احادیث و سخنان

ایمان و امامت ائمه در سخنان پیامبر

اشاره
( مصدر روایت: امام علی علیه السّلام راوی: ابان از سلیم.
زمان: سالهای سکوت.
مکان: مدینه.
موضوع: آموزش عقیدتی.
آموزشهای عقیدتی؛ تعریف اسلام، ایمان، پایه های ایمان و مراحل تکاملی آن؛ یقین، صبر، عدل، جهاد.

مراتب ایمان، کفر، گمراهی.
مبانی امامت علی و آل علیهم السّلام)
متن:
ابان بن ابی عیاش از سلیم بن قیس نقل کند که گفت:
شنیدم که مردی از علی بن ابی طالب در باره ایمان پرسید و گفت: ای امیر مؤمنان! برایم از ایمان بگو که از آن جز از تو و پس از تو از کسی نپرسم.
علی علیه السّلام گفت: مردی نزد پیامبر صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم آمد و آنچه تو از من پرسیدی از آن حضرت پرسید و به پیامبر همین را گفت که تو گفتی و خواست که او را حدیث کند.
پیامبر صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم به او فرمود: «بنشین و به آنچه ایمان آوردی عمل کن.» سپس علی علیه السّلام به آن مرد رو کرد و فرمود: آیا می دانی که جبرئیل به گونه انسانی نزد رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم آمد و به آن حضرت گفت: «اسلام چیست؟» رسول فرمود:
«گواهی به اینکه الهی جز خدا نیست و محمّد فرستاده خدا است، و بر پای داشتن نماز و دادن زکاه و انجام حج و گرفتن روزه رمضان و غسل جنابت» جبرئیل گفت:
«ایمان چیست»؟
رسول گفت: «اینکه به خدا و فرشتگان و نامه های آسمانی و فرستادگانش و به زندگی پس از مرگ و به قضا و قدر خدا و خوبی و بدی و تلخی و شیرینی آن ایمان آوری».
پس از آنکه آن مرد برخاست و رفت، رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم فرمود: «این جبرئیل بود، آمده بود تا دینتان را به شما بیاموزد». هر چه را رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم به جبرئیل فرمود، جبرئیل به حضرتش می گفت: راست گفتی. جبرئیل گفت: «رستاخیز چه زمانی
تاریخ سیاسی صدر اسلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: ۱۰۵
است؟ رسول گفت: هر دوی ما نمی دانیم. جبرئیل گفت: راست گفتی».
آنگاه علی علیه السّلام فرمود: بدان که ایمان بر چهار پایه استوار است؛ یقین، صبر، عدل و جهاد.
یقین بر چهار بخش است؛ شوق، شفق، زهد، ترقب؛ آن کس که مشتاق بهشت باشد، خویش را از شهوات پاک گرداند، و آن کس که از دوزخ گریزد، باید که از محرمات بپرهیزد، و آن کس که در دنیا زهد ورزد، مصائب دنیا بر او آسان باشد، و آن کس که در انتظار مرگ باشد در خیرات سرعت گیرد.
صبر بر چهار بخش است: بینش و بینائی فهمیدن، تفسیر حکمت، شناخت عبرت و دریافت سنّت نخستین ایمان آورندگان؛ آن کس که بینش و بینائی فهمیدن داشت، حکمت برایش روشن باشد، و آن که در حکمت روشن بود، درس گیرد و عبرت آموزد، و آن که عبرت را درک کرد، حکمت را تفسیر کند و آن که حکمت را تفسیر کرد در عبرت نگرد و آن که در عبرت نگریست گوئی در میان نخستین ایمان آورندگان است.
و عدل بر چهار بخش است: پیچیدگیها و دشواریهای فهم، فرو رفتن در دانش، حکم روشن و شکوفایی بردباری. آن کس که فهمید، دانش مجمل را تفسیر کند، و آن که دانست، چشمه ساران حکمت به او روی کند، و آن که بردبار بود و در زندگیش زیاده روی نکرد، در میان مردم ستودنی زیست.
جهاد را چهار بخش است: امر به معروف و نهی از منکر، راستی و درستی در همه جا، خشم برای خدا، دشمنی و خشم بر فاسقان؛ آن کس که امر به معروف کند، پشت مؤمن را نیرومند گرداند، و آن که نهی از منکر کند، بینی فاسق را به خاک مالد و آن که در همه جا صداقت داشت، آنچه وظیفه او است به جای آورد، و آن که با فاسقان دشمنی و بد خلقی نمود و برای رضای خدا خشمگین شد، خداوند به خاطر او بر دشمنش خشمگین شود. این ایمان، پایه ها و بخشهایش بود.
تاریخ سیاسی صدر اسلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: ۱۰۶
آن مرد به حضرتش گفت: ای امیر مؤمنان! کم ترین چیزی که فرد با آن مؤمن یا کافر یا گمراه می گردد چیست؟
حضرتش فرمود: حال که پرسیدی پس پاسخ را گوش کن: کم ترین چیزی که فرد با آن مؤمن می باشد این است که به پروردگاری و یکتایی خداوند که خویش را به او شناسانده، اقرار کند، و به نبوت پیامبرش که او را به وی شناسانده اقرار کند، و با اطاعت خویش از حجت خدا در زمین و شاهد بر خلقش که به او شناسانده، اقرار نماید.
آن مرد گفت: ای امیر مؤمنان! حتی اگر همه چیز را به جز آنچه گفتی نداند؟
فرمود: آری! هر گاه فرمان یابد اطاعت کند و هر گاه نهی شود، خودداری کند.
در ادامه، حضرتش فرمود: و کم ترین چیزی که به کفر فرد منجر می شود این است که به چیزی باور داشته باشد و پندارد که خداوند وی را به انجام آن فرمان داده، حال آنکه خداوند او را از آن نهی کرده، سپس آن را بخشی از دین خویش قرار دهد و نسبت به آن تولّی و تبرّا داشته باشد و پندارد که این گونه دارد خداوندی را می پرستد که وی را به آن فرمان داده است! و کم ترین چیزی که به گمراهی فردی انجامد این است که حجت خدا در زمین و شاهد بر خلقش را که خداوند امر به اطاعت و قبول ولایتش کرده، نشناسد.
آن مرد گفت: ای امیر مؤمنان! حجج خداوند را برایم نام ببر، فرمود: کسانی که خداوند آنان را به خود و پیامبرش نزدیک گردانیده و فرموده: «اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول و صاحبان امر خود را». «۱» آن مرد گفت: آنان را برایم روشن نما، فرمود: کسانی که رسول خدا در باره آنان در آخرین خطبه اش در واپسین روز زندگیش، فرمود: «همانا که من در میان شما دو اصل مهم را گذاشتم که اگر به آن دو تمسک جوئید هرگز گمراه نشوید؛ کتاب خدا و
______________________________
(۱)- قرآن ۴/ ۵۹٫
تاریخ سیاسی صدر اسلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: ۱۰۷
اهل بیت من، همانا که خداوند با من عهد کرده که آن دو مانند این دو انگشت میانی کنار هم (و نه مانند انگشت میانی و شست که از یک دیگر جدا و یکی از دیگری بلندتر است) از یک دیگر جدا نشوند تا که در رستاخیز، کنار حوض کوثر بر من وارد شوند، پس آن دو را بچسبید تا گمراه نشوید و بر آن دو پیشی نگیرید که هلاک شوید و از آن دو عقب نمایند که پراکنده گردید و به آنان نیاموزید که داناتر از شما هستند».
مرد گفت: ای امیر مؤمنان! نخستین حجّت را برایم نام ببر! فرمود: کسی که رسول خدا در غدیر خم او را به امامت امت منصوب کرد و به امت فرمود که «او از خودشان بر آنان سزاوارتر است»، سپس دستورشان فرمود که «این مهم را حاضران به غایبان برسانند». آن مرد گفت: گفتم: تو او هستی ای امیر مؤمنان؟ فرمود: من نخستین و برترین شانم، سپس پسرم حسن پس از من سزاوارتر به مؤمنان از خودشان است، سپس پسرم حسین پس از حسن سزاوارتر به مؤمنان از خودشان است؟ سپس اوصیاء رسول خدا، یکی پس از دیگری تا که در رستاخیز در کنار حوض بر او وارد شوند. مرد برخاست و به سوی علی علیه السّلام رفت و سر حضرتش را بوسه زد، سپس گفت: برایم روشن ساختی و همّ و غمّ را از من دور ساختی و هر چه در قلبم بود از میان بردی.
این حدیث در این منابع نیز آمده است:
مجلسی/ بحار ۶۸/ ۲۸۸، ۶۹/ ۱۶، ۲۳/ ۸۲، ۷۲/ ۱۲۲،+ صدوق/ معانی ۳۷۴+ کلینی/ کافی ۲/ ۵۰، ۴۱۴٫+ اثبات الهداه ۱/ ۹۴،+ نهج البلاغه ۴۶۹٫+ حرانی/ تحف ۱۱۰+ صدوق/ خصال، باب ۴ ح ۷۴٫+ ثقفی/ الغارات ۱۴۲٫

تاریخ سیاسی صدر اسلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: ۱۰۸
برگرفته از کتاب تاریخ سیاسی صدر اسلام نوشته آقای ابو صادق سلیم بن قیس الهلالی العاوی الکوفی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *