره امامت بحث و گفتگو می کنند، و سخن از اختلاف- نظرهای موجود بمیان آمد، پس از جلسه من خدمت آن جناب رسیده جریان را بعرض رساندم، حضرت تبسمی کرد.
(۲) فرمود: عبد العزیز! مردم جاهلند و در دینشان فریب خورده اند، خدای عز و جل پیغمبر را قبض روح نکرد جز وقتی که دینش را کامل ساخت، و قرآن را بر او نازل کرد که هر چیز در آن بیان شده، حلال، حرام، حدود و احکام و همه احتیاجات مردم، چنان که فرموده:
«از هیچ چیز در این کتاب فروگذار نکردیم.» (انعام: ۳۸). و در سفر «حجه الوداع» که آخر عمر پیغمبر بود این آیه را فرستاد: «امروز دینتان را کامل ساختم و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را برای دین شما پسندیدم.» (مائده: ۳). امر امامت از کمال دین است و پیغمبر در نگذشت مگر وقتی که نشانه های راه دینش را برای امت بیان کرد، راهها را روشن ساخت، امت را به راه راست گماشت، و علی (ع) را به سمت راهنما و امام برای آنها نصب کرد، و هیچ یک از نیازمندی های آنها را وانگذاشت جز اینکه بیان فرمود، پس هر که تصور کند خدا دینش را ناقص گذاشته، کتاب خدا را رد کرده و هر که کتاب خدا را رد کند کافر است. مردم مقام امامت و موقعیت آن را در بین امت می شناسند تا بتوانند انتخاب کنند.
(۳) امامت مقامی است که خداوند ابراهیم خلیل را پس از رتبه پیغمبری و «خلت» (دوستی) بدان ممتاز ساخت، این سومین رتبه و فضیلتی بود که خلیلش را بدان تشریف داد، و نامش را برافراشت چنان که فرموده: «آنگاه که ابراهیم را پروردگارش به کلماتی آزمود، و چون همه را به پایان رساند فرمود: من تو را امام مردم خواهم ساخت، حضرت خلیل از خرسندی گفت: از نژادم نیز؟ فرمود: عهد من به ستمکاران نرسد.» (بقره: ۱۲۴). این آیه امامت هر ظالمی را تا قیامت رد کرده، و این مقام اختصاص به برگزیدگان امت یافت.
سپس خداوند آن را ارجمند داشت و در نسل برگزیدگان پاک نهاد، فرمود: «به او (یعنی ابراهیم) اسحاق و فرزندزاده اش یعقوب را بخشیدیم، و همه را شایسته قرار دادیم، و آنان را امامانی ساختیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت کنند، و انجام کارهای نیک و بپا داشتن نماز و پرداختن زکات را به آنها وحی کردیم، و به عبادت ما پرداختند» (انبیاء: ۷۳- ۷۲). نسل
تحف العقول / ترجمه جنتی، متن، ص: ۷۰۱
حضرت ابراهیم این مقام را پیوسته قرن بقرن از یک دیگر ارث بردند تا نوبت به پیامبر اسلام رسید و خداوند فرمود: «سزاوارترین مردم به ابراهیم آنها هستند که پیرویش کردند، و این پیغمبر، و آنها که ایمان آوردند.» (آل عمران: ۶۸). امامت به آنان اختصاص یافت و پیغمبر آن را به عهده علی (ع) نهاد، و در نسل برگزیده او که خداوند علم و ایمانشان داده قرار گرفت، و خدا در باره آنها فرمود: «آنها که علم و ایمان یافتند (در پاسخ مجرمان که در قیامت سوگند یاد کنند که ساعتی بیش در دنیا و برزخ درنگ نکرده اند) گویند شما در کتاب خدا تا روز رستاخیز که امروز است درنگ کردید ولی از آن خبر نداشتید.» (روم: ۵۶). این سنتی است که جاری شده و خدا آن را تا قیامت در نسل پیغمبر (ص) قرار داده، که پس از محمد پیغمبری نیست، با این وصف چگونه این خلق نادان مقام امامت را به آراء خود انتخاب می کنند؟ (۱) امامت مقام انبیا و میراث اوصیاء است. امامت جانشینی خدا و خلافت پیغمبر، و مقام امیر المؤمنین و جانشینی حسن و حسین است.
(۲) امام: زمام و عنان دین، نظام مسلمین، صلاح دنیا و عزت مؤمنین است. امام: ریشه بالنده اسلام، و شاخه سربلند آن است. امام: متمم و مکمل نماز، زکات، روزه، حج، و جهاد است، مایه وفور غنیمت، و صدقات، و اجرای حدود و احکام، و استحکام مرزها و سرحدات است.
(۳) امام است که حلال خدا را حلال، و حرامش را حرام کند. حدود را اقامه کند، از دین خداوند دفاع نماید، و (مردم را) با حکمت و موعظه نیک، و حجتهای رسا به راه خدا دعوت کند.
(۴) امام: خورشیدی را ماند که هنگام دمیدن از گوشه افق، آنجا که نه دیده تواندش دید، و نه دست به دامانش تواند رسید، اشعه تابناک خود را بر عالم بگسترد.
(۵) امام: ماه چهارده تابان، چراغ فروزان، نور طالع، اختر راهنما در اعماق تیرگیها، دلیل هدایت، و نجاتبخش از هلاکت است.
(۶) امام: آتشی بر سر تل بلند است «۱»، آن را که گرما خواهد حرارت بخشد، و آن را که گرفتار مهالک شود، راه بنماید، هر که از آن کناره گیرد نابود شود.
(۷) امام: ابر بارنده، باران پیاپی، آسمان سایه افکن، زمین گسترده، چشمه جوشان، برکه و گلزار است.
______________________________
(۱) تشبیه به آتشی است که به رسم اعراب در بیابانها از برای راهنمائی و دعوت گمشدگان و گرسنگان و سرمازدگان افروخته می شده.
تحف العقول / ترجمه جنتی، متن، ص: ۷۰۳
(۱) امام: امینی رفیق، پدری شفیق، و برادری همزاد است، همانند مادری نکوکار نسبت به فرزند خردسال است، پناهگاه بندگان است.
(۲) امام: امین خدا در زمین و در میان خلق است، بر بندگانش حجت، و در شهرهایش جانشین است، (مردم را) به خدا خواند و از حریم او دفاع کند.
(۳) امام: پاک کننده گناهان، و زداینده عیبهاست، خاصه اش علم و نشانش حلم است، نظام دین، عزت مسلمین، خشم منافقین و نابودی کافرین است.
(۴) امام: یگانه دوران است، هیچ کس به پایه او نرسد، عالمی همطرازش نباشد، جایگزین و مثل و مانند ندارد، بدون سعی و طلب به فضل خدای وهاب به همه فضائل ممتاز است، چه کسی تواند به معرفت امام نائل شود، یا به کنه وصفش رسد؟ (۵) هیهات! هیهات! در توصیف شأنی از شئون، یا فضیلتی از فضائل امام، عقلها گمگشته، خردها سرگردان، مغزها حیران، سخنوران فرو مانده، شاعران خسته، ادیبان ناتوان، زبان آوران وامانده، دانشمندان درمانده، و همه به عجز و تقصیر خویش معترفند. با این وصف چگونه توان همه فضائل او را بیان کرد، یا او را چنان که هست به نعت آورد؟ و چگونه کسی تواند جایگزین وی شود، یا از عهده کارش برآید؟ و کی؟ با اینکه امام چون اختران از دسترس متناولان، و توصیف واصفان بدور است، اینان پندارند این مقام در غیر آل پیغمبر (ص) یافت شود؟ به خدا، نفسشان به آنها دروغ گفته، و یاوه سرائیها آرمانها (ی غلط) به آنان داده که پا به نردبانی دشوار نهاده، و راهی لغزنده در پیش گرفته اند، که گامها (ی نااستوار)- شان آنها را به پرتگاه افکند، همی خواهند امام را به آرای خود نصب کنند، چگونه حق انتخاب دارند با اینکه امام عالمی خالی از جهل، و سرپرستی خالی از مکر (و به نقل دیگر مناسبتر، خالی از ضعف) است امام معدن نبوت است، در نسب طعنی ندارد و در حسب هماوردی، نژاد از قریش دارد، قله از هاشم، و عترت از پیغمبر (ص)، شرف اشراف است و نسل عبد مناف. علمی فزاینده و حلمی به کمال دارد، در این امر (امامت) توانا و به سیاست داناست، در خور ریاست، و واجب الاطاعه است، قائم به امر خدا و خیر خواه بندگان اوست. خداوند پیامبران و اوصیای آنها را توفیق دهد، استوار سازد، از علم نهفته و حکمتش چندان به آنها عطا کند که نصیب هیچ کس ننماید، علمشان ما فوق همه دانشمندان زمان است، (۶) خداوند فرموده:
تحف العقول / ترجمه جنتی، متن، ص: ۷۰۵
«آیا آن که به راه حق هدایت کند برای پیروی شایسته تر است یا آن که خود راه نشناسد جز اینکه هدایتش کنند؟ شما را چه شده؟ چگونه قضاوت می کنید؟» (یونس: ۳۵) و در قصه طالوت «۱» فرموده: «خدا او را بر شما بگزیده، و در علم و نیروهای جسمانی فزونی داده، و خدا ملک خویش به هر که خواهد دهد.» (بقره: ۲۴۷). (و طالوت با اینکه پیغمبر نبوده خداوند همان مقام پادشاهی را با قید علم و قدرت به او عطا کرد) و در حکایت حضرت داود فرماید:
«داود جالوت را کشت و خدا به او پادشاهی و حکمت داد، و آنچه (از علوم) می خواست به وی آموخت.» (بقره: ۲۵۱). (۱) و به پیغمبرش فرماید: «خدا کتاب و حکمت را بر تو نازل کرد، و آنچه را نمی دانستی به تو آموخت، و فضل خدا بر تو بزرگ است.» (نساء: ۱۱۳).
و در باره امامان خاندان و عترت و نسل پیغمبر (ص) فرماید: «بلکه بر مردم (یعنی اهل بیت پیغمبر) بر آنچه خدا از فضلش به آنها عنایت کرده رشگ می برند؟ … (ما به آل ابراهیم کتاب و حکمت و ملکی عظیم داده ایم، اما مردم برخی بدان ایمان آوردند و برخی سد راه شدند و جهنم برای کیفر آنان) آتشی (کافی است).» (نساء: ۵۵- ۵۴). آن بنده را که خدا برای اداره امور بندگانش انتخاب کند، سینه اش را برای این کار بگشاید، چشمه های حکمت را در قلبش بیندوزد و به زبانش روان سازد، و از آن پس دیگر در پاسخ هیچ سؤال نماند، و راهی نادرست نپیماید و پیوسته از توفیق و استقامت و تأیید (خدائی) برخوردار باشد، از خطا و لغزش ایمن گردد، خدا او را بدین فضائل ممتاز سازد، تا حجت خلق و شاهد بندگانش باشد، آیا مردم می توانند به چنین کس دست یابند تا او را انتخاب کنند و منتخبشان دارای این اوصاف باشد؟
______________________________
(۱) پادشاه اسرائیلی که برای نجات قوم بنی اسرائیل از اسارت دشمن از طرف خدا مأمور شد.
تحف العقول / ترجمه جنتی، متن، ص: ۷۰۷
(۱)
برگرفته از کتاب تحف العقول عن آل رسول صل الله علیه و آله نوشته آقای حسن بن علی ابن شعبه الحرانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *